آیه اکمال دین یکی از آیاتی است که بعد از اعلام ولایت حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) نازل شد و خداوند اعلام فرمود که با ولایت بلافصل حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) دین اسلام کامل شده است. در احادیث و تفاسیر شیعی این مهم ذکر شده است که آخرین فريضه ای که خداوند متعال نازل کرد، ولایت حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) بود و پس از آن دیگر هیچ فريضه ای نازل نشد.
در این زمینه به بررسی احادیثی که به شأن نزول این آیه اشاره دارد؛ می پردازیم:
1. احادیث متعدد درباره نزول آیه در غدیر خم و کمال دین با ولایت حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) در تفاسیر
در این مجال به ترتیب بررسی تفاسیر و کتب معتبر شیعی می پردازیم که شأن نزول این آیه را در عید غدیر خم ذکر نموده اند:
1-1 تفسیر فرات الكوفي
در تفسیر فرات کوفی چندین حدیث متواتر درباره شأن نزول این بخش از آیه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِیناً» در روز غدیر آمده است:
«فرات قال حدثني الحسين بن سعيد معنعنا عن إبراهيم بن محمد بن إسحاق العطار و كان من أصحاب جعفر [ع قال سمعته] يقول في قول الله تعالى الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي قال بعلي. [في علي (ع)].» (1)
فرات گفت: جعفر بن محمد فزاری برایم روایت کرد (به صورت معنعن) از ابیالجارود که از أصحاب حضرت امام صادق (علیه السّلام) گفت که از ایشان شنیدم که فرمودند: هنگامی که خداوند متعال آیه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي» را نازل فرمود، [امام] فرمود: پس کمال دین به ولایت علی بن ابیطالب (علیهالسلام) بود.
«فرات قال حدثني الحسين بن سعيد قال حدثنا علي بن حفص العوسي [العرسي] قال حدثنا يقطين الجواليقي عن جعفر عن أبيه [ع] في قوله [قول الله] الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي قال نزلت في علي بن أبي طالب (ع) خاصة دون الناس.» (2)
فرات گويد: حسين بن سعيد برايم روايت كرد و گفت على بن حفص عوسى (عرسى) برايمان روايت كرد، گفت: يقطين جواليقى برايمان روايت كرد از حضرت امام صادق (علیه السّلام) از پدرش (عليه السلام) درباره سخن خداوند متعال: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي» فرمود: اين آيه مخصوصاً و به طور خاص در شأن على بن ابىطالب (عليهالسلام) نازل شده است، نه براى ديگر مردم.
«فرات قال حدثني جعفر بن محمد الفزاري معنعنا عن أبي الجارود قال سمعت أبا جعفر (ع) يقول حين أنزل الله تعالى «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي» قال فكان كمال الدين بولاية علي بن أبي طالب (ع). » (3)
فرات گفت: جعفر بن محمد فزاری برایم روایت کرد (به صورت معنعن) از ابی الجارود که گفت: از حضرت امام باقر (علیه السّلام) شنیدم که فرمود: هنگامی که خداوند متعال آیه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي» را نازل فرمود، [امام] فرمود: پس کمال دین به ولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود.
«الحسين الصائغ قال حدثنا الحسن بن علي الصيرفي عن محمد بن البزاز عن فرات بن أحنف عن أبي عبد الله (ع) قال قلت [له] جعلت فداك للمسلمين عيد أفضل من الفطر و الأضحى و يوم الجمعة و يوم عرفة قال فقال لي نعم أفضلها و أعظمها و أشرفها عند الله منزلة و هو اليوم الذي أكمل الله فيه الدين و أنزل على نبيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» قال قلت و أي يوم هو قال فقال لي إن أنبياء بني إسرائيل كانوا إذا أراد أحدهم أن يعقد الوصية و الإمامة للوصي من بعده ففعل ذلك جعلوا ذلك اليوم عيدا و إنه اليوم الذي نصب فيه رسول الله (ص) عليا للناس علما و أنزل فيه ما أنزل و كمل [أكمل] فيه الدين و تمت فيه النعمة على المؤمنين قال قلت و أي يوم هو في السنة قال فقال لي إن الأيام تتقدم و تتأخر فربما كان يوم السبت و الأحد و الإثنين إلى آخر الأيام [السبعة] قال قلت فما ينبغي لنا أن نعمل في ذلك اليوم قال هو يوم عبادة و صلاة و شكر لله [تعالى] و حمد له و سرور لما من الله به عليكم من ولايتنا و إني أحب لكم أن تصوموه [تصوموا].» (4)
الحسين الصائغ گويد: حسن بن على صيرفى برايمان روايت كرد از محمد بن بزاز از فرات بن أحنف از حضرت امام صادق (علیه السّلام) كه گفت: به ايشان عرض كردم: فدايت شوم، آيا براي مسلمانان عيدى برتر از عيد فطر و قربان و روز جمعه و روز عرفه وجود دارد؟ فرمود: آرى، برترين و بزرگترين و شريفترين آنها نزد خدا، روزى است كه خداوند در آن دين را كامل كرد و بر پيامبرش نازل فرمود: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» گفتم: آن كدام روز است؟ فرمود: همانا پيامبران بنىاسرائيل هرگاه يكى از آنان مىخواست وصيت و امامت را براى وصى پس از خود عقد كند و چنين مىكرد، آن روز را عيد قرار مى دادند. و اين همان روزى است كه رسول خدا (صلىالله عليه و آله) على را براى مردم به عنوان «عَلَم» (پرچم و نشانه راهنما) نصب كرد و آنچه را بايد نازل شود در آن نازل كرد، و در آن روز دين كامل شد و نعمت بر مؤمنان تمام گرديد. گفتم: آن در كدام روز از سال است؟ فرمود: همانا روزها جلو و عقب مىافتند، گاهى روز شنبه و يكشنبه و دوشنبه مىشود تا آخر ايام هفته.
