نگاهی به زندگانی و سیره حضرت امام سجاد (علیه السلام)

حضرت امام على بن الحسين (علیه السّلام) در مدينه پنجم شعبان سال سی و هشت هجرى در زمان حیات اميرالمؤمنين (علیه السّلام) و دو سال قبل از شهادت ایشان به دنيا آمد. برخی از منابع تاریخ ولادت ایشان را در سال سی و شش یا سی و هشت هجری ذکر کرده اند.

« برخی منابع ولادت ایشان را در نيمه ماه جمادى الآخر و يا در نهم ماه شعبان سال 38 و يا 36 در مدينه ذکرکرده اند.» (1)

مشهورترین کنیه های ایشان ابو الحسن و ابو محمّد و القاب مشهور آن حضرت زين العابدين، سيّدالساجدين و العابدين، زكىّ، امين، سجّاد و ذو الثّفنات است. (2) 

از اين جهت به حضرت امام على بن الحسين (علیه السّلام) «ذو ثفنات» مي گفتند كه محل سجده آن حضرت در پيشانى پينه گرفته بود. والده مكرّمه آن حضرت، دختر یزگرد پادشاهان ایران بود که طبق بعضی از نقلها حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) ایشان را شهربانو نامیدند.

«مادر امام عليه السلام در ايام زايمان از دنيا رفت و اين مطلب را تمام مورّخان و راويان نقل كرده‏اند.» (3)

حضرت امام زين العابدين (علیه السّلام) سی و چهار سال پس از واقعه عاشورا امامت شیعیان را برعهده داشتند و در سن پنجاه و هفت سالگی به شهادت رسیدند. شهادت ایشان طبق نقلی که در مصباح كفعمى صفحه 509 آمده است در بيست و پنجم محرم واقع شده است. سال شهادت ایشان در منابع مختلف نود و چهار یا نود و پنج هجری ذکر شده است اما سال نود و چهار هجری مشهورتر است. زمان امامت ایشان مصادف با خلافت غاصبانه يزيد بن معاويه، معاويه بن يزيد، مروان بن حكم و عبد الملك بن مروان (لعنه الله علیهم) بود و در زمان خلافت وليد بن عبد الملك به دست هشام بن عبدالملک (لعنه الله علیهما) مسموم گردیدند و به شهادت رسیدند. برخی معتقدند كه وليد بن عبد الملك (لعنه الله علیه) به حضرت زهر داده است. 

احادیثی درباره علت انتساب القاب حضرت علی بن الحسین (علیه السّلام) روایت شده است که در اینجا به دو حدیث بسنده می کنیم:

« علل الشرائع عَبْدُ اللَّهِ بْنُ النَّضْرِ بْنِ سِمْعَانَ‏ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمَكِّيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ الْأُطْرُوشِ عَنْ صَالِحِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَعْنٍ‏ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ سُلَيْمٍ قَالَ: كَانَ الزُّهْرِيُ‏ إِذَا حَدَّثَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (ع) قَالَ حَدَّثَنِي زَيْنُ الْعَابِدِينَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ وَ لِمَ تَقُولُ لَهُ زَيْنُ الْعَابِدِينَ قَالَ لِأَنِّي سَمِعْتُ سَعِيدَ بْنَ الْمُسَيَّبِ يُحَدِّثُ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ يُنَادِي مُنَادٍ أَيْنَ زَيْنُ الْعَابِدِينَ فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى وَلَدِي عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ يَخْطِرُ بَيْنَ الصُّفُوفِ.» (4)

«در کتاب علل الشرایع از عبد الله بن نضر بن سمعان با اسنادی از عمران بن سليم نقل شده است كه گفت زُهرى هر وقت از على بن الحسين (علیه السّلام) حديثى نقل مي كرد، مي گفت: «به من فرمود زين العابدين على بن الحسين.» سفيان بن عينيه به او گفت: «چرا مي گویى زين العابدين؟» گفت: «زيرا من از سعيد بن مسيب شنيدم كه او از ابن عباس نقل مي كرد كه پيغمبر فرمود روز قيامت منادى ندا مي كند كجا است زين العابدين؟ گويا من مي نگرم فرزندم على بن الحسين بن على بن ابیطالب صفها را با حالتى افتخار آميز از هم باز مي كند و پيش مى ‏آيد.»

«علل الشرائع ابْنُ عِصَامٍ عَنِ الْكُلَيْنِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ الْحُسَيْنِيِّ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ مَعاً عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْخُزَاعِيِّ عَنْ نَصْرِ بْنِ مُزَاحِمٍ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبَاقِرُ (ع):‏ إِنَّ أَبِي عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ مَا ذَكَرَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ نِعْمَةً عَلَيْهِ إِلَّا سَجَدَ وَ لَا قَرَأَ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا سُجُودٌ إِلَّا سَجَدَ وَ لَا دَفَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهُ سُوءاً يَخْشَاهُ أَوْ كَيْدَ كَائِدٍ إِلَّا سَجَدَ وَ لَا فَرَغَ مِنْ صَلَاةٍ مَفْرُوضَةٍ إِلَّا سَجَدَ وَ لَا وُفِّقَ لِإِصْلَاحٍ بَيْنَ اثْنَيْنِ إِلَّا سَجَدَ وَ كَانَ أَثَرُ السُّجُودِ فِي جَمِيعِ مَوَاضِعِ سُجُودِهِ فَسُمِّيَ السَّجَّادَ لِذَلِكَ.» (5)

در کتاب علل الشرایع از ابن عصام با اسنادی از جابر جعفی از قول حضرت امام محمد باقر (عليه السّلام) نقل مي كند كه فرمودند: پدرم على بن الحسين هر گاه به ياد يكى از نعمتهاى خدا بر خود مى ‏افتاد به سجده مي رفت به هر آيه ‏اى كه داراى سجده بود مي گذشت، سجده مي كرد، از هر ناراحتى كه بيمناك بود يا حيله بازى كه حيله ‏گرى برايش نموده بود، آسوده مي شد؛ سجده مي كرد، پس از نمازهاى واجب نيز به سجده مى ‏افتاد، هر گاه اصلاح بين دو نفر مي نمود نيز سجده مي كرد به همين جهت اثر سجده در تمام اعضاى سجده آن جناب ديده مي شد و او را بدین جهت سجاد مي گفتند.

 حضرت امام سجاد (علیه السّلام) اولین فردی بودند که بر تربت حضرت سیدالشهدا امام حسین (علیه السّلام) سجده کردند و به یارانشان آموختند تا بر تربت مطهر حضرت امام حسین (علیه السّلام) سجده نمایند.

در تاریخ اهل البیت ابن ابی الثلج فرزندان حضرت امام سجاد را چنین نام می برد: «حضرت امام محمّد باقر (عليه السّلام‏)، زيد، عبد اللّه، عبيد اللّه، الحسن، الحسين، عليّ و عمر.» (6)

در سيره معصومان فرزندان حضرت امام سجاد (علیه السّلام) را اینگونه برشمرده است:

حضرت امام محمد باقر (علیه السّلام) كه مادرشان فاطمه، دختر حضرت امام حسن مجتبى (علیه السّلام) بوده و كنيه ایشان ام عبد اللّه بود.

عبد اللّه، حسن، حسين اكبر، زيد، عمر، حسين اصغر، عبيد اللّه، سليمان، محمد اصغر، على كه از همه فرزندان امام كوچكتر بوده است، خديجه: مادر اين دو (على و خديجه) كنيز بوده است. فاطمه، عليه، ام كلثوم، كه مادر ايشان نيز كنيز بود.» (7)

«حضرت امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: هنگامى كه حضرت امام حسين (علیه السّلام) اراده سفر عراق کردند، وصيتنامه خود را به ام سلمه همسر پيامبر سپردند و نامه و چيزهاى ديگر را در اختيار او گذاشتند و فرمودند: هر وقت بزرگترين فرزندم پيش تو آمد آنچه به تو دادم در اختيارش بگذار. پس از شهادت حضرت امام حسين(علیه السّلام حضرت امام على بن الحسين (علیه السّلام) پيش ام سلمه آمد و او آنچه که حضرت امام حسين (علیه السّلام) به او سپرده بود در اختيار حضرت نهاد.» (8)

از جمله خصوصیاتی که برای حضرت امام سجاد (علیه السّلام) برشمرده اند، بردباری، صبر، عزت و بزرگواری، شجاعت، تواضع، احسان به مردم، بخشندگی، توجه به مستمندان، صدقات پنهانی، پارسایی و توجه و تضرع به پیشگاه خداوند می باشد.

از خصوصیات دیگر حضرت امام زین العابدین (علیه السّلام) گزاردن هزار ركعت نماز در هر شبانه روز، حضور قلب و خشوع در نماز، پينه بستن پيشانى و رنگ زرد آن حضرت‏ از کثرت نماز و سجده، حمل غذا به خانه فقرا، كظم غيظ، بسیار مشرف شدن به حج بوده است.

جلالت و عظمت حضرت امام سجاد (علیه السّلام)

در جلالت و عظمت حضرت امام على بن الحسين (علیه السّلام) روايت شده است كه «در زمان خلافت عبد الملك مروان سالى پسرش هشام به حجّ رفت و در حال طواف چون به حجر الأسود رسيد، خواست استلام كند از كثرت ازدحام نتوانست و كسى به خاطر هیبت او کنار نرفت، آن وقت در مسجد الحرام منبرى براى او نصب كردند تا بر منبر قرار گرفت و اهل شام او را احاطه كردند، در اين هنگام حضرت سيّد الساجدين و ابن الخيرتين، امام زين العابدين (عليه السّلام) مشرف شدند در حالى كه ازار و ردايى در بر داشتند و صورتشان چندان نيكو بود كه بهتر از تمام مردم آنجا بود و بويشان از همه پاكيزه ‏تر و در پیشانیشان از آثار سجده پينه بسته بود، پس شروع فرمودند به طواف كردن بر دور كعبه و چون به حجر الأسود رسيدند، مردم به ملاحظه هيبت و جلالت آن حضرت از نزد حجر دور شدند تا آن حضرت استلام فرمودند. هشام از مشاهده اين امر در غيظ و غضب شد. مردى از اهل شام چون اين عظمت و جلالت مشاهده كرد از هشام پرسيد اين شخص كيست كه مردم به اين مرتبه از او هيبت و احتشام مى‏ برند؟ هشام براى اينكه اهل شام آن حضرت را نشناسند، گفت: نمى ‏شناسم. فرزدق شاعر در آنجا حاضر بود، گفت: «لكنّى اعرفه». اگر هشام او را نمى ‏شناسد من او را خوب مى ‏شناسم. آن شامى گفت: او كيست يا ابا فراس؟ فرزدق گفت:

هذا الّذى تعرف البطحاء وطأته

و البيت يعرفه و الحلّ و الحرم‏

او کسی است که سرزمین بطحاء (مکه) گامهایش را می شناسد. خانه خدا و مسجدالحرام او را می شناسند.

هذا ابن خير عباد اللّه كلّهم

هذا التّقىّ النّقىّ الطّاهر العلم‏

او فرزند بهترین بندگان خدا است. او همان شخصی است که پرهیزگار و پاک و منزه و مهذّب و عالم است.

اذا رأته قريش قال قائلها

الى مكارم هذا ينتهى الكرم‏

هرگاه قریش او را می بینند زبان آوران و خطیبان قریش به فضایل و بزرگواریهای او اقرار می کنند. او کسی است که سخاوت و جوانمردی به او ختم می گردد.

يكاد يمسكها عرفان راحته

ركن الحطيم اذا ما جاء يستلم‏

جود و عطای دست بخشنده او چنان است که چون به آهنگ دست سودن بر رکن حطیم (حجر الاسود) گام فرا نهد، گویی که رکن می خواهد تا او را نزد خود نگاه دارد و از جود و عطایش برخوردار گردد.

و ليس قولك: من هذا بضائره

العرب تعرف من انكرت و العجم‏

سخن تو از عظمت و جلوه جلال و شکوه شخصیت او نمی کاهد، زیرا آن کسی که تو او را نمی شناسی عرب و عجم هر دو او را به خوبی می شناسند.

هذا ابن فاطمة ان كنت جاهله

بجدّه انبياء اللّه قد ختموا

او فرزند فاطمه است. اگر تو او را نمی شناسی بدان که به جدّ او سلسله انبیای الهی ختم گردید.

مقدّم بعد ذكر اللّه ذكرهم

فى كلّ برّ و مختوم به الكلم‏

پس از نام خدای، نام ایشان بر همه نامها مقدم است در کل زمین و کلامها به ایشان زیبا ختم می گردد.

يستدفع الضّرّ و البلوى بحبّهم

و يستربّ به الاحسان و النّعم‏

سختیها و بلاها با محبت ایشان دفع می شود و نیکوکاری و نعمتها به برکت آن محبت فزونی می گیرد.

ان عدّ اهل التّقى كانوا أئمّتهم

او قيل من خيراهل الارض؟قيل هم‏

اگر اهل تقوی شمرده شوند، ایشان امامان اهل تقوا هستند، یا اگر از بهترین اهل زمین باز پرسند، ایشان معرفی می شوند.

ما قال: «لا» قطّ، الّا فى تشهّده

لو لا التّشهّد كانت لاءه نعم

او هیچگاه «نه» بر زبان نمی آورد مگر در تشهد خویش. اگر «لا» در تشهد نبود «لا»ی او نیز «نعم» بود.» (9)

پس از شهادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و تنگ کردن عرصه بر اهل بیت عصمت (علیهم السّلام) حضرت مولی الموحدین امیرالمومنین (علیه السّلام) دعا را برای تعلیم و تربیت شاگردان ممتاز مکتب اهل بیت (علیهم السّلام) برگزیدند. از معروفترین این دعاها دعای کمیل است با مضامین والای تربیتی و دینی که حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) به کمیل نخعی آموختند. این طرز تعلیم و ترویج فرهنگ شیعی در فرزندان حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) ادامه یافت و نمود کامل آن در ادعیه های مأثور از حضرت امام سجاد (علیه السّلام) در صحیفه سجادیه دیده می شود. 

اندوه و گريه همیشگی حضرت امام سجاد (علیه السّلام) برای شهادت پدر بزرگوارشان و شهدای دشت کربلا

«حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: حضرت زين العابدين (علیه السّلام) بيست سال گريه كردند. هر روزى رفت در كنار كوه جبان (كوهى است در مدينه) روى سنگ خشن و سوخته‏اى می ايستادند و شروع به نماز می كردند، خيلى گريه مي نمود. وقتی سر از سجده برمی داشتند از فراوانی اشک مثل اينكه صورتشان را در آب فرو برده باشند.

هر وقت غذا پيش آن حضرت مي نهادند اشک مي ريختند. بالاخره يكى از غلامانش عرض كرد فدايت شوم يا ابن رسول الله، ميترسم از بين بروید. فرمودند: اندوه و ناراحتى خود را به خدا شكايت مي كنم. چيزهائى را از جانب خدا مي دانم كه شما خبر نداريد. من هر وقت به يادقتلگاه عزيزان زهراء مى‏افتم، گريه مجالم نمي دهد. در روايت ديگرى است كه غلامی گفت زمانی نمي رسد كه اندوه شما تمام شود؟ فرمودند: واى بر تو، يعقوب پيامبر دوازده پسر داشت يك پسرش از نظر او پنهان شد آنقدر گريه كرد كه چشمهايش سفيد گرديد و از اندوه پشتش خميده شد با اينكه پسرش زنده بود من به چشم خود ديدم پدر و برادر و عمويم و هفده نفر از بستگانم روى زمين كشته شده ‏اند چگونه حزنم پايان داشته باشد.

هر وقت ظرف آبى را مي گرفتند آنقدر گريه ميكردند كه پر از اشک مي شد عرض كردند: چرا اين قدر ناراحتى مي كنيد؟ فرمودند: گريه نكنم با اينكه آبى كه پرنده و درنده از آن استفاده مي كردند از پدرم دریغ نمودند.»(10)   

پی نوشتها

(1)ترجمه إعلام الورى  متن  358   

(2) منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام، جلد 2، صفحه 1091

(3)تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام  ج‏1  73   

(4) بحار الأنوار، جلد‏46، صفحه3ـ علل الشرائع، صفحه87

(5) بحار الأنوار، جلد‏46، صفحه6 ـ علل الشرائع، صفحه88

(6)تاريخ أهل البيت، ابن ابي الثلج ،ص:103

(7)سيره معصومان ،ج‏5،ص:228 – 227

(8)زندگانى امام سجاد(ع)و امام محمد باقر(ع)، ترجمه بحار الأنوار    14  

(9) منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام، جلد2، صفحه 1154

(10)زندگانى امام سجاد(ع)و امام محمد باقر(ع)، ترجمه بحار الأنوار    75 

منابع

 -بحار الأنوار الجامعة الدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، بيروت، دارإحياء التراث العربي، 1403 ق.

 - تاريخ أهل البيت‏، ابن ابى الثلج، قم، ‏آل البيت‏، 1410 ق‏.

- تحليلى از زندگانى امام سجاد (عليه السلام)، باقر شريف قرشى، مترجم محمدرضا عطائى‏، مشهد، آستان قدس رضوى‏، 1372 

-ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى، فضل بن حسن طبرسى، مترجم: عزیزالله عطاردی، تهران، اسلاميه، چاپ: سوم، 1390 ق.

- زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر عليهما السلام (ترجمه‏ جلد 46بحارالانوار)، علامه مجلسى، مترجم موسى خسروى، ‏تهران‏، اسلامية، 1396

- سيره معصومان، سيد محسن امين عاملى، مترجم: على حجتى كرمانى‏، تهران،‏ سروش، ‏1376 ش‏.

- منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام، شیخ عباس قمی، دلیل، 1379

: فاطمه ابوحمزه