لزوم تبری جستن از قاتلان حضرت امام حسین (علیه السّلام)

 

لعنت نمودن رسول الله (صلی الله علیه و آله) بر قاتلان حضرت امام حسین (علیه السّلام) 

در احادیث نبوی از به شهادت رسیدن حضرت امام حسین (علیه السّلام) به اهل بیت (صلوات الله علیهم) خبر داده شده است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قاتلان حضرت امام حسین (علیه السّلام) را لعن نموده اند و از روی گردانان از لعن بر قاتلان و دشمنان حضرت سیدالشهداء به غیر از تقیه بیزاری جسته اند. طبق گفته پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خدا قاتلان حسين (علیه السّلام) را با آن افرادى كه آنان را دوست داشته باشند و ياور آنان باشند و افرادى كه بدون تقيه از لعن بر آنان خوددارى نمايند لعنت كرده است.

 

رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  در حدیثی درباره شهادت حضرت امام حسین (علیه السّلام) و لعنت بر قاتلان ایشان به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند:

« حدثني محمد بن عبد الله بن جعفر الحميري عن أبيه عن علي بن محمد بن سالم عن محمد بن خالد عن عبد الله بن حماد البصري عن عبد الله بن عبد الرحمن الأصم عن مسمع بن عبد الملك عن أبي عبد الله (ع) قال: كان الحسين (ع) مع أمه تحمله فأخذه‏ رسول الله (ص) فقال لعن الله قاتليك و لعن الله سالبيك و أهلك الله المتوازرين عليك و حكم الله بيني و بين من أعان عليك. فقالت: فاطمة يا أبت أي شي‏ء تقول؟ قال: يا بنتاه ذكرت ما يصيبه بعدي و بعدك من الأذى و الظلم و الغدر و البغي و هو يومئذ في عصبة كأنهم نجوم السماء يتهادون إلى القتل و كأني أنظر إلى معسكرهم و إلى موضع رحالهم و تربتهم. فقالت: يا أبت و أين هذا الموضع الذي تصف قال موضع يقال له كربلاء و هي ذات كرب و بلاء علينا و على الأمة يخرج عليهم شرار أمتي و لو أن أحدهم يشفع له من في السماوات و الأرضين ما شفعوا فيهم و هم المخلدون في النار. قالت: يا أبت فيقتل؟ قال: نعم يا بنتاه قتل قبله أحد كان تبكيه السماوات و الأرضون و الملائكة و الوحش و الحيتان في البحار و الجبال. لو يؤذن لها ما بقي على الأرض متنفس و تأتيه قوم من محبينا ليس في الأرض أعلم بالله و لا أقوم بحقنا منهم و ليس على ظهر الأرض أحد يلتفت إليه غيرهم أولئك مصابيح في ظلمات الجور و هم الشفعاء و هم واردون حوضي غدا أعرفهم إذا وردوا علي بسيماهم و أهل كل دين يطلبون أئمتهم و هم يطلبوننا و لا يطلبون غيرنا و هم قوام الأرض بهم ينزل الغيث و ذكر الحديث بطوله.» (1)

« محمد بن عبد الله بن جعفر حميرى از پدرش از على بن محمد بن سالم از محمد بن خالد از عبد الله بن حماد بصرى از عبد الله بن عبد الرحمن اصم از مسمع بن عبد الملك از ابى عبد الله (علیه السّلام) نقل كرده است كه آن حضرت فرمودند: حضرت امام حسين (علیه السّلام) در آغوش مادر گراميشان بودند، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) ایشان را گرفتند و فرمودند: خداوند متعال قاتلان تو را لعنت كند، حق تعالى كسانى را كه جامه از تن تو بيرون مى‏آورند؛ لعنت نمايد، خدا بكشد آنان را كه يكديگر را بر عليه تو كمك مى ‏كنند و خداوند بين من و آنان حكم بنمايد.

