تفسیر مأثور آیه «إنا عرضنا الأمانة على السماوات و الأرض»

احادیثی که در تفسیر آیه « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولا: ما اين امانت را بر آسمانها و زمين و كوه‏ها عرضه داشتيم، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسيدند. انسان آن امانت بر دوش گرفت، كه او ستمكار و نادان بود.» به ما رسیده است، امانت را در آیه مقدسه به ولایت حضرت امیرالمومنین و امامت تفسیر نموده است.

 

در کتب الكافي، بصائر الدرجات، تفسير نور الثقلين و بحار الأنوار در حدیثی که اسحاق بن عمار به واسطه ای از حضرت امام صادق (علیه السّلام) نقل کرده است، منظور از «امانت» را در این آیه شریفه «ولایت حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام)» ذکر نموده است:

«محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن الحكم بن مسكين عن إسحاق بن عمار عن رجل عن أبي عبد الله (ع)‏ في قول الله عز و جل «إنا عرضنا الأمانة على السماوات و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها و حملها الإنسان إنه كان ظلوما جهولا» قال هي ولاية أمير المؤمنين (ع‏).» (1) 

«اسحاق بن عمار از شخصی نقل کرده که گوید حضرت امام صادق (علیه السّلام) در تفسیر آیه شریفه « ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند و از آن هراسیدند اما انسان آن را بر دوش کشید، او بسیار ظالم و جاهل بود.(چون قدر این مقام عظیم را نشناخت، به خود ستم کرد.)(سوره مبارکه احزاب، آیه 72)» فرمودند: آن امانت، ولایت علی بن ابیطالب (علیه السّلام) است.» (2) 

در کتابهای معانی الاخبار، عیون اخبار الرضا و بحارالانوار از حضرت امام رضا (علیه السّلام) تفسیر این آیه نقل شده است که فرمودند منظور از«امانه»، ولايت است و هر كس به ناحق مدعى آن شود، كافر شده است.

«حدثنا أحمد بن زياد بن جعفر الهمداني قال حدثنا علي بن إبراهيم بن هاشم عن أبيه عن علي بن معبد عن الحسين بن خالد قال: سألت أبا الحسن علي بن موسى الرضا (ع) عن قول الله عز و جل- «إنا عرضنا الأمانة على السماوات و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها» فقال الأمانة الولاية من ادعاها بغير حق كفر.» (3) 

«حسين بن خالد گويد از حضرت امام رضا (عليه السّلام) در باره اين آيه شريفه سؤال كردم: «إنا عرضنا الأمانة على السماوات و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها: ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم و آنها از حمل آن خوددارى كردند. (سوره مبارکه احزاب، آیه 72)» حضرت فرمودند: امانت؛ ولايت است، هر كس به ناحق مدعى آن شود، كافر شده است.» (4)

در تفسير القمي، بحار الأنوار و تفسير نور الثقلين به نقل از تفسیر علي بن إبراهيم ذکر شده است: درباره «فأبين أن يحملنها: پس امتناع کردند که آن را حمل کنند.» تفسیر شده است که امتناع ورزیدند که آن را ادعا کنند یا از اهلش غصب کنند. «فأبين أن يحملنها أشفقن منها و حملها الإنسان إنه كان ظلوما جهولا: و از آن هرسناک شدند ولی انسان آن را برداشت راستی او ستمگری نادان بود.»

«و قال علي بن إبراهيم في قوله‏ «إنا عرضنا الأمانة على السماوات و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها» قال الأمانة هي الإمامة و الأمر و النهي و الدليل على أن الأمانة هي الإمامة قوله عز و جل في الأئمة «إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها» يعني الإمامة فالأمانة هي الإمامة عرضت‏ «على السماوات و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها» قال: أبين أن يدعوها أو يغصبوها أهلها «و أشفقن منها و حملها الإنسان»‏ أي فلان‏ «إنه كان ظلوما جهولا- ليعذب الله المنافقين و المنافقات و المشركين و المشركات و يتوب الله على المؤمنين و المؤمنات- و كان الله غفورا رحيما.» (5)

«تفسیر علي بن إبراهيم قمی درباره آیه «إنا عرضنا الأمانة على السماوات و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها» گفته است: امانت یعنی امامت و امر و نهی و دلیل بر اینکه امانت امامت است، این آیه است که خداوند به ائمه می فرماید:«إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها» که منظور از امانات امامت است، امانت امامت است که عرضه شد«على السماوات و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها: بر آسمانها و زمین و کوهها پس امتناع کردند که آن را حمل کنند.» گفت: امتناع ورزیدند که آن را ادعا کنند یا از اهلش غصب کنند. «و أشفقن منها و حملها الإنسان»‏ منظور اولی است. « إنه كان ظلوما جهولا ليعذب الله المنافقين و المنافقات و المشركين و المشركات و يتوب الله على المؤمنين و المؤمنات و كان الله غفورا رحيما.»[و از آن هرسناک شدند ولی انسان آن را برداشت راستی او ستمگری نادان بود [آری چنین است] تا خدا مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب کند و توبه مردان و زنان با ایمان را بپذیرد و خدا همواره آمرزنده و مهربان است.]» (6) 

در تفسیر فرات نیز در تفسیر الامانات در آیه 58سوره مبارکه نساء «امانت» به ولایت حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) معنا شده است:

«فرات قال حدثني عبيد بن كثير معنعنا عن الشعبي‏ عن قول الله [تعالى‏] «إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها» قال أقولها و لا أخاف إلا الله هي و الله ولاية علي بن أبي طالب (ع‏).» (7)

«فرات از عبید بن کثیر از شعبی نقل می کند که درباره آیه «» گفت: آشکارا می گویم و جز خدا از کسی نمی هراسم، به خدا سوگند این امانت ولایت علی بن ابی طالب است.»

در کتابهای بصائر الدرجات، تفسير نور الثقلين، معاني الأخبار و بحار الأنوار از حضرت امام صادق (علیه السّلام) «و حملها الإنسان»‏ چنین تفسیر شده است که ابوفلان یا أبو الشرور المنافق آن را برگرفت:

«حدثنا أحمد بن محمد عن الحسين بن سعيد عن مفضل بن صالح عن جابر عن أبي جعفر (ع):‏ في قول الله تبارك و تعالى‏ «إنا عرضنا الأمانة على السماوات و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن»‏ قال الولاية أبين أن يحملنها كفرا بها و عنادا «و حملها الإنسان»‏ و الإنسان الذي حملها أبو فلان.» (8) 

«جابر گوید حضرت امام باقر (علیه السّلام) در تفسیر آیه شریفه «ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند و از آن هراسیدند. (سوره مبارکه احزاب، آیه 72)» فرمود: منظور ولایت است که امتناع ورزیدند از روی کفر آن را حمل کنند و «و حملها الإنسان:‏ آن را انسان حمل کرد.» و آن انسانی که حمل کرد ابو فلان بود.» (9)

همین حدیث از طریق راویان دیگری نیز چنین نقل شده است:

«حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل رضي الله عنه قال حدثنا عبد الله بن جعفر الحميري عن أحمد بن محمد بن عيسى عن الحسن بن علي بن فضال عن مروان بن مسلم عن أبي بصير قال: سألت أبا عبد الله (ع) عن قول الله عز و جل «إنا عرضنا الأمانة على السماوات و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها و حملها الإنسان إنه كان ظلوما جهولا» قال الأمانة الولاية و الإنسان أبو الشرور المنافق.» (10)

«ابو بصير گويد: از امام صادق پرسيدم «امانت» در اين آيه‏ «إنا عرضنا الأمانة على السماوات و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها و حملها الإنسان إنه كان ظلوما جهولا» چيست؟ فرمود: «امانت» همان ولايت است و «انسان» آن است كه صاحب گناهان بسيارو منافق بود.» (11)

مرتبط با همین معنا حدیثی از حضرت امام صادق (علیه السّلام) چنین نقل شده است:

«محمد بن يحيى عن أحمد بن أبي زاهر عن الحسن بن موسى الخشاب عن علي بن حسان عن عبد الرحمن بن كثير عن أبي عبد الله (ع)‏ في قول الله عز و جل و «الذين آمنوا و لم يلبسوا إيمانهم‏ بظلم‏» قال بما جاء به محمد (ص) من الولاية و لم يخلطوها بولاية فلان و فلان فهو الملبس بالظلم.» (12) 

حضرت امام صادق (علیه السّلام) در تفسير قول خدای عزّ و جلّ ««الذين آمنوا و لم يلبسوا إيمانهم‏ بظلم: آن كسانى كه گرويدند و ايمان خود را به ستم نيندودند.» فرمود: مقصود ايمان به آن است كه محمد آورده است از ولايت و نياميخته باشند آن را به پذيرش ولايت فلان و فلان.» (13)

در کتاب معاني الأخبار، حضرت امام صادق (علیه السّلام) در حدیث طولانی ای در این باره فرمودند:

«حدثنا أحمد بن محمد بن الهيثم العجلي رضي الله عنه قال حدثنا أبو العباس أحمد بن يحيى بن زكريا القطان قال حدثنا أبو محمد بكر بن عبد الله بن حبيب قال حدثنا تميم بن بهلول عن أبيه عن محمد بن سنان عن المفضل بن عمر قال قال أبو عبد الله (ع): إن الله تبارك و تعالى خلق الأرواح قبل الأجساد بألفي عام فجعل أعلاها و أشرفها أرواح محمد و علي و فاطمة و الحسن و الحسين و الأئمة بعدهم (ص) فعرضها على السماوات و الأرض و الجبال فغشيها نورهم فقال الله تبارك و تعالى للسماوات و الأرض و الجبال هؤلاء أحبائي و أوليائي و حججي على خلقي و أئمة بريتي ما خلقت خلقا هو أحب إلي منهم و لمن تولاهم خلقت جنتي و لمن خالفهم و عاداهم خلقت ناري فمن ادعى منزلتهم مني و محلهم من عظمتي عذبته‏ «عذابا لا أعذبه أحدا من العالمين»‏ و جعلته مع المشركين في أسفل درك من ناري و من أقر بولايتهم و لم يدع منزلتهم مني و مكانهم من عظمتي جعلته معهم في روضات جناتي‏ و كان لهم فيها ما يشاءون عندي و أبحتهم كرامتي و أحللتهم جواري و شفعتهم في المذنبين من عبادي و إمائي فولايتهم أمانة عند خلقي فأيكم يحملها بأثقالها و يدعيها لنفسه دون خيرتي فأبت السماوات و الأرض و الجبال‏ «أن يحملنها و أشفقن»‏ من ادعاء منزلتها و تمني محلها من عظمة ربها...» (14)

« مفضل بن عمر گويد حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: پروردگار هستى آفرين‏ روحها را دو هزار سال قبل از كالبدها خلق كرد و عالیترين و شريفترين آنها را روح محمد و على و فاطمه و حسن و حسين و امامان بعد از ايشان (صلوات الله عليهم) قرار داد، آنگاه ارواح آنان را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه نمود و نور آنان همه را فرا گرفت پس خداوند تبارك و تعالى به آسمانها و زمين و كوهها فرمود: اينان دوستان و اولياء و حجتهاى من بر آفريدگانم مى ‏باشند و پيشوايان مخلوقات من هستند، هيچ مخلوقى را نيافريده ‏ام كه بيشتر از ايشان دوستش بدارم بهشت خود را براى آنان و دوستدارانشان آفريده ‏ام و زبانه‏ هاى سوزان آتش دوزخ را براى هر كس كه با آنان دشمنى ورزد پديد آورده ‏ام. هر كس منزلت و مقامى را كه ايشان نزد من دارند به خود نسبت دهد و جايگاه بلندى را كه آنان در آستان عظمت من دارند، براى خود وانمود كند، او را با چنان شدتى شكنجه نمايم كه أحدى از جهانيان را آن چنان كيفر ننموده باشم. و با آنان كه به من شرك ورزيده ‏اند، در پائين‏ ترين طبقه ‏هاى جهنم جايشان دهم و هر فردى كه به ولايت و امامت ايشان اقرار نمايد و مقام و جايگاه رفيع ايشان را در دربار عظمت من به خود منسوب نسازد، او را در باغ و بوستانهاى بهشت خود با ايشان مأوا دهم و در آنجا هر چه بخواهند بر ايشان فراهم سازم و در جوار خود جاى‏ دهم و در ميان معصيتكاران از بندگان و كنيزان خود آنان را شفيع گردانم و ولايت ايشان امانتى خواهد بود كه نزد مخلوقم مى ‏سپارم پس كداميك از شما مى ‏تواند بار اين امانت را با سنگينى ‏هاى آن به دوش كشيده و بگويد: چنان مرتبه و مقامى از آن اوست، نه از آن برگزيدگان من؟ همه آسمانها و زمين و كوهها از حمل آن سرباز زدند و روشن است كه إباء آنها از جهت سركشى و استكبار نبود بلكه به دليل ترس و هراس توأم با توجه و فروتنى از عظمت خداى خود بود كه به ناحق ادعاى چنين منزلتى بنمايند و چنان جايگاه والائى را براى خود آرزو كنند...» (15)

پی نوشتها

(1) الكافي، جلد‏1، صفحه 413 -بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، جلد‏1، صفحه 76 -تفسير نور الثقلين، جلد‏4، صفحه 312 – 311 -بحار الأنوار، جلد‏23، صفحه 275

(2) ترجمه بصائر الدرجات، صفحه 22

(3) معاني الأخبار، صفحه 108 -عيون أخبار الرضا عليه السلام، جلد1، صفحه 306 -بحار الأنوار، جلد‏23، صفحه 279

(4) ترجمه عيون أخبار الرضا عليه السلام، جلد‏1، صفحه 617 – 616 -ترجمه معاني الأخبار، جلد‏1، صفحه261

(5) تفسير القمي، جلد‏2، صفحه 198 - بحار الأنوار، جلد‏23، صفحه 280 - تفسير نور الثقلين، جلد‏4، صفحه314 - بحار الأنوار، جلد‏ 31، صفحه 588

(6) ترجمه بحارالانوار، جلد 23، صفحه 279

(7) تفسير فرات الكوفي، صفحه 107

(8) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، جلد‏1، صفحه 76 -تفسير نور الثقلين، جلد‏4، صفحه 314 – 313 - بحار الأنوار، جلد‏31، صفحه 587 -بحار الأنوار، جلد‏23، صفحه 279 

(9) ترجمه بصائر الدرجات، صفحه 229

(10) معاني الأخبار، صفحه 108 - تفسير نور الثقلين، جلد‏4، صفحه312 – 311 -بحار الأنوار، جلد‏31، صفحه 588- بحار الأنوار، جلد‏23، صفحه 279

(11) ترجمه معاني الأخبار، جلد‏1، صفحه261 – 260

(12) الكافي، جلد‏1، صفحه 413

(13) أصول الكافي، جلد‏3، صفحه 167

(14) معاني الأخبار، صفحه 108

(15) ترجمه معاني الأخبار، جلد‏1، صفحه 256 – 254

منابع

- قرآن کریم

- أصول الكافي، محمد بن يعقوب‏ كلينى، مترجم: محمد باقر كمره اى، قم‏، اسوه‏، 1375ش‏.

- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403ق.

- بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم،‏ محمد بن حسن‏ صفار، محقق / مصحح: محسن بن عباسعلى‏ كوچه باغى، قم، مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏، 1404 ق‏.

- ترجمه بحار الانوار، محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، ترجمه: گروه مترجمان، تهران، نهاد کتابخانه هاي عمومی کشور، موسسه انتشارات کتاب نشر، 1392

- ترجمه بصائر الدرجات في علوم آل محمد (ع)، ترجمه و تصحيح و تعليق: عليرضا زكي زاده رناني، قم، وثوق، 1391

- ترجمه عيون أخبار الرضا عليه السلام‏، محمد بن على‏ ابن بابويه، مترجم: حميد رضا مستفيد و على اكبر غفارى، تهران‏، صدوق‏،1372 

- ترجمه معاني الأخبار، محمد بن على ابن بابويه، ترجمه محمدى، تهران، دارالكتب الإسلامية، 1377ش.

- تفسير القمي، على بن ابراهيم قمى، محقق / مصحح: طيّب‏ موسوى جزائرى، قم، دار الكتاب، 1404ق.

- تفسير فرات الكوفي‏، فرات بن ابراهيم ‏كوفى، محقق / مصحح: محمد كاظم، مؤسسة الطبع و النشر في وزارة الإرشاد الإسلامي، تهران‏، 1410 ق‏.

- تفسير نور الثقلين،‏ عبد على بن جمعه‏ عروسى حويزى، تحقيق: سيد هاشم رسولى محلاتى‏، قم‏، انتشارات اسماعيليان، 1415 ق.‏

- عيون أخبار الرضا عليه السلام،‏ محمد بن على ابن بابويه، ‏محقق / مصحح: مهدى‏ لاجوردى، تهران‏، نشر جهان‏، 1378 ق‏.

- الكافي، محمد بن يعقوب بن اسحاق كلينى، ‏محقق / مصحح: على اكبر غفارى و محمد آخوندى، تهران، ‏دار الكتب الإسلامية، 1407 ق‏.

- معاني الأخبار، ابن بابويه، محقق / مصحح: على اكبر غفارى، قم‏، دفتر انتشارات اسلامى، 1403ق‏.

: فاطمه ابوحمزه