گفتم: پس ما را چه مى سزد كه در آن روز انجام دهيم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز و سپاسگزارى از خداوند متعال و حمد او و شادمانى به خاطر ولايتى است كه خداوند به وسيله ما بر شما منت نهاد و من دوست دارم كه شما آن روز را روزه بگيريد.
1-2 تفسیر نورالثقلین
در تفسیر نورالثقلین از کتابهای تفسير على بن إبراهيم، روضة الكافي، أمالي صدوق، عيون الاخبار، مجمع البيان، الخصال و علل الشرائع احادیثی درباره آیه اکمال دین در روز غدیر آمده است. که به برخی از این احادیث اشاره می شود:
« في أمالي الصدوق (ره) باسناده الى الصادق جعفر بن محمد عن أبيه عن آبائه عليهم السلام قال: قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) يوم غدير خم أفضل أعياد أمتي و هو اليوم الذي أمرنى الله تعالى ذكره فيه بنصب أخى على بن أبي طالب عليه السلام علما لامتى يهتدون به من بعدي و هو اليوم الذي أكمل الله فيه الدين و أتم على أمتي فيه النعمة و رضى لهم الإسلام دينا.» (5)
در کتاب أمالی صدوق (رحمه الله) با سندش از حضرت امام صادق (علیه السلام) از پدرشان از اجدادش (علیهم السلام) نقل کردند که فرمودند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر خم فرمود: «بهترین عید امّت من، روز غدیر خم است؛ همان روزی که خداوند متعال مرا امر کرد که برادرم علی بن ابیطالب علیهالسلام را به عنوان عَلَم (پرچم راهنما) برای امتم نصب کنم تا پس از من به او هدایت شوند. و آن روزی است که خداوند در آن دین را کامل کرد و نعمت را بر امتم تمام نمود و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندید.»
« في تفسير على بن إبراهيم حدثني أبى عن صفوان بن يحيى عن العلا عن محمد بن مسلم عن أبي جعفر عليه السلام قال: آخر فريضة أنزلها الله تعالى الولاية ثم لم ينزل بعدها فريضة، ثم نزل: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» بكراع الغميم فأقامها رسول الله (صلى الله عليه و آله) بالجحفة فلم ينزل بعدها فريضة.»(6)
در کتاب تفسیر علی بن إبراهیم آمده است: پدرم از صفوان بن یحیی از علاء از محمد بن مسلم از حضرت امام باقر (علیه السّلام) روایت کرد که فرمود: «آخرین فريضه ای که خداوند متعال نازل کرد، ولایت بود؛ سپس پس از آن دیگر هیچ فريضه ای نازل نشد. بعد از آن آیه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» در مکان کراع الغميم نازل شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را در جحفه برپا داشت (اقامه کرد) و پس از آن دیگر هیچ فريضهای نازل نشد.»
« في مجمع البيان باسناده الى ابى سعيد الخدري ان رسول الله صلى الله عليه و آله لما نزلت هذه الاية قال: الله أكبر على إكمال الدين و إتمام النعمة و رضا الرب برسالتي و ولاية على بن أبي طالب من بعدي، و قال: من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله، و المروي عن الإمامين أبي جعفر و أبي عبد الله عليهما السلام انه انما نزل بعد أن نصب النبي صلى الله عليه و آله عليا علما للأنام يوم غدير خم بعد منصرفه عن حجة الوداع، قالا: و هو آخر فريضة أنزلها الله تعالى ثم لم ينزل بعدها فريضة.» (7)
در کتاب مجمع البیان با سندش از ابوسعید خدری نقل شده که هنگامی که این آیه نازل شد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «الله أكبرُ على إكمالِ الدّين و إتمامِ النّعمة و رضَا الرّبِّ برسالتي و ولايةِ عليِّ بنِ أبي طالبٍ من بعدي: الله اکبر بر کامل شدن دین و تمام شدن نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من و ولایت علی بن ابیطالب پس از من.» و فرمود: «من كنتُ مولاهُ فعليٌّ مولاهُ، اللهم والِ من والاهُ و عادِ من عاداهُ و انصُرْ من نصرهُ و اخذُلْ من خذلهُ: هر کس که من مولای اویم، پس علی مولای اوست. خدایا، دوست بدار هر که او را دوست بدارد، دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد، یاری کن هر که او را یاری کند و خوار کن هر که او را خوار کند.»
و از امامان حضرت امام صادق و حضرت امام باقر (علیهما السّلام) علیهماالسلام روایت شده است که: این آیه تنها بعد از آن نازل شد که پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) را در روز غدیر خم، پس از بازگشت از حجة الوداع، به عنوان عَلَم (پرچم هدایت) برای مردم نصب کرد. آن دو امام فرمودند: «و این آیه آخرین فريضه ای است که خداوند متعال نازل فرمود و پس از آن دیگر هیچ فريضه ای نازل نشد.»
1-3 كنز الدقائق و بحر الغرائب
در كنز الدقائق و بحر الغرائب روایات متعدد از فرات، كافي، علل الشرائع، أمالي الصدوق و خصال درباره این آیه و نزول آیه اکمال دین ذکر شده است که در این مجال به ذکر برخی از آنها می پردازیم:
«و بإسناده إلى الحسن بن علي (عليهما السلام) عن النبي (صلى الله عليه و آله) حديث طويل يقول فيه (عليه السلام): و حب أهل بيتي و ذريتي استكمال الدين، و تلا رسول الله (صلى الله عليه و آله) هذه الآية: اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا إلى آخر الآية.» (8)
«با سند خود از حضرت امام حسن بن علی (علیه السّلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده که حدیثی طولانی نقل شده است. در بخشی از این حدیث، حضرت امام حسن (علیه السّلام) می فرماید: « و محبّت اهل بیت من و ذریّه من، استکمال دین (تکمیل و کامل شدن دین) است.» سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این آیه را تلاوت کرد: «امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم تا پایان آیه.»
كنز الدقائق و بحر الغرائب از عيون الاخبار در این باره نقل کرده است:
«و في عيون الاخبار بإسناده إلى الرضا (عليه السّلام) حديث طويل و فيه يقول (عليه السّلام): و أنزل في حجة الوداع و هي في آخر عمره (صلى الله عليه و آله) «اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا» و أمر الإمامة من تمام الدين.» (9)
در کتاب عیون الأخبار با سند خود از حضرت امام رضا (علیه السّلام) حدیث طولانی ای نقل شده است که در بخشی از آن حضرت (علیهالسلام) می فرماید: «این آیه در حجة الوداع نازل شد، در حالی که حجة الوداع در آخرین سال عمر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً» و امر امامت از تمامیت و کمال دین است.»
كنز الدقائق و بحر الغرائب از شرح الآيات الباهرة در این باره نقل کرده است:
«و في شرح الآيات الباهرة و روى أبو نعيم عن رجاله عن أبي سعيد الخدري: أن رسول الله (صلى الله عليه و آله) دعا الناس إلى علي يوم غدير خم و أمر بقلع ما تحت الشجر من الشوك و قام فدعا [عليا] (عليه السلام) فأخذ بضبعيه حتى نظر [الناس] إلى إبطيه و قال: من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، و انصر من نصره و اخذل من خذله. ثم لم يفترقا حتى أنزل الله عز و جل: «اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا» (فقام) النبي صلى الله عليه و آله- فقال: الله أكبر على إكمال الدين و إتمام النعمة، و رضا الرب برسالتي و بولاية علي من بعدي.]» (10)
« در شرح الآیات الباهره ابونعیم به واسطه از راویانی از ابوسعید خدری نقل کرده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز غدیر خم مردم را به سوی علی دعوت کرد و دستور داد خارهای زیر درخت را بردارند. سپس قیام کرد، حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) را فرا خواند، بازویش را آنچنان بالا برد که زیر بغلش پیدا شد و فرمود: «هر کس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست. خدایا، دوست بدار کسی را که او را دوست بدارد، دشمن بدار کسی را که او را دشمن بدارد، یاری کن کسی را که او را یاری کند و خوار گردان کسی را که او را خوار کند.»
آن دو از یکدیگر جدا نشده بودند که خداوند عزّ و جل این آیه را نازل کرد: «امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین برای شما پذیرفتم.»
سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله) برخاست و فرمود: الله اکبر بر کامل شدن دین و تمام شدن نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من و به ولایت علی پس از من.»
2. احادیث متعدد درباره نزول آیه در غدیر خم و کمال دین با ولایت حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) در کتب معتبر شیعی
1 – 2 الکافی
در کتاب شریف کافی ضمن ذکر خطبه وسیله حضرت امیرالمومنین علی (علیه السّلام) درباره آیه اکمال دین آمده است:
« محمد بن علي بن معمر عن محمد بن علي بن عكاية التميمي عن الحسين بن النضر الفهري عن أبي عمرو الأوزاعي عن عمرو بن شمر عن جابر بن يزيد قال: دخلت على أبي جعفر (ع) فقلت يا ابن رسول الله قد أرمضني اختلاف الشيعة في مذاهبها فقال يا جابر أ لم أقفك على معنى اختلافهم من أين اختلفوا و من أي جهة تفرقوا قلت بلى يا ابن رسول الله قال فلا تختلف إذا اختلفوا يا جابر إن الجاحد لصاحب الزمان كالجاحد لرسول الله (ص) في أيامه يا جابر اسمع و (ع) قلت إذا شئت قال اسمع و (ع) و بلغ حيث انتهت بك راحلتك إن أمير المؤمنين (ع) خطب الناس بالمدينة بعد سبعة أيام من وفاة رسول الله (ص) و ذلك حين فرغ من جمع القرآن و تأليفه فقال ... و قوله (ع) حين تكلمت طائفة فقالت نحن موالي رسول الله ص فخرج رسول الله (ص) إلى حجة الوداع ثم صار إلى غدير خم فأمر فأصلح له شبه المنبر ثم علاه و أخذ بعضدي حتى رئي بياض إبطيه رافعا صوته قائلا في محفله من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه فكانت على ولايتي ولاية الله و على عداوتي عداوة الله و أنزل الله عز و جل في ذلك اليوم «اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا» فكانت ولايتي كمال الدين و رضا الرب جل ذكره و أنزل الله تبارك و تعالى اختصاصا لي و تكرما نحلنيه و إعظاما و تفصيلا من رسول الله (ص) منحنيه ...» (11)
«محمد بن علي بن معمر از محمد بن علي بن عُكاية تميمي از حسين بن نضر فهري از ابوعمرو اوزاعي از عمرو بن شمر از جابر بن يزيد روايت كرده است كه گفت: بر حضرت امام باقر (عليه السّلام) وارد شدم و عرض كردم: ای فرزند رسول خدا، اختلاف مذاهب و نظرات شيعيان مرا به شدت آزار داده است.
حضرت فرمود: ای جابر، آيا تو را بر معناى اختلافشان واقف نساختم؟ از كجا اختلاف كردند و از چه جهت پراكنده شدند؟ گفتم: آرى، ای فرزند رسول خدا.
فرمود: پس هرگاه آنان اختلاف كردند، تو اختلاف مكن. ای جابر، همانا منكر صاحب الزمان مانند منكر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در دوران اوست. ای جابر، بشنو و حفظ كن. گفتم: هرطور بفرمایید. فرمود: بشنو و حفظ كن و اين علم را تا آنجا كه مركبت تو را مى برد، برسان. حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) هفت روز پس از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مدينه براى مردم خطبه خواند و اين هنگامى بود كه از جمع آورى و تأليف قرآن فارغ شده بود. پس فرمودند: ... هنگامی که گروهی سخن گفتند و ادعا کردند: «ما موالی و دوستان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستیم. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به سوی حجة الوداع حرکت کردند سپس به غدیر خم آمدند. دستور دادند تا چیزی شبیه منبر برایش آماده کنند. سپس بر بالای آن رفتند، بازوی مرا گرفتند و بالا بردند تا جایی که سفیدی زیر بغلهایش دیده میشد و با صدای بلند در میان آن اجتماع بزرگ فرمودند: «هر کس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست. خدایا، دوست بدار هر که او را دوست بدارد و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد.» پس ولایت من، ولایت خدا است و دشمنی با من، دشمنی با خدا است.
و خداوند عزّ و جل در همان روز نازل فرمود: « امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین برای شما پذیرفتم.»
بنابراین، ولایت من کمال دین و موجب رضایت پروردگار جلّ ذکره است و خداوند تبارک و تعالی این آیه را به صورت اختصاصی برای من نازل کرد؛ به عنوان اکرام و احسانی که به من بخشید و به عنوان تعظیم و تفصیلی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به من عطا فرمود.»
در بخش دیگری نیز در کتاب کافی درباره شأن نزول آیه اکمال دین چنین آمده است:
«و أنزل في حجة الوداع و هي آخر عمره (ص) «اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا» و أمر الإمامة من تمام الدين و لم يمض (ص) حتى بين لأمته معالم دينهم و أوضح لهم سبيلهم و تركهم على قصد سبيل الحق و أقام لهم عليا (ع) علما و إماما و ما ترك لهم شيئا يحتاج إليه الأمة إلا بينه فمن زعم أن الله عز و جل لم يكمل دينه فقد رد كتاب الله و من رد كتاب الله فهو كافر به هل يعرفون قدر الإمامة و محلها من الأمة فيجوز فيها اختيارهم إن الإمامة أجل قدرا و أعظم شأنا و أعلى مكانا و أمنع جانبا و أبعد غورا من أن يبلغها الناس بعقولهم أو ينالوها بآرائهم أو يقيموا إماما باختيارهم...» (12)
در حجه الوداع و در آخر عمر شریف رسول الله (صلی الله علیه و آله) آیه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً» نازل شد و امر امامت از تمامیت دین است. و پیامبر (صلی الله علیه و آله) از دنیا نرفت تا اینکه معالم دینشان را برای امتش بیان کرد، راهشان را برایشان روشن نمود، آنان را بر صراط مستقیم و قصد سبيل الحق گذاشت و حضرت امیرالمومنین علی (علیه السّلام) را برای آنان به عنوان عَلَم (پرچم هدایت) و امام برپا داشت. و هیچ چیز را برای امت باقی نگذاشت که بدان نیاز داشته باشند مگر اینکه آن را برایشان تبیین کرد. پس هر کس گمان کند که خداوند عزّ و جل دینش را کامل نکرده، کتاب خدا را رد کرده است و هر کس کتاب خدا را رد کند، به آن کافر شده است. آيا مردم به قدر و ارزش امامت و موقعيت آن در بين امت آگاهند تا انتخابات آنان در آن مورد قابل قبول باشد؟ همانا امامت اجلّ قدراً، اعظم شأناً، اعلی مکاناً، امنع جانباً و ابعد غوراً از آن است که مردم با عقلهای خود به آن برسند یا با آراء و نظراتشان آن را به دست آورند یا با انتخاب خود امام را نصب کنند.
2 – 2 امالی صدوق
در کتاب امالی صدوق نیز به شأن نزول آیه اکمال دین اشاره شده است که در این مجال به ذکر آن می پردازیم:
« حدثنا الحسن بن محمد بن الحسن بن إسماعيل السكوني في منزله بالكوفة قال حدثني إبراهيم بن محمد بن يحيى النيسابوري قال حدثنا أبو جعفر بن السري و أبو نصر بن موسى بن أيوب الخلال قال حدثنا علي بن سعيد قال حدثنا ضمرة بن شوذب عن مطر عن شهر بن حوشب عن أبي هريرة قال: من صام يوم ثمانية عشر من ذي الحجة كتب الله له صيام ستين شهرا و هو يوم غدير خم لما أخذ رسول الله (ص) بيد علي بن أبي طالب (ع) و قال أ لست «أولى بالمؤمنين» قالوا نعم يا رسول الله قال من كنت مولاه فعلي مولاه فقال له عمر بخ بخ يا ابن أبي طالب أصبحت مولاي و مولى كل مسلم فأنزل الله عز و جل اليوم أكملت لكم دينكم...» (13)
« شهر بن حوشب از ابى هريره گفت: هر كه روز هجدهم ماه ذي الحجه را روزه بگیرد، خدا برايش ثواب روزه شصت ماه را بنويسد و آن روز غدير خم است كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست على بن ابى طالب را گرفت و فرمود: آيا من از مؤمنان به خودشان اولى نيستم؟ گفتند: بله يا رسول الله، فرمود: هر كه را من مولاي او هستم، على مولای او است. عمر به او گفت: به به اى پسر ابى طالب مولاى من و مولاى هر مسلمان گرديدى خداى عز و جل هم اين آيه را فرستاد كه امروز دين را براى شما كامل كردم...» (14)
3 – 2 الخصال
در کتاب الخصال نیز به شأن نزول آیه اکمال دین اشاره شده است که در این مجال به ذکر آن می پردازیم:
«أبي رضي الله عنه قال حدثنا سعد بن عبد الله قال حدثني أحمد بن الحسين بن سعيد قال حدثني أحمد بن إبراهيم و أحمد بن زكريا عن محمد بن نعيم عن يزداد بن إبراهيم عمن حدثه من أصحابنا عن أبي عبد الله (ع) قال سمعته يقول قال أمير المؤمنين (ع): و الله لقد أعطاني الله تبارك و تعالى تسعة أشياء لم يعطها أحدا قبلي خلا النبي (ص) لقد فتحت لي السبل و علمت الأنساب و أجرى لي السحاب و علمت المنايا و البلايا و فصل الخطاب و لقد نظرت في الملكوت بإذن ربي فما غاب عني ما كان قبلي و ما يأتي بعدي و إن بولايتي أكمل الله لهذه الأمة دينهم و أتم عليهم النعم و رضي إسلامهم إذ يقول يوم الولاية لمحمد (ص) يا محمد أخبرهم أني أكملت لهم اليوم دينهم و رضيت لهم الإسلام دينا و أتممت عليهم نعمتي كل ذلك من من الله علي فله الحمد.» (15)
از حضرت امام صادق (علیه السّلام) روایت شده که فرمود: شنیدم از حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) که فرمود: « به خدا سوگند، خداوند تبارک و تعالی نه چیز به من عطا کرده است که به هیچ کس پیش از من نداده بود، جز پیامبر (صلی الله علیه و آله) راهها برایم گشوده شد، انساب و نسبها را آموختم، ابرها برایم روان گردید، مرگها و بلاها را دانستم، فصل الخطاب (سخن قاطع و جداکننده حق از باطل) به من داده شد و به اذن پروردگارم در ملکوت نگریستم پس هیچ چیز از آنچه پیش از من بوده یا پس از من خواهد آمد، بر من پوشیده نماند.
و همانا به خاطر ولایت من بود که خداوند دین این امت را کامل کرد و نعمت را بر آنان تمام نمود و اسلامشان را (به عنوان دین) پذیرفت. در روز ولایت، خداوند به محمد (صلی الله علیه و آله) فرمود: ای محمد، به مردم خبر ده که من امروز دینشان را برایشان کامل کردم و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندیدم و نعمت خود را بر آنان تمام نمودم. همه اینها فضل و منّتی است از جانب خداوند بر من، پس ستایش مخصوص اوست.»
4 – 2 عيون أخبار الرضا عليه السلام
در کتاب عيون أخبار الرضا عليه السلام نیز به شأن نزول آیه اکمال دین اشاره شده است که در این مجال به ذکر آن می پردازیم:
«حدثنا أبو العباس محمد بن إبراهيم بن إسحاق الطالقاني رضي الله عنه قال حدثنا أبو أحمد القاسم بن محمد بن علي الهاروني قال حدثني أبو حامد عمران بن موسى بن إبراهيم عن الحسن بن القاسم الرقام قال حدثني القاسم بن مسلم عن أخيه عبد العزيز بن مسلم قال: كنا في أيام علي بن موسى الرضا (ع) بمرو فاجتمعنا في مسجد جامعها في يوم الجمعة في بدء مقدمنا فإذا رأى الناس أمر الإمامة و ذكروا كثرة اختلاف الناس فيها فدخلت على سيدي و مولائي الرضا (ع) فأعلمته ما خاض الناس فيه فتبسم (ع) ثم قال يا عبد العزيز جهل القوم و خدعوا عن أديانهم إن الله تبارك و تعالى لم يقبض نبيه (ص) حتى أكمل له الدين و أنزل عليه القرآن فيه تفصيل كل شيء بين فيه الحلال و الحرام و الحدود و الأحكام و جميع ما يحتاج إليه كملا فقال عز و جل «ما فرطنا في الكتاب من شيء» و أنزل في حجة الوداع و هي آخر عمره (ص) «اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا» و أمر الإمامة من تمام الدين و لم يمض (ص) حتى بين لأمته معالم دينهم و أوضح لهم سبيلهم و تركهم على قصد الحق و أقام لهم عليا ع علما و إماما و ما ترك شيئا يحتاج إليه الأمة إلا بينه فمن زعم أن الله عز و جل لم يكمل دينه فقد رد كتاب الله عز و جل و من رد كتاب الله تعالى فهو كافر هل يعرفون قدر الإمامة و محلها من الأمة فيجوز فيها اختيارهم إن الإمامة أجل قدرا و أعظم شأنا و أعلى مكانا و أمنع جانبا و أبعد غورا من أن يبلغها الناس بعقولهم أو ينالوها بآرائهم أو يقيموا إماما باختيارهم إن الإمامة خص الله بها إبراهيم الخليل (ع) بعد النبوة و الخلة مرتبة ثالثة و فضيلة شرفه بها و أشاد بها ذكره فقال عز و جل إني جاعلك للناس إماما...» (16)
« عبد العزيز بن مسلم گويد: در زمان حضرت امام على بن موسى الرضا (علیه السّلام) در مرو بوديم، از آغاز ورود - روز جمعه- در مسجد جامع آن شهر گرد آمده بوديم و مردم در باره امامت و اختلافات زياد مردم در آن مورد، بحث و گفتگو مى كردند، من نزد آقا و سرورم حضرت امام رضا (علیه السّلام) رفتم و گفتگوهاى مردم را به عرض ايشان رساندم، حضرت تبسمى كرده فرمودند: اى عبد العزيز، مردم اطلاعى ندارند، از دين خود به نيرنگ گمراه شده اند، خداوند تبارك و تعالى پيامبر (صلی الله علیه و آله) خود را قبض روح نكرد مگر بعد از اينكه دين را براى او كامل گردانيد و قرآن را كه بيان همه چيز در آن است، بر او نازل فرمود، حلال و حرام، حدود و احكام و جميع نيازمندیها را به طور تمام و كمال در آن بيان فرمود و گفت: «ما فرطنا في الكتاب من شيء: ما هیچ چیز را در این کتاب فروگذار نکرده ایم.(سوره مبارکه انعام، آیه 38)» و در حجة الوداع كه در آخر عمر حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) واقع شد اين آيه را نازل فرمود: «اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا: امروز دين شما را برايتان كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين، براى شما پسنديدم. (سوره مبارکه مائده، آیه 3) » و مسأله امامت، تمام كننده و كامل كننده دين است و حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) قبل از وفات خود، دين را براى مردم توضيح داده تبيين فرمود و راه آن را براى آنان آشكار كرد، آنان را در مسير حق قرار داد و حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) را به عنوان امام و راهنما برايشان تعيين فرمود و تمام آنچه را كه مردم به آن نيازمندند، بيان فرمود. هر كس گمان كند، خداوند دين خود را كامل نكرده است، در حقيقت كتاب خدا را رد كرده است و هر كس كتاب خدا را رد كند، كافر است. آيا مردم به قدر و ارزش امامت و موقعيت آن در بين امت آگاهند تا انتخابات آنان در آن مورد قابل قبول باشد؟ امامت، جليل القدرتر، عظيم الشأنتر، والاتر، منيعتر و عميقتر از آن است كه مردم با عقول خود آن را درك كنند، يا با آراء و عقائد خويش آن را بفهمند يا بتوانند با انتخاب خود امامى برگزينند، امامت چيزى است كه خداوند بعد از نبوت و خلت (مقام خليل اللهى) در مقام سوم، ابراهيم خليل (عليه السّلام) را بدان اختصاص داده به آن فضيلت مشرف فرمود و نام او را بلند آوازه كرد. خداوند مىفرمايد: «إني جاعلك للناس إماما: اى ابراهيم، تو را براى مردم، امام برگزيدم. (سوره مبارکه بقره، آیه 124) و ابراهيم (علیه السّلام) از خوشحالى گفت: «و من ذريتي: آيا از فرزندان و نسل من هم امام برگزيده اى؟ (سوره مبارکه بقره، آیه 124)» خداوند فرمود: «لا ينال عهدي الظالمين: عهد من به ظالمين نمى رسد. (سوره مبارکه بقره، آیه 124)» و اين آيه امامت هر ظالمى را تا روز قيامت ابطال مى كند و بدين ترتيب امامت در خواص و پاكان قرار گرفت. سپس خداوند با قرار دادن امامت در خواص و پاكان از نسل او، وى را گرامى داشت.» (17)
4 – 2 بحار الأنوار
در بحارالانوار نیز جمع گسترده روایات از فرات، كافي، أمالي طوسی، خصال و غيره، شامل روایت أبي هريرة، أبي سعيد خدري و حسان بن ثابت درباره نزول آیه پس از اعلام ولایت و تکبیر پیامبر (ص) ذکر شده است که در این مجال به ذکر برخی از این موارد می پردازیم:
در بحارالانوار به نقل از تفسیر قمی در این باره نقل شده است:
«تفسير القمي أبي عن صفوان بن يحيى عن العلاء عن محمد بن مسلم عن أبي جعفر ع قال: آخر فريضة أنزلها الله تعالى الولاية ثم لم ينزل بعدها فريضة ثم نزل «اليوم أكملت لكم دينكم» بكراع الغميم فأقامها رسول الله بالجحفة فلم ينزل بعدها فريضة» (18)
در تفسیر قمی از صفوان بن یحیی از علاء از محمد بن مسلم از حضرت امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: «آخرین فريضهای که خداوند متعال نازل کرد، ولایت بود سپس پس از آن دیگر هیچ فريضه ای نازل نشد. بعد از آن آیه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» در مکان کراع الغميم نازل شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را در جحفه برپا داشت و پس از آن دیگر هیچ فريضهای نازل نشد.»
در بحار الأنوار از أبي سعيد الخدري دو حدیث نقل شده است:
«أقول روى السيوطي في الدر المنثور عن ابن مردويه و ابن عساكر بإسنادهما عن أبي سعيد الخدري قال: لما نصب رسول الله (ص) عليا (ع) يوم غدير خم فنادى له بالولاية هبط جبرئيل (ع) عليه بهذه الآية اليوم أكملت لكم دينكم.» (19)
میگویم: سیوطی در کتاب «الدر المنثور» از ابن مردویه و ابن عساکر با سندهایشان از ابوسعید خدری نقل کرده که گفت: هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز غدیر خم، حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) را نصب کرد و برای او به ولایت ندا داد، جبرئیل (علیه السلام) با این آیه بر او نازل شد: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ: امروز دین شما را برایتان کامل کردم.»
«و بإسناده يرفعه إلى قيس بن الربيع عن أبي هارون العبدي عن أبي سعيد الخدري: أن رسول الله (ص) دعا الناس إلى علي في غدير خم و أمر بما تحت الشجر من شوك فقم و ذلك في يوم الخميس فدعا عليا فأخذ بضبعيه فرفعهما حتى نظر الناس إلى بياض إبطي رسول الله (ص) ثم لم يتفرقوا حتى نزلت هذه الآية «اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا» فقال رسول الله (ص) الله أكبر على كمال الدين و تمام النعمة و رضى الرب برسالتي و الولاية لعلي بن أبي طالب (ع) بعدي ثم قال من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله قال حسان بن ثابت ائذن لي يا رسول الله فأقول في علي أبياتا تسمعهن فقال قل على بركة الله.» (20)
با سندش که آن را به قيس بن ربيع از ابوهارون عبدی از ابوسعید خدری می رساند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مردم را در غدیر خم به سوی علی دعوت کرد و دستور داد خارهایی را که زیر درخت بود بردارند (و آن روز، روز پنجشنبه بود.) سپس حضرت امیرالمومنین علی (علیه السّلام) را فراخواند، دو بازویش را گرفت و بالا برد تا جایی که مردم به سفیدی زیر بغلهای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نگریستند. آنان از هم جدا نشده بودند تا اینکه این آیه نازل شد: « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً.» پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «الله أكبر بر کمال دین و تمام شدن نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من و ولایت علی بن ابیطالب (علیه السّلام) پس از من.»
سپس فرمودند: «من كنت مولاه فعلي مولاه. اللهم والِ من والاهُ و عادِ من عاداهُ و انصرْ من نصرهُ و اخذلْ من خذلهُ.» حسان بن ثابت گفت: یا رسول الله، اجازه دهید چند بیت شعر در مورد علی بگویم تا بشنوید. حضرت فرمود: «بر برکت خدا بگو.»
هرچند تأکید اصلی شأن نزولهای ذکر شده در تفاسیر و کتب معتبر شیعی بر نزول این آیه در روز غدیر و تصریح بر تکمیل دین اسلام با پذیرش ولایت حضرت امیرالمومنین علی (علیه السّلام) است، و إتمام نعمت بر مومنان است، برخی روایات و تفاسیر جنبه های دیگری را نیز درباره این آیه گفته اند.
«در برخی کتب از جمله تفسير نورالثقلين طبق روایت أبي الجارود نقل شده است این آیه در روز جمعه در عرفه نازل شده است.» (21)
در برخی زمینه ها (مانند تفسیر عاملی یا مجمع البیان) به تکمیل احکام حج و فرایض اشاره شده است اما این موارد با ولایت به عنوان «آخر الفرائض» منافات ندارد و مقدمه آن است.
مطلب مورد توجه دیگر رضایت خداوند به اسلام به عنوان دین کامل است و آیه نشاندهنده پذیرش اسلام کامل با تمام ارکانش (توحید، نبوت و امامت) است. امامت مفتاح و باب ورود به سایر فرایض است. امامت کامل کننده دین است و بدون آن دین ناقص می ماند.
بنابراین این آیه به اتفاق آرای علما و روایات امامان (علیهم السّلام) در تفاسیر و کتب معتبر (فرات، كافي، قمي، مجمع البيان، نور الثقلين، بحار الأنوار و...)، دلالت بر کمال دین با ولایت و امامت حضرت امیرالمومنین علی (علیه السّلام) در غدیر خم دارد. این ولایت نه تنها یک فضیلت شخصی بلکه رکن اساسی و آخرین فرضیه الهی است که بدون آن، توحید و نبوت نیز به کمال نمی رسد.
پی نوشتها
(1) تفسير فرات الكوفي، صفحه 117
(2) تفسير فرات الكوفي، صفحه 117
(3) تفسير فرات الكوفي، صفحه 117
(4) تفسير فرات الكوفي، صفحه 118
(5) تفسير نور الثقلين، جلد1، صفحه 589
(6) تفسير نور الثقلين، جلد1، صفحه 589 - تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، جلد4، صفحه 34
(7) تفسير نور الثقلين، جلد1، صفحه 589
(8) تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، جلد4، صفحه 35 - تفسير نور الثقلين، جلد1، صفحه 589
(9) تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، جلد4، صفحه 35 - تفسير نور الثقلين، جلد 1، صفحه 589
(10) تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، جلد4، صفحه 36
(11) الكافي، جلد8، صفحه 27
(12) الكافي، جلد1، صفحه 199
(13) الأمالي، صفحه 2
(14) ترجمه امالی، صفحه 2
(15) الخصال، جلد2، صفحه 415 - 414
(16) عيون أخبار الرضا عليه السلام، جلد 1، صفحه 217 - 216
(17) ترجمه عيون أخبار الرضا عليه السلام، جلد 1، صفحه 446 - 447
(18) بحار الأنوار، جلد 37، صفحه 112
(19) بحار الأنوار، جلد 37، صفحه 189
(20) بحار الأنوار، جلد 37، صفحه 178
(21)تفسير نور الثقلين، جلد1، صفحه 588
منابع
- قرآن کریم
- الأمالي، محمد بن على ابن بابويه، تصحیح استاد ولى و حسین غفاری، جلد1، تهران، كتابچى، چاپ ششم، 1376ش.
- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403ق.
- ترجمه الامالي، محمد بن على ابن بابويه، ترجمه محمد باقر كمرهاى، تهران، كتابچى،1376ش.
- ترجمه عيون أخبار الرضا عليه السلام، محمد بن على ابن بابويه، مترجم: حميد رضا مستفيد و على اكبر غفارى، تهران، صدوق،1372
- تفسير فرات الكوفى، ابوالقاسم فرات بن ابراهيم فرات كوفى ، تحقيق محمد كاظم محمودى، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى، 1410 ق.
- تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، محمد بن محمدرضا قمى مشهدى، تهران، وزارت ارشاد اسلامى، 1368
- تفسير نور الثقلين، عبد على بن جمعه عروسى حويزى، تحقيق: سيد هاشم رسولى محلاتى، قم، انتشارات اسماعيليان، 1415 ق.
- الخصال، محمد بن على ابن بابويه، محقق و مصحح: على اكبر غفارى، قم، جامعه مدرسين، 1362ش.
- عيون أخبار الرضا عليه السلام، محمد بن على ابن بابويه، محقق / مصحح: مهدى لاجوردى، تهران، نشر جهان، 1378 ق.
- الكافي، محمد بن يعقوب بن اسحاق كلينى، محقق / مصحح: على اكبر غفارى و محمد آخوندى، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1407 ق.

اترك تعليق