حضرت فاطمه (سلام الله عليها) عرض كردند: اى پدر چه مى ‏فرمائيد؟ حضرت فرمودند: دخترم مصيبتهائى كه بعد از من و تو به او مى ‏رسد و اذيتها و ظلمها و مكرها و تعدیهائى كه متوجهش مى‏گردد را به خاطر می آوردم، در آن روز او را جمعى از مردان كه جملگى همچون ستارگان درخشانند دربرمی گیرند و همگى به سمت شهادت می شتابند، گويا اكنون لشكرگاه آنها را می بینم و به جايگاه و محل دفن ايشان مى‏ نگرم.

حضرت فاطمه (سلام الله عليها) عرض كردند: اى پدر جايى را كه توصيف مى ‏فرمائيد؛ كجا است؟ حضرت فرمودند: مكانى است كه به آن كربلا مى ‏گويند و آن زمين، براى ما و امت موجب اندوه و بلاء است. بدترين افراد امت من بر ايشان خروج مى ‏نمايند، اگر تمام اهل آسمانها و زمين شفيع يك نفر از اين گروه شرور باشند، شفاعتشان پذيرفته نشود و به طور قطع تمام آنها در جهنم جاويد خواهند بود.

حضرت فاطمه (سلام الله عليها) عرض كردند: پدر، اين طفل كشته خواهد شد؟ حضرت فرمودند: بله دخترم، پيش از او كسى اين طور كشته نشده است و آسمانها و زمين و فرشتگان و حيوانات وحشى و ماهیهاى دريا و كوهها برايش گريه كنند. اگر اين موجودات مأذون بودند پس از شهادت اين طفل هيچ موجود زنده ای روى زمين باقى نمى ‏ماند. گروهى از دوستان ما خواهند آمد كه در روى زمين كسى از آنها اعلم به خدا نبوده و كوشاتر در اقامه حق ما از آنها نمى ‏توان يافت و روى زمين احدى غير از ايشان نيست كه مورد التفات و توجه باشد، ايشان چراغهاى فروزانى هستند كه در ظلمات جور و ستم مى ‏درخشند. ايشان شفیع ديگران هستند و در فرداى قيامت بر حوض من وارد خواهند شد، هنگامى كه بر من وارد شوند، به وسيله سيما و چهرهایشان آنان را مى‏شناسم. اهل هر دينى پيشوايان خود را طلب می کنند و ايشان طالب ما هستند و غير از ما را طلب نمى‏كنند، ايشان باعث قوام و استوار بودن زمين مى ‏باشند، به بركت آنها باران بر زمين مى‏بارد.» (2)

 

در تفسير امام حسن عسكرى (علیه السّلام) ذیل آیه هشتاد و چهار سوره مبارکه بقره حضرت امام حسن عسکری از قول رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره لعن بر قاتلان حضرت امام حسن (علیه السّلام) و حضرت امام حسین (علیه السّلام) فرموده اند:

« تفسير الإمام (عليه السّلام)‏ قال رسول الله (ص) لما نزلت «و إذ أخذنا ميثاقكم لا تسفكون دماءكم» في اليهود أي الذين نقضوا عهد الله و كذبوا رسل الله و قتلوا أولياء الله أ فلا أنبئكم بمن يضاهيهم من يهود هذه الأمة قالوا بلى يا رسول الله قال قوم من أمتي ينتحلون أنهم من أهل ملتي يقتلون أفاضل ذريتي و أطايب أرومتي و يبدلون شريعتي و سنتي و يقتلون ولدي الحسن و الحسين كما قتل أسلاف اليهود زكريا و يحيى ألا و إن الله يلعنهم كما لعنهم و يبعث على بقايا ذراريهم قبل يوم القيامة هاديا مهديا من ولد الحسين المظلوم يحرقهم بسيوف أوليائه إلى نار جهنم ألا و لعن الله قتلة الحسين (ع) و محبيهم و ناصريهم و الساكتين عن لعنهم من غير تقية يسكتهم ألا و صلى الله على الباكين على الحسين رحمة و شفقة و اللاعنين لأعدائهم و الممتلئين عليهم غيظا و حنقا ألا و إن الراضين بقتل الحسين شركاء قتلته ألا و إن قتلته و أعوانهم و أشياعهم و المقتدين بهم براء من دين الله‏ إن الله ليأمر ملائكته المقربين أن يتلقوا دموعهم المصبوبة لقتل الحسين إلى الخزان في الجنان فيمزجوها بماء الحيوان فتزيد عذوبتها و طيبها ألف ضعفها و إن الملائكة ليتلقون دموع الفرحين الضاحكين لقتل الحسين يتلقونها في الهاوية و يمزجونها بحميمها و صديدها و غساقها و غسلينها فيزيد في شدة حرارتها و عظيم عذابها ألف ضعفها يشدد بها على المنقولين إليها من أعداء آل محمد عذابهم.» (3)

در تفسير امام حسن عسكرى (علیه السّلام) آمده است، پيغمبر اکرم (صلى الله عليه و آله) فرمودند: آیه «هنگامى كه از شما عهد و پيمان گرفتيم كه خونهاى خود را نريزيد. (سوره مبارکه بقره، آیه 84)» در شأن آن يهوديانى نازل شد كه عهد و پيمان خدا را شكستند، پيامبران خدا را تكذيب نمودند، اولياء خدا را شهيد كردند. سپس حضرت رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمودند: آيا مي خواهيد شما را از يهوديان اين امت كه شبيه به آن يهوديان هستند؛ آگاه كنم؟ گفتند: آرى يا رسول الله، فرمودند: گروهى از امت من مي باشند كه خود را از امت من مي دانند و مع ذلك، بافضيلت‏ترين ذريه مرا شهيد مى ‏كنند، پاكيزه ‏ترين نسل مرا به قتل مي رسانند، شريعت و سنت مرا تغيير مي دهند، حسن و حسين مرا شهيد مى ‏نمايند همان طور كه گذشتگان يهود يحيى بن زكريا را كشتند. آگاه باشيد، همان طور كه خدا كشندگان حضرت زكريا را لعنت كرد، قاتلان حسنين را نيز لعنت خواهد نمود.

خداى توانا قبل از روز قيامت يك هادى و مهدى (يعنى حضرت صاحب الزمان) را از اولاد حسين مظلوم (علیه السّلام) براى فرزندان آنان مبعوث خواهد كرد تا آنان را به وسيله شمشيرهاى دوستانش به آتش جهنم بسوزاند.

 آگاه باشيد؛ خدا قاتلان حسين (علیه السّلام) را با آن افرادى كه آنان را دوست داشته باشند و ياور آنان باشند و افرادى كه بدون تقيه از لعن بر آنان خوددارى نمايند لعنت كرده است.

آگاه باشيد؛ خدا بر گريه‏كنندگان امام حسين (علیه السّلام) و اشخاصى كه دشمنان او را لعنت كنند و افرادى كه قلبشان از غيظ و غضب بر آنان پر باشد صلوات و رحمت مي فرستد.

آگاه باشيد؛ افرادى كه به قتل حسين (علیه السّلام) راضى باشند در قتل آن حضرت شريك خواهند بود.

آگاه باشيد؛ قاتلان امام حسين (علیه السّلام) و ياران و تابعين ايشان و اشخاصى كه از آنان پيروى نمودند، از دين خدا بيزارند.

خداى مهربان به ملائكه مقربين خود دستور مي دهد آن اشكهایى را كه در عزاى امام حسين (علیه السّلام) ريخته مى‏شود به خازنهای بهشت بدهند تا آنها را با آب حيات ممزوج نمايند و گوارائى آب حيات بدين وسيله هزار برابر آن خواهد شد.

ملائكه اشك افرادى را كه براى خوشحالی و خندان شدن از قتل امام حسين (علیه السّلام) مي ريزند، در جهنم مي برند و آنها را به آب جوش و صديد و غساق و غسلين‏ آن ممزوج مي كنند تا حرارت آن بيشتر و عذاب آن هزار برابر شديدتر گردد و دشمنان آل محمد (صلى الله عليه و آله) كه در جهنم هستند، به وسيله آن معذب شوند.» (4)

 

در كامل الزيارات در حدیثی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از لعنت و غضب و عذاب و ذلت و عقوبت خداوند بر كسى كه حضرت امام حسین (علیه السّلام) را بکشد و با ایشان دشمنى كند و به جنگ برخیزد، خبر داده اند:

«حدثني أبي رحمه الله عن سعد بن عبد الله عن محمد بن عيسى بن عبيد اليقطيني عن محمد بن سنان عن أبي سعيد القماط عن ابن أبي يعفور عن أبي عبد الله (ع)  قال: بينما رسول الله (ص) في منزل فاطمة (ع) و الحسين (ع) في حجره إذ بكى و خر ساجدا ثم قال يا فاطمة يا بنت محمد إن العلي الأعلى ترائى لي في بيتك هذا في ساعتي هذه في أحسن صورة و أهيإ هيئة و قال لي يا محمد أ تحب الحسين (ع) فقلت نعم قرة عيني و ريحانتي و ثمرة فؤادي و جلدة ما بين عيني فقال لي يا محمد و وضع يده على رأس الحسين (ع) بورك من مولود عليه بركاتي و صلواتي و رحمتي و رضواني. و لعنتي و سخطي و عذابي و خزيي و نكالي على من قتله و ناصبه و ناواه و نازعه أما إنه سيد الشهداء من الأولين و الآخرين في الدنيا و الآخرة و ذكر الحديث.» (5)

«پدرم (رحمة الله عليه) از سعد بن عبد الله از محمد بن عيسى بن عبيد يقطينى‏ از محمد بن سنان از ابى سعيد قماط از ابن ابى يعفور از حضرت ابى عبد الله (علیه السّلام) نقل نمودند كه آن حضرت فرمودند: روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در منزل حضرت فاطمه (سلام الله عليها) تشريف داشتند در حالى كه حضرت امام حسين (علیه السّلام) در دامن آن جناب بودند، حضرت گريستند و به سجده رفتند و سپس فرمودند: اى فاطمه، اى دختر محمد، در اين ساعت و در همين مكان خداوند على اعلى‏ در بهترين صورت و زيباترين شكل خود را به من نشان داد [مقصود رسول حق تبارك و تعالى است يعنى جبرئيل (عليه السّلام) است.] و گفت: اى محمد، آيا حسين (علیه السّلام) را دوست دارى؟ گفتم: بلى، نور ديده و گل خوشبو و ميوه دل و پرده ما بين ديد‏گان من است. در حالى كه دست بر سر حسين (علیه السّلام) نهاده بود، به من فرمود: اى محمد، بركت حاصل مى ‏شود از مولودى كه بر او بركات و رحمت و رضوان من مى ‏باشد و لعنت و غضب و عذاب و ذلت و عقوبت من بر كسى كه او را می کشد و نصب عداوتش نماید و با او دشمنى كند و با وى به جنگ برخیزد. به یقین او سرور شهداء از اولين و آخرين در دنيا و آخرت است.»

 

در عيون أخبار الرضا (علیه السّلام) نیز از قول رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بدترین افراد امت را قاتلان حضرت امام حسین (علیه السّلام) نام برده است:

« و بإسناده عن علي (ع) قال قال النبي (ص): يقتل الحسين شر الأمة و يتبرأ من ولده من يكفر بي.» (6)

«با استنادات جعابی از حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) از پيغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) روايت شده است که فرمودند: بدترين اين امت، حسين (علیه السّلام) را شهيد خواهند كرد و كسى كه از فرزندان حسين بيزارى بجويد به من كافر شده است.»

 

ثواب لعن بر قاتلان حضرت امام حسین (علیه السّلام) پس از نوشیدن آب

در احادیث رسیده از ثواب بسیار زیاد لعن بر قاتلان حضرت امام حسین (علیه السّلام) پس از نوشیدن آب سخن رفته است که در این مجال به ذکر یکی از آن احادیث می پردازیم:

«حدثني محمد بن جعفر الرزاز الكوفي عن محمد بن الحسين عن الخشاب عن علي بن حسان عن عبد الرحمن بن كثير عن داود الرقي قال: كنت عند أبي عبد الله (ع) إذا استسقى الماء فلما شربه رأيته قد استعبر و اغرورقت عيناه بدموعه ثم قال لي يا داود لعن الله قاتل الحسين (ع) فما من عبد شرب الماء فذكر الحسين (ع) و لعن قاتله إلا كتب الله له مائة ألف حسنة و حط عنه مائة ألف سيئة و رفع له مائة ألف درجة و كأنما أعتق مائة ألف نسمة و حشره الله ‏تعالى يوم القيامة ثلج الفؤاد.» (7)

« محمد بن جعفر رزاز از كوفى از محمد بن الحسين از خشاب از على بن حسان از عبد الرحمن بن كثير از داود رقى وى مى ‏گويد در محضر مبارك حضرت امام صادق (علیه السّلام) بودم، حضرت آب طلبيدند و زمانى كه آب را نوشيدند؛ ديدم در حضرت حالت گريه پدیدار شد و دو چشم آن حضرت غرق اشك شد سپس به من فرمودند: اى داود، خدا قاتل حسين (علیه السّلام) را لعنت كند، بنده ‏اى نيست كه آب بنوشد و حسين (علیه السّلام) را ياد نماید و قاتلش را لعنت كند مگر آنكه خداوند منان صد هزار حسنه براى او منظور مى ‏كند و صد هزار گناه از او محو می نماید و صد هزار درجه مقامش را بالا می برد و گويا صد هزار بنده آزاد كرده باشد و روز قيامت حق تعالى او را با قلبى آرام و مطمئن محشور مى‏ كند.»(8)

 

لعنت نمودن انبیاء بر قاتلان حضرت اباعبدالله (علیه السّلام)

انبیای الهی نیز از سرزمین کربلا عبور نموده اند و بر قاتلان حضرت امام حسین (علیه السّلام) لعنت فرستاده اند و لعن بر قاتلان حضرت اباعبدالله (علیه السّلام) را به فرزندان و امت خویش نیز توصیه نموده اند:

«و حدثني أبو الحسين محمد بن عبد الله بن علي الناقد قال حدثني أبو هارون العيسي [العبسي‏] عن أبي الأشهب جعفر بن حنان [حيان‏] عن خالد الربعي قال حدثني من سمع كعبا يقول:‏ أول من لعن قاتل الحسين بن علي (ع) إبراهيم خليل الرحمن لعنه و أمر ولده بذلك و أخذ عليهم العهد و الميثاق ثم لعنه موسى بن عمران و أمر أمته بذلك ثم لعنه داود و أمر بني إسرائيل بذلك ثم لعنه عيسى و أكثر أن قال يا بني إسرائيل العنوا قاتله و إن أدركتم أيامه فلا تجلسوا عنه فإن الشهيد معه كالشهيد مع الأنبياء مقبل غير مدبر [مقبلا غير مدبر] و كأني أنظر إلى بقعته و ما من نبي إلا و قد زار كربلاء و وقف عليها و قال إنك لبقعة كثيرة الخير فيك يدفن القمر الأزهر.» (9)

ابو الحسين محمد بن عبد الله بن على الناقد مى‏گويد، ابو هرون عيسى از ابى الاشهب جعفر بن حيان از خالد ربعى نقل نمود، كسى كه از كعب شنيده بود که گفت: اولين كسى كه قاتل حضرت حسين بن على (علیه السّلام) را لعن نمود حضرت ابراهيم خليل الرحمن بود، آن حضرت قاتل حضرت سيد الشهداء (علیه السّلام) را لعن نمود و به فرزندانشان نيز امر فرمودند كه چنين نمايند و بر آن از آنها عهد و پيمان گرفت و سپس حضرت موسى بن عمران قاتل آن حضرت را لعن كرد و امتش را به آن مأمور ساخت. پس از ايشان حضرت داود قاتل آن حضرت را لعن كرد و به بنى اسرائيل امر نمود كه آنان را لعن كنند و سپس حضرت عيسى به آن مبادرت نمود و بيشترين گفتار آن حضرت اين بود كه اى بنى اسرائيل قاتل حسين بن على (علیه السّلام) را لعنت كنيد و اگر زمان آن حضرت را درك نموديد، مبادا او را تنها گذارید و در ركابش حاضر نشويد زيرا كسى كه با آن حضرت شهيد شود همچون شهيد با انبياء است، او روى آورنده است نه‏ پشت‏كننده، گويا به جايگاه او را می بینم و به ایشان می نگرم و نيست پيغمبرى مگر آنكه كربلاء را زيارت کرده باشد و بر آنجا بايستد و بگوید: تو بقعه ای پربرکت هستی، در تو ماه درخشان دفن مى‏ گردد.» (10)

 

مورد لعن قرار گرفتن حرمت شکنان اهل بیت (صلوات الله علیهم)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شش دسته را ملعون اعلام نمودند که از این شش دسته سه دسته اختصاص به دشمنان ائمه معصومین (صلوات الله علیهم) دارد؛ یکی از این گروهها کسانی هستند که حرمت اهل بیت را بشکنند و دو دسته دیگری که شامل دشمنان اهل بیت (صلوات الله علیهم) می شود؛ كسانى كه به زور قدرت پيدا كنند تا كسى را كه خدا او را عزيز قرار داده است؛ ذليل كنند و كسانى را كه خدا او را ذليل قرار داده است؛ عزيز كنند.

«حدثنا حمزة بن محمد بن أحمد العلوي رضي الله عنه قال حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد الهمداني قال حدثنا يحيى بن الحسن بن جعفر قال حدثنا محمد بن ميمون الخزاز قال حدثنا عبد الله بن ميمون عن جعفر بن محمد عن أبيه عن علي بن الحسين (ع) قال قال رسول الله (ص)‏ ستة لعنهم الله و كل نبي مجاب الزائد في كتاب الله و المكذب بقدر الله و التارك لسنتي و المستحل من عترتي ما حرم الله و المتسلط بالجبروت ليذل من أعزه الله و يعز من أذله الله و المستأثر بفي‏ء المسلمين المستحل له.» (11)

«عبد الله بن ميمون از حضرت امام صادق (علیه السّلام) و ایشان از پدرانش نقل مى‏كند كه پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: شش گروه هستند كه خداوند و هر پيامبر مستجاب الدعوه ‏اى آنان را لعنت كرده است: كسى كه چيزى بر كتاب خدا بيفزايد و كسى كه قضا و قدر الهى را تكذيب كند و كسى كه سنت مرا ترك نمايد و كسى كه حرمتى را كه خدا بر اهل بيت من قرار داده بشكند و كسى كه به زور قدرت پيدا كند تا كسى را كه خدا او را عزيز قرار داده ذليل كند و كسى را كه خدا او را ذليل قرار داده عزيز كند و كسى كه بيت المال مسلمانان را به خود اختصاص دهد و آن را براى خود حلال بداند.» (12)

 

 از جابر و او از حضرت محمد بن على (علیه السّلام) از قول رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره لزوم تبری از دشمنان اهل بیت (صلوات الله علیهم) ذکر شده است:

«حدثني محمد بن عبد الله بن جعفر الحميري عن أبيه عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب عن محمد بن حماد الكوفي عن إبراهيم بن موسى الأنصاري قال حدثني مصعب عن جابر عن محمد بن علي (ع) قال قال رسول الله (ص):‏ من سره أن يحيا حياتي و يموت مماتي و يدخل جنتي جنة عدن غرسها ربي بيده فليتول عليا و يعرف فضله و الأوصياء من بعده و يتبرى من عدوي أعطاهم الله فهمي و علمي هم عترتي من لحمي و دمي أشكو إلى ربي عدوهم من أمتي المنكرين لفضلهم القاطعين فيهم صلتي و الله ليقتلن ابني ثم لا تنالهم شفاعتي.» (13)

«محمد بن عبد الله بن جعفر حميرى از پدرش از محمد بن حسين بن ابى الخطاب از محمد بن حماد كوفى از ابراهيم بن موسى انصارى نقل كرده كه وى گفت مصعب از جابر و او از حضرت محمد بن على (علیه السّلام) نقل نمود كه آن حضرت فرمودند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: كسى كه دوست دارد حياتش حيات من و مماتش ممات من باشد و به بهشت جاودانى كه حق تعالى درختانش را به دست قدرتش كاشته داخل گردد بايد على (علیه السّلام) را دوست بدارد و به فضل آن حضرت و جانشينانش آگاه باشد و از دشمن من تبرى و دورى بجويد، خداوند متعال فهم و دانش من را به ايشان (حضرت على و اوصيايش عليهم السلام) اعطاء فرمود، ايشان اهل بيت من بوده كه از گوشت و خون من مى ‏باشند. شكايت دشمنان ايشان از امتم را به خدا خواهم نمود، دشمنانى كه منكر فضيلت ايشان هستند و به جاى اينكه صله رحم من را نموده آن را قطع كرده‏ اند. به خدا قسم فرزندم را خواهند كشت و به دنبالش شفاعت من به ايشان نخواهد رسيد.» (14)

 

پی نوشتها

(1) كامل الزيارات، صفحه 69

(2) ترجمه كامل الزيارات، صفحه 213 – 212

(3) بحار الأنوار، جلد‏44، صفحه 305 – 304

(4) ترجمه بحار الأنوار، جلد‏44، صفحه 305 – 304

(5) كامل الزيارات، صفحه 67

(6) عيون أخبار الرضا عليه السلام، جلد‏2، صفحه 64

(7) كامل الزيارات، صفحه 107 – 106

(8) ترجمه كامل الزيارات، صفحه 347

(9 )كامل الزيارات، صفحه 67

(10) ترجمه كامل الزيارات، صفحه 208 – 207

(11) الخصال، جلد‏1، صفحه 338 - بحار الأنوار، جلد‏44، صفحه300

(12) ترجمه الخصال، جلد‏1، صفحه493 – 491

(13) كامل الزيارات، صفحه 71

(14) ترجمه كامل الزيارات، صفحه 219

 

منابع

- قرآن کریم

- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403ق.

- ترجمه الخصال، محمد بن على‏ ابن بابويه، مترجم: يعقوب جعفرى، قم، نسيم كوثر،1382

- ترجمه كامل الزيارات‏، جعفر بن محمد ابن قولويه، مترجم: محمد جواد ذهنى تهرانى، تهران،‏ پيام حق،1377 ش‏.

- الخصال‏، محمد بن على‏ ابن بابويه، محقق و مصحح: على اكبر غفارى، قم‏، جامعه مدرسين، ‏1362ش‏.

- زندگانى حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام (ترجمه جلد 44 بحار الأنوار)، محمد باقر بن محمد تقى‏ مجلسى، مترجم محمد جواد نجفى، تهران‏، اسلاميه‏، 1362 ش‏.

- عيون أخبار الرضا عليه السلام،‏ محمد بن على ابن بابويه، ‏محقق / مصحح: مهدى‏ لاجوردى، تهران‏، نشر جهان‏، 1378 ق‏.

- كامل الزيارات‏، جعفر بن محمد ابن قولويه، محقق / مصحح: عبد الحسين ‏امينى، نجف اشرف، ‏دار المرتضوية، 1356 ش‏.

: فاطمه ابوحمزه