نهی از بردن نام خاص حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در احادیث رسیده از ائمه معصومین (صلوات الله علیهم)

در احادیث رسیده از ائمه معصومین (صلوات الله علیهم) از بردن نام خاص حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نهی شده است. 

حضرت امير المؤمنين (علیه السّلام) در این باره فرموده اند که حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به ایشان سفارش فرمودند كه نام قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بازگو نكنند تا خداى عز و جل او را برانگيزد و نام ایشان از آن مطالبى است كه خداى عز و جل در علم خود به وديعت سپرده ‏است.

امامان دیگر (صلوات الله علیهم) نیز به این موضوع اشاره نموده اند و شیعیان را از بردن نام خاص حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نهی نموده اند و حتی شخصی را که نام خاص ایشان در جمعی بگوید؛ ملعون دانسته اند و نیز در احادیث یاد شده است که جز كافر ایشان را به نام خاصشان نخواند.

حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در توقیعات خویش نیز به این موضوع اشاره نموده اند که در این مجال به ذکر سه توقیع از توقیعات حضرت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بسنده می نماییم:

«حدثنا المظفر بن جعفر بن المظفر العلوي رضي الله عنه قال حدثني جعفر بن محمد بن مسعود و حيدر بن محمد بن السمرقندي قالا حدثنا أبو النضر محمد بن مسعود قال حدثنا آدم بن محمد البلخي قال حدثنا علي بن الحسن الدقاق و إبراهيم بن محمد قالا سمعنا علي بن عاصم الكوفي يقول:‏ خرج في توقيعات صاحب الزمان ملعون ملعون من سماني في محفل من الناس‏.»(1)

«على بن عاصم كوفى گويد در ضمن توقيعات صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بيرون آمد: ملعون است ملعون است كسى كه در جمعی بین مردم نام مرا ببرد.» (2)

«علي بن محمد عن أبي عبد الله الصالحي قال: سألني أصحابنا بعد مضي أبي محمد (ع) أن أسأل عن الاسم و المكان فخرج الجواب إن دللتهم على الاسم أذاعوه و إن عرفوا المكان دوا عليه.» (3) 

«ابى عبد الله صالحى گويد: يكى از اصحاب ما پس از شهادت امام حسن عسكرى (علیه السّلام) از من نام و مكان امام را پرسيد، جواب آمد كه: اگر آنها را به نام دلالت كنى آن را فاش مى ‏سازند و اگر به مكان دلالت كنى بدان رهنمائى كنند.» (4)

«حدثنا محمد بن إبراهيم بن إسحاق الطالقاني رضي الله عنه قال سمعت أبا علي محمد بن همام يقول سمعت محمد بن عثمان العمري قدس الله روحه يقول: خرج توقيع بخط أعرفه من سماني في مجمع من الناس باسمي فعليه لعنة الله قال أبو علي محمد بن همام و كتبت أسأله عن الفرج متى يكون فخرج إلي كذب الوقاتون.» (5)

«محمد بن عثمان عمرى (قدس الله روحه) گفت توقيعى به خط ایشان كه ما مي شناختيم؛ بيرون آمد كه «هر كس در جمع مردم نام خاص مرا ببرد، لعنت خدا بر او باد. ابو على محمد بن همام راوى حديث هم گفت من به او نوشتم و پرسيدم فرج چه وقت است؟ براى من جواب بيرون آمد كه تعیین کنندگان وقت ظهور از دروغگويان هستند.» (6)

در حدیثی در کتاب الكافي و كمال الدين و تمام النعمة از حضرت امام هادی (علیه السّلام) نقل شده است که ذكر قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به نام مخصوصشان روا نباشد:

«علي بن محمد عمن ذكره عن محمد بن أحمد العلوي عن داود بن القاسم الجعفري قال سمعت أبا الحسن العسكري (ع) يقول:‏ الخلف من بعدي الحسن فكيف لكم بالخلف من بعد الخلف فقلت و لم جعلني الله فداك؟ قال إنكم لا ترون شخصه و لا يحل لكم ذكره باسمه. فقلت فكيف نذكره؟ فقال قولوا الحجة من آل محمد صلوات الله عليه و سلامه.» (7) 

«داود بن قاسم جعفرى گويد، از حضرت امام هادی (علیه السّلام) شنيدم که ‏فرمودند: جانشين من حسن (علیه السّلام) است و چگونه باشيد نسبت به جانشين او؟ من گفتم: خدا مرا قربانت كند، براى چه؟ فرمود: براى آن كه شخص ایشان را نتوانيد ديد و ذكر او به نام مخصوصش روا نباشد. گفتم: پس چگونه او را ياد كنيم؟ فرمود: بگوئيد حجت آل محمد (صلوات الله علیهم).» (8)

حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند جز كافر نام خاص حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نبرد: 

«حدثنا أبي رضي الله عنه قال حدثني سعد بن عبد الله عن يعقوب بن يزيد عن الحسن بن محبوب عن علي بن رئاب عن أبي عبد الله (ع) قال: صاحب هذا الأمر رجل لا يسميه باسمه إلا كافر.» (9)

«حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: صاحب الامر مردى باشد كه جز كافر ایشان را به نام نخواند.»

حضرت امام محمد باقر (علیه السّلام) نقل نموده اند که حضرت امير المؤمنين (علیه السّلام) در جواب عمر که نام قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را خواسته بود از فاش نمودن نام خاص حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) امتناع نمودند:

«حدثنا أبي و محمد بن الحسن رضي الله عنهما قالا حدثنا سعد بن عبد الله عن محمد بن عيسى بن عبيد عن إسماعيل بن أبان عن عمرو بن شمر عن جابر بن يزيد الجعفي قال سمعت أبا جعفر (ع) يقول:‏ سأل عمر أمير المؤمنين (ع) عن المهدي فقال يا ابن أبي طالب أخبرني عن المهدي ما اسمه قال أما اسمه فلا إن حبيبي و خليلي عهد إلي أن لا أحدث باسمه حتى يبعثه الله عز و جل و هو مما استودع الله عز و جل رسوله في علمه.» (10)

«حضرت امام محمد باقر (علیه السّلام) در جواب جابر جعفى فرمودند: عمر از حضرت امير المؤمنين (علیه السّلام) درباره حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پرسش‏ كرد. عرض كرد: اى پسر ابى طالب به من بگو نام مهدى چيست؟ حضرت امير المؤمنين (علیه السّلام) فرمودند: نامش را نمي گويم زيرا حبيبم و دوستم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به من سفارش كردند كه نام او را بازگو نكنم تا خداى عز و جل او را برانگيزد و نام او از آن مطالبى است كه خداى عز و جل و رسولش در علم خود به وديعت سپرده ‏اند.» (11)

حضرت امام محمد باقر (علیه السّلام) در جواب ابو خالد كابلى از یاران حضرت امام سجاد (علیه السّلام) که از نام خاص حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را پرسش کرد؛ حضرت امام باقر (علیه السّلام) ضمن امتناع از فاش نمودن نام ایشان اشاره به خطر جانی برایشان نموده اند:

« أَخْبَرَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يُونُسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْقُرَشِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَثْعَمِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي الضُّرَيْسُ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ قَالَ: لَمَّا مَضَى عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (ع) دَخَلْتُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ (ع) فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ عَرَفْتَ انْقِطَاعِي إِلَى أَبِيكَ وَ أُنْسِي بِهِ وَ وَحْشَتِي مِنَ النَّاسِ قَالَ صَدَقْتَ يَا أَبَا خَالِدٍ فَتُرِيدُ مَا ذَا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَقَدْ وَصَفَ لِي أَبُوكَ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ بِصِفَةٍ لَوْ رَأَيْتُهُ فِي بَعْضِ الطَّرِيقِ لَأَخَذْتُ بِيَدِهِ قَالَ فَتُرِيدُ مَا ذَا يَا أَبَا خَالِدٍ قُلْتُ أُرِيدُ أَنْ تُسَمِّيَهُ لِي حَتَّى أَعْرِفَهُ بِاسْمِهِ فَقَالَ سَأَلْتَنِي وَ اللَّهِ يَا أَبَا خَالِدٍ عَنْ سُؤَالٍ مُجْهِدٍ وَ لَقَدْ سَأَلْتَنِي عَنْ أَمْرٍ مَا كُنْتُ مُحَدِّثاً بِهِ أَحَداً وَ لَوْ كُنْتُ مُحَدِّثاً بِهِ أَحَداً لَحَدَّثْتُكَ وَ لَقَدْ سَأَلْتَنِي عَنْ أَمْرٍ لَوْ أَنَّ بَنِي فَاطِمَةَ عَرَفُوهُ حَرَصُوا عَلَى أَنْ يَقْطَعُوهُ بَضْعَةً بَضْعَةً.» (12) 

«ابو خالد كابلى‏ نقل مي كند كه گفت بعد از شهادت حضرت امام زين العابدين (علیه السّلام) خدمت حضرت امام محمد باقر (علیه السّلام) رسيدم و عرض كردم: فدايت گردم از اخلاص و انس من نسبت به پدر بزرگوارتان و ترسى كه از دشمنان داشتم؛ اطلاع داريد؟ فرمودند: بلى، مقصود چيست؟ عرض كردم: پدر بزرگوارتان طورى صاحب الامر را براى من توصيف فرمودند كه اگر او را در راهى ببينم دستش را مي گيرم؟ امام فرمودند: ابو خالد، مقصودت چيست؟ گفتم: مي خواهم نام او را بفرمائيد تا او را به نام بشناسم. فرمودند: ابو خالد، به خدا قسم از امر عظيمى پرسش نمودى. اگر براى ديگرى گفته بودم به تو نيز مي گفتم. مطلبى پرسيدى كه اگر برخى از اولاد فاطمه بدانند او را قطعه قطعه مي كنند.»

حضرت امام جواد (عليه السّلام) نیز در حدیثی به عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى فرمودند که بردن نام خاص حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حرام است: 

«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ الشَّيْبَانِيُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ الْآدَمِيِّ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى (ع) إِنِّي لَأَرْجُو أَنْ تَكُونَ الْقَائِمَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً فَقَالَ (ع) يَا أَبَا الْقَاسِمِ مَا مِنَّا إِلَّا وَ هُوَ قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هَادٍ إِلَى دِينِ اللَّهِ وَ لَكِنَّ الْقَائِمَ الَّذِي يُطَهِّرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ أَهْلِ الْكُفْرِ وَ الْجُحُودِ وَ يَمْلَؤُهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً هُوَ الَّذِي تَخْفَى عَلَى النَّاسِ‏ وِلَادَتُهُ وَ يَغِيبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ وَ يَحْرُمُ عَلَيْهِمْ تَسْمِيَتُهُ وَ هُوَ سَمِيُّ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ كَنِيُّهُ وَ هُوَ الَّذِي تُطْوَى لَهُ الْأَرْضُ وَ يَذِلُّ لَهُ كُلُّ صَعْبٍ [وَ] يَجْتَمِعُ إِلَيْهِ مِنْ أَصْحَابِهِ عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا مِنْ أَقَاصِي الْأَرْضِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ «أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ» فَإِذَا اجْتَمَعَتْ لَهُ هَذِهِ الْعِدَّةُ مِنْ أَهْلِ الْإِخْلَاصِ أَظْهَرَ اللَّهُ أَمْرَهُ فَإِذَا كَمَلَ لَهُ الْعَقْدُ وَ هُوَ عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ خَرَجَ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا يَزَالُ يَقْتُلُ أَعْدَاءَ اللَّهِ حَتَّى يَرْضَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

قَالَ عَبْدُ الْعَظِيمِ فَقُلْتُ لَهُ يَا سَيِّدِي وَ كَيْفَ يَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ رَضِيَ قَالَ يُلْقِي فِي قَلْبِهِ الرَّحْمَةَ فَإِذَا دَخَلَ الْمَدِينَةَ أَخْرَجَ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى فَأَحْرَقَهُمَا.» (13)

«عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى گويد به حضرت امام جواد (عليه السّلام) گفتم من اميدوارم شما همان قائم خاندان محمد (صلی الله علیه و آله) باشيد كه زمين را پر از عدل و داد كند چنانچه پر از جور و ستم شده است، فرمودند: اى ابو القاسم نيست امامى از ما جز آنكه قائم به امر خداى عز و جل است و هدایت کننده به دين خدا است ولى آن قائمى كه به وسيله او خداى عز و جل زمين را از اهل كفر و جحود پاك مي كند و آن را پر از عدل و داد مي كند، او آن چنان كسى است كه ولادتش بر مردم نهان است و شخصش از ديده ‏ها پنهان و بردن نامش بر آنها حرام است و او همنام و هم كينه رسول خداست و اوست كسى كه زمين زير پاى او درنورديده شود و هر سركشى براى او رام گردد و يارانش كه به شماره اهل بدر هستند از دورترين نقطه ‏هاى زمين گرد او فراهم شوند و اين است تفسير گفته خداى عز و جل فرمايد: «هر كسى را جانبى است كه بدان روى مى ‏آورد. پس در نيكى كردن بر يكديگر سبقت گيريد. هر جا كه باشيد خدا شما را حاضر مى ‏آورد، كه او بر هر كارى تواناست. (سوره مبارکه بقره، آيه 148)» چون اين شماره از مردم زمين از اهل اخلاص گرد او جمع شوند، خدا امر او را آشكار كند و چون شماره آنها يك عقد كامل شد كه ده هزار مرد است، به اذن خدا خروج كند و پى در پى دشمنان خدا را بكشد تا خداى تعالى راضى گردد. عبد العظيم گويد؛ عرض كردم: يا سيدى، چگونه بداند كه خداى عز و جل راضى شده است؟ فرمودند: دلش را مهربان كند و چون در مدينه آيد، لات و عزى بيرون آورد و آتش زند.» (14)

همچنین حضرت عبد العظيم حسنى از حضرت امام هادی (علیه السّلام) نیز نقل نموده اند که ذکر نام خاص حضرت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) جایز نیست:

«التوحيد الدقاق و الوراق معا عن محمد بن هارون الصوفي عن الروياني عن عبد العظيم الحسني عن أبي الحسن الثالث (ع) أنه قال في القائم (عج):‏ لا يحل ذكره باسمه حتى يخرج فيملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا الخبر.» (15) 

«حضرت عبد العظيم حسنى از حضرت امام على النقى (علیه السّلام) نقل مي كند كه فرمودند: جايز نيست نام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برده شود تا آن زمان كه ظهور كند و جهان را پر از عدل و داد نمايد بعد از آنكه پر از ظلم و ستم شده باشد.»

حضرت امام رضا (علیه السّلام) نیز به این مطلب تصریح نموده اند و شیعیان را از بردن نام خاص حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برحذر داشته اند:

«عدة من أصحابنا عن جعفر بن محمد عن ابن فضال عن الريان بن الصلت قال سمعت أبا الحسن الرضا (ع) يقول:‏ و سئل عن القائم فقال لا يرى جسمه و لا يسمى اسمه.» (16) 

«ريان بن صلت گويد: از حضرت امام رضا (علیه السّلام) درباره قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سؤال شد، فرمودند: شخص او را نبينند و نام او را نبرند.» (17) 

صفوان بن مهران نیز از امام حضرت امام جعفر صادق (علیه السّلام) روايت نمودند که بردن نام خاص حضرت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) جایز نیست:

« إكمال الدين ابن إدريس عن أبيه عن أيوب بن نوح عن محمد بن سنان عن صفوان بن مهران عن الصادق جعفر بن محمد (ع) أنه قال:‏ المهدي من ولدي الخامس من ولد السابع يغيب عنكم شخصه و لا يحل لكم تسميته.» (18)

«در اكمال الدين از صفوان بن مهران از امام حضرت جعفر امام صادق (علیه السّلام) روايت نمود كه فرمودند: مهدى از فرزندان من و فرزند پنجم امام هفتم است. او از نظرها غائب شود و جايز نيست كه او را به نام ياد كنيد.»

حضرت امام محمد باقر (علیه السّلام) نهی از بردن نام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را برای یکی از یاران خود بیان فرمودند و درخواست پاره پوستى يا صحيفه ‏اى نمودند و فرموده خویش را بر روی آن نوشتند:

« حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مِيثَمٍ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى بْنِ حُصَيْنٍ الثَّعْلَبِيِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: لَقِيتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ (ع) فِي حَجٍّ أَوْ عُمْرَةٍ فَقُلْتُ لَهُ كَبِرَتْ سِنِّي وَ دَقَّ عَظْمِي فَلَسْتُ أَدْرِي يُقْضَى لِي لِقَاؤُكَ أَمْ لَا فَاعْهَدْ إِلَيَّ عَهْداً وَ أَخْبِرْنِي مَتَى الْفَرَجُ فَقَالَ إِنَّ الشَّرِيدَ الطَّرِيدَ الْفَرِيدَ الْوَحِيدَ الْمُفْرِدَ مِنْ أَهْلِهِ الْمَوْتُورَ بِوَالِدِهِ‏ الْمُكَنَّى بِعَمِّهِ هُوَ صَاحِبُ الرَّايَاتِ وَ اسْمُهُ اسْمُ نَبِيٍّ فَقُلْتُ أَعِدْ عَلَيَّ فَدَعَا بِكِتَابٍ أَدِيمٍ أَوْ صَحِيفَةٍ فَكَتَبَ لِي فِيهَا.» (19)

«ثعلبى از پدرش نقل كرده است كه گفت: حضرت امام محمد باقر (علیه السّلام) را در حج يا عمره ملاقات نمودم، عرض كردم: ايام زندگانيم به آخر رسيده است و استخوانم فرسوده گشته و نمي دانم بالاخره سعادت رؤيت قيام شما را دارم‏ يا نه؟ با من پيمان بسته و اطلاع دهيد كى اين كار خواهد شد؟ فرمود: او كسى است كه پرچمها دارد و در كوه و دشت از كسان و بستگان و وطن دور و تنها مي ماند، پدرش را كشته ‏اند ولى او انتقام نگرفته است، كنيه او به نام عمويش مى ‏باشد و نامش نام پيغمبر است. گفتم: تكرار فرمائيد. پاره پوستى يا صحيفه ‏اى خواستند و آنچه را فرموده بود در آن نوشتند.» (20)

پی نوشتها

(1) كمال الدين و تمام النعمة، جلد‏2، صفحه 482

(2) ترجمه كمال الدين و تمام النعمة، جلد‏2، صفحه 159

(3) الكافي، جلد‏1، صفحه 333

(4) أصول الكافي، جلد‏2، صفحه 549

(5) كمال الدين و تمام النعمة، جلد‏2، صفحه 483

(6) ترجمه كمال الدين و تمام النعمة، جلد‏2، صفحه 160

(7) الكافي، جلد‏1، صفحه 333332 - - كمال الدين و تمام النعمة، جلد‏2، صفحه 648

(8) أصول الكافي، جلد‏2، صفحه 549

(9) كمال الدين و تمام النعمة، جلد‏2، صفحه 648 - الكافي، جلد‏1، صفحه 333

(10) كمال الدين و تمام النعمة، جلد‏2، صفحه 648

(11) ترجمه كمال الدين و تمام النعمة، جلد‏2، صفحه 362 – 361

(12) الغيبة للنعماني، صفحه 289 – 288

(13) كمال الدين و تمام النعمة، جلد‏2، صفحه 378 – 377

(14) ترجمه كمال الدين و تمام النعمة، جلد‏2، صفحه 50 – 48

(15) التوحيد، صفحه82 - بحار الأنوار، جلد ‏51، صفحه 32

(16) الكافي، جلد‏1، صفحه 333 - كمال الدين و تمام النعمة، جلد‏2، صفحه 648

(17) أصول الكافي، جلد‏2، صفحه 551

(18) بحار الأنوار، جلد‏51، صفحه 32

(19) الغيبة للنعماني، صفحه 178- بحار الأنوار، جلد‏51، صفحه 37

 (20) مهدى موعود (ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، صفحه 240 239 –

منابع

- قرآن کریم

- أصول الكافي، محمد بن يعقوب‏ كلينى، مترجم: محمد باقر كمره اى، قم‏، اسوه‏، 1375ش‏.

- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403ق.

- ترجمه كمال الدين و تمام النعمة، محمد بن على ‏ابن بابويه، مترجم: محمد باقر كمره اى، تهران‏، اسلاميه‏، 1377 ش‏.

- التوحيد، محمد بن على ابن بابويه، قم، جامعه مدرسين، 1398ق.

- الغيبة، محمد بن ابراهيم نعمانى، تهران، مكتبة الصدوق، 1397 ق.

- الكافي، محمد بن يعقوب بن اسحاق كلينى، ‏محقق / مصحح: على اكبر غفارى و محمد آخوندى، تهران، ‏دار الكتب الإسلامية، 1407 ق‏.

- كمال الدين و تمام النعمة، محمد بن على‏ ابن بابويه، محقق و مصحح: على اكبر غفارى، تهران‏، اسلاميه‏،1395 ق.‏

- مهدى موعود (ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، محمد باقر بن محمد تقى ‏مجلسى، مترجم: على ‏دوانى، تهران‏، اسلاميه‏، 1378 ش‏.

: فاطمه ابوحمزه