×
العربيةفارسیاردوEnglish
×
العربيةاردوEnglish
پخش زنده زیارت به نیابت تصاوير ویدیو اخباراشعار حسينىتحقیق و پژوهشگزارشاتگزارشهای تصویریپروژه ها و دستاوردهاخطبه نماز جمعهاخبار عتبات مقدسهگردشگری دینیصفحات دینیحضرت بقية اللهدانشنامه وارث الانبياء تماس با ما

آستان قدس حسینی

العربيةاردوEnglish

درک درست معانی آیات قرآن در عبارات و معانی محذوف پنج جزء اول

ایجاز، یکی از اسلوبهای بلاغی غالب در قرآن است و از مباحثی است که در مطالعات زیبایی شناسی قرآن مورد توجه واقع شده است. ایجاز به چند دسته تقسیم می شود که یکی از انواع آن ایجاز به حذف می باشد. این نوشتار به بررسی عبارات و معانی محذوف در پنج جزء اول قرآن می‌پردازد که باید برای فهم دقیق معنی آیه لحاظ گردد. عبارات و معانی محذوف قرآن به سه بخش قابل تقسیم است:

 

1- عبارات و معانی محذوفی که اگر درک نشود، معنا فهمیده می شود و خللی در معنی ایجاد نمی‌شود:

*وَ اتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلىَ‏ مُلْكِ سُلَيْمَنَ وَ مَاكَفَرَ سُلَيْمَنُ وَ لَكِنَّ الشَّيَطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ... (سوره مبارکۀ بقره، آیۀ102)

ساحر از نظر اسلام کافر است اگر تصریح نشود که سليمان دست به سحر نزد و کافر نشد. در معنا خللی ایجاد نمی‌شود.

* و [يهود]  از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم مى‏خواندند پيروى كردند. سليمان هرگز [دست به سحر نيالود] و كافر نشد ولى شياطين كفر ورزيدند و به مردم سحر آموختند.

 

* مَن كاَنَ عَدُوًّا لِّلَّهِ وَ مَلَئكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبريلَ وَ مِيكَئلَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِّلْكَافِرِينَ.  (سورۀ مبارکۀ بقره، آیۀ 98)

عبارت «کافر است» به قرینه حذف شده که قابل درک است.

*هر کس دشمن خدا و فرشتگان و پیامبران او و جبرئيل و ميكائيل باشد،[کافر است] خداوند دشمن كافران است.

 

 2- عبارات و معانی محذوفی هستند که اگر درک نشود، ارتباط قطع نمی‌گردد ولی فهم و بلاغت مطلب مبهم باقی می‌ماند:

* يَأَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فىِ إِبْرَاهِيمَ وَ مَا أُنزِلَتِ التَّوْرَئةُ وَ الْانجِيلُ إِلَّا مِن بَعْدِهِ أَ فَلَا تَعْقِلُونَ. (سوره مبارکۀ آل عمران، آیۀ  65)

در عبارت «لِمَ تُحَاجُّونَ فىِ إِبْرَاهِيمَ» برای فهم درست آیه دانستن این توضیح لازم است که هر كدام از شما [یهود و نصارا] سعی می ‌کنید حضرت ابراهیم (ع) را برای برتری بر دیگری پيرو آيين خودتان معرفى ‏نماييد، در حالی که تورات و انجیل پس از حضرت ابراهیم نازل گردید.

*اى اهل كتاب، چرا درباره ابراهيم، نزاع مى‏كنيد [و هر كدام، او را پيرو آيين خودتان معرفى مى‏نماييد؟] در حالى كه تورات و انجيل، بعد از او نازل شده است. آيا انديشه نمى‏كنيد؟

 

* وَ ءَامِنُواْ بِمَا أَنزَلْتُ مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُمْ وَ لَا تَكُونُواْ أَوَّلَ كاَفِرِ بِهِ وَ لَا تَشْترَواْ  بَايَاتىِ ثَمَنًا قَلِيلًا وَ إِيَّاىَ فَاتَّقُون. (سوره مبارکۀ بقره، آیۀ 41)

در آیه روی سخن با بنی اسرائیل است که از ‌کتاب خود آیات و نشانه هایی را پنهان نکنند که دربارۀ حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) نازل شده است.

* و به آنچه نازل كرده ‏ام [قرآن‏] ايمان بياوريد كه نشانه‏ هاى آن، با آنچه در كتابهاى شما است، مطابقت دارد و نخستين كافر به آن نباشيد و آيات مرا به بهاى ناچيزى نفروشيد. [و به خاطر درآمد مختصرى، نشانه‏ هاى قرآن و پيامبر اسلام را، كه در كتب شما موجود است، پنهان نكنيد.] و تنها از من بترسيد.

 

*الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كاَنَ لَكُمْ فَتْحٌ مِّنَ اللَّهِ قَالُواْ أَ لَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَ إِن كاَنَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُواْ أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَ نَمْنَعْكُم مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ  فَاللَّهُ يحَكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَن يجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلىَ المْؤْمِنِينَ سَبِيلاً. (سوره مبارکۀ نساء، آیۀ 141)

«قَالُواْ أَ لَمْ نَكُن مَّعَكُمْ»: می گویند آیا ما با شما نبودیم. عبارت محذوف آیه دربارۀ سخن منافقان است که هرگاه مسلمانان در جنگ به پیروزی رسند و به غنیمتی دست یابند، از آنان درخواست غنایم می ‌کنند.

* منافقان همانها هستند كه پيوسته انتظار مى‏كشند و مراقب شما هستند اگر فتح و پيروزى نصيب شما گردد، مى ‏گويند: مگر ما با شما نبوديم؟ [پس ما نيز در افتخارات و غنايم شريكيم] «و اگر بهره ‏اى نصيب كافران گردد، به آنان مى‏ گويند: مگر ما شما را به مبارزه و عدم تسليم در برابر مؤمنان، تشويق نمى‏كرديم؟ [پس با شما شريك خواهيم بود.]» خداوند در روز رستاخيز، ميان شما داورى مى‏كند و خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است.

 

 3- معانی و عبارات محذوفی که اگر دانسته نشود، فهم مقصود آیه مقدور نیست و مفاد آیه مبهم می ماند:

بحث اصلی مقاله است و دربارۀ همین دسته از معانی و عبارات محذوف است.

* يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقُولُواْ رَاعِنَا وَ قُولُواْ انظُرْنَا وَ اسْمَعُواْ  وَ لِلْكَفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ. (سوره مبارکۀ بقره، آیۀ 104)

عدم درک برداشت استهزا آمیز یهود از عبارت «راعنا»، سبب خلل در فهم آیه می ‌گردد. «راعنا» در اصطلاح يهود استهزاء و دشنام بود. مسلمانان راعنا به معنی «ما را مهلت بده» استفاده می کردند اما یهود به معنی «ما را تحميق كن» به کار می برده است. بدین ترتیب استفاده از این کلمه برای مومنان ممنوع اعلام گردید. 

 

* اى افراد با ايمان، [هنگامى كه از پيغمبر تقاضاى مهلت براى درك آيات قرآن مى‏كنيد] نگوييد: «راعنا» بلكه بگوييد: «انظرنا». [زيرا كلمه اول، هم به معنى «ما را مهلت بده» و هم به معنى «ما را تحميق كن» مى‏باشد و دستاويزى براى دشمنان است.] و [آنچه به شما دستور داده مى‏شود] بشنويد! و براى كافران (و استهزاكنندگان) عذاب دردناكى است.

 

عبارات و معانی محذوفی در آیات قرآن وجود دارد که اگر لحاظ نشود آیه به درستی درک نمی شود، این عبارات و معانی محذوف به سه دسته قابل تقسیم هستند:

1- عبارات و معانی محذوفی که به رسم جاهلی یا آداب و رسومی اشاره دارند.

2- عبارات و معانی محذوفی که به بلاغت آیات مربوط هستند.

3- عبارات و معانی محذوفی که واقعۀ تاریخی را بیان می کنند.

 

1- 3 عبارات و معانی محذوفی که به رسم جاهلی یا آداب و رسومی اشاره دارند:

* فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُواْ اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ ءَابَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا  فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا ءَاتِنَا فىِ الدُّنْيَا وَ مَا لَهُ فىِ الاَخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ. (سوره مبارکۀ بقره، آیۀ200)

ظاهرا طبق رسوم جاهلی اعراب پس از اتمام مراسم حج از پدران و نیکان خود به تفاخر یاد می‌کردند و کمتر به ذکر خدا می پرداختند. آیه به این کار حج گزاران اشاره می کند و آنان را به یاد خدا فرا می‌ خواند.

دانستن این رسم تفاخر به نیاکان در بین اعراب سبب فهم درست آیه می ‌گردد.

* و هنگامى كه مناسكِ (حج) خود را انجام داديد، خدا را ياد كنيد، همان ‌گونه كه از پدرانتان در پايان حجّ ياد مى ‏كرديد بلكه از آن هم بيشتر.

 

* وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لاَمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ ءَاذَانَ الْأَنْعَامِ وَ لاَمُرَنهَّمْ فَلَيُغَيرِّنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَنَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا. (سورۀ مبارکه نساء،  آیۀ 119)

معنای محذوف در « فَلَيُبَتِّكُنَّ ءَاذَانَ الْأَنْعَامِ» به رسم جاهلی میان اعراب بر می گردد که در تفسیر احسن الحدیث در این باره چنین آمده است:«لفظ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ در جاى حرام كردن حلال و در عين حال ذكر بدعت مشركان است.» (1)

«مقصود آن است: گوش بعضى حيوانات خود را مي ‌بريدند و يا آن را گشاده مي‌ شكافتند و از بار كردن و ديگر استفاده‏ ها صرف نظر مي‌ كردند، چون متعلّق، به ‌بتها شده است و اين خود از مهمترين اعمال بي ‌خردانه بت‏پرستان بوده است كه موجب اختصاص به ذكر شده است و گر نه جمله‏ سابق كه «لَأُضِلَّنَّهُمْ» باشد شامل همه كارهاى غلط و ضلالت آنها است ولى چون اين عمل از همه سخيفتر بوده است نام برده شده است.» (2)

* و آنها را گمراه مى‏كنم و به آرزوها سرگرم مى‏سازم و به آنان دستور مى‏دهم كه [اعمال خرافى انجام دهند و] گوش چهارپايان را بشكافند و آفرينشِ پاك خدايى را تغيير دهند. (و فطرت توحيد را به شرك بيالايند.) و هر كس، شيطان را به جاى خدا ولى خود برگزيند، زيانِ آشكارى كرده است.

 

2 3 عبارات و معانی محذوفی که به بلاغت آیات مربوط هستند:

* فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَ لَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتىِ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجَارَةُ  أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ. (سوره مبارکۀ بقره، آیۀ 24)

«الحِجَارَة»ُ استعاره از بتها است.

این آیه در ادامۀ آیۀ تحدی است که فرموده اگر در اینکه قرآن معجزه است، شک دارید؛ سوره ‌ای یا آیه ‌ای مانند قرآن بیاورید، اگر نتوانستید که نمی توانید [در واقع حق بر شما ثابت شد] بترسید از آتشی که هیزمش بدنهای مردم و سنگها استعاره از بتهایی است که می پرستید. [اگر حق بر شما معلوم شد و باز به بت پرستی ادامه دادید بدنهایتان را با بتهایتان می سوزانیم.]

در کتاب ايجاز البيان عن معاني القرآن‏ در باره« الحِجَارَةُ » چنین آمده: « هي حجارة الكبريت فهي أشد توقدا أو الأصنام المعبودة فهي أشد تحسرا أو كأنهم حذّروا نارا تتقد بها الحجار » (3)

* پس اگر چنين نكنيد كه هرگز نتوانيد كرد از آتشى بترسيد كه هيزم آن، بدنهاى مردم [بت پرستان] و سنگها [بتهای سنگی] است و براى كافران، آماده شده است.

 

 

* وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِى يَنْعِقُ بمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَ نِدَاءً صُمُّ  بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ. (سوره مبارکۀ بقره،آیۀ 171)

معنی «ینعق» در قاموسهای عربی چنین آمده است:« النعيق صوت الراعي بغنمه. يقال نعق الراعي بغنمه‏»

آیه مَثل کافران را مانند گوسفندانی دانسته که چون چوپانشان بر آنان بانگ زند معنایی را درک نمی کنند و فقط صدا را می شنوند.

در کتاب المحرر الوجیز در این باره چنین آمده است: «المراد تشبيه واعظ الكافرين و داعيهم و الكافرين الموعوظين بالراعي الذي ينعق بالغنم أو الإبل فلا تسمع إلا دعاءه و نداءه و لا تفقه ما يقول.» (4)

البته لازم به توضیح است که عبارت دارای تمثیل است و در کتاب المحرر الوجیز به اشتباه تشبیه ذکر شده است.

* مَثَل (تو در دعوت) كافران، بسان كسى است كه [گوسفندان و حيوانات را براى نجات از چنگال خطر] صدا مى‏زند ولى آنها چيزى جز سر و صدا نمى‏شنوند [و حقيقت و مفهوم گفتار او را درك نمى‏كنند. اين كافران، در واقع] كر و لال و نابينا هستند از اين رو چيزى نمى‏فهمند.

 

* الَّذِينَ ءَاتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ. (سوره مبارکۀ بقره، آیۀ 146)

در آیات قبل از این آیه تغییر قبله مطرح شده است و خداوند به پیامبرش می ‌گوید این گروه هر معجزه ‌ای هم بیاوری از قبلۀ تو پیروی نمی ‌کنند تو هم پیرو قبلۀ آنان نیستی و آنان (یهود و نصاری) هم تابع قبلۀ هم نیستند. در ادامه خداوند منکران پیامبر اسلام (ص) را معرفی می‌‌ کند: «الَّذِينَ ءَاتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ» آنان که به ایشان کتاب دادیم (بر اساس مطالب کتاب) پیامبر اسلام را می شناسند همچنان که پسران خود را می شناسند.

* كسانى كه به ايشان كتاب [آسمانى‏] داده ‏ايم، همان گونه كه پسران خود را مى ‏شناسند، او [محمد] را مى ‏شناسند و مسلماً گروهى از ايشان حقيقت را نهفته مى ‏دارند، و خودشان [هم‏] مى ‏دانند.

 

*مَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَيْنهُمْ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ. (سوره مبارکۀ بقره، آیۀ182)

معنای محذوف در عبارت «مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَيْنهُمْ» تمایل غیرعادلانۀ وصیت کننده به بعضی از ورثه است.

* و كسى كه از انحرافِ وصيت كننده [و تمايل يك جانبه او به بعض ورثه] يا از گناه او [كه مبادا وصيّت به كار خلافى كند] بترسد و ميان آنها را اصلاح دهد، گناهى بر او نيست [و مشمولِ حكم تبديلِ وصيّت نمى‏باشد.] خداوند، آمرزنده و مهربان است.

 

*وَ إِن كاَنَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلىَ‏ مَيْسَرَةٍ وَ أَن تَصَدَّقُواْ خَيرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ. (سوره مبارکۀ بقره، آیۀ280)

در جمله «وَ إِن كاَنَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلىَ‏ مَيْسَرَةٍ» بدهکار محذوف است.

* و اگر [بدهكارتان‏] تنگدست باشد، پس تا [هنگام‏] گشايش، مهلتى [به او دهيد] و [اگر به راستى قدرت پرداخت ندارد] بخشيدن آن براى شما بهتر است، اگر بدانيد.

 

*وَ إِذَا كُنتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَوةَ فَلْتَقُمْ طَائفَةٌ مِّنهُم مَّعَكَ وَ لْيَأْخُذُواْ أَسْلِحَتهَمْ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَائكُمْ وَ لْتَأْتِ طَائفَةٌ أُخْرَى‏ لَمْ يُصَلُّواْ فَلْيُصَلُّواْ مَعَكَ... (سورۀ مبارکه نساء،  آیۀ 102)

این آیه درباره نماز جماعت به همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله) در میدان جنگ سخن می گوید. در آیه معنای محذوف «فَإِذَا سَجَدُواْ» به پایان رساندن نماز است. نماز خوف در نماز دو رکعتی (صبح) و نمازهای چهار رکعتی (ظهر، عصر و عشاء) به صورت شکسته و دو رکعتی خوانده می ‌شود.

* و هر گاه در ميان ايشان بودى و برايشان نماز برپا داشتى، پس بايد گروهى از آنان با تو [به نماز] ايستند و بايد جنگ ‏افزارهاى خود را برگيرند و چون به سجده رفتند [و نماز را تمام كردند] بايد پشت سرِ شما قرار گيرند و گروه ديگرى كه نماز نكرده ‏اند بايد بيايند و با تو نماز گزارند....

 

3 -3 عبارات و معانی محذوفی که واقعۀ تاریخی را بیان می کنند.

* فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلاً غَير الَّذِى قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلىَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كاَنُواْ يَفْسُقُونَ. (سوره مبارکۀ بقره، آیۀ 59)

«قولا» اینجا اشاره به آیۀ قبل دارد: «وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُم» هنگامی که فرمان خداوندی به یوشع بن نون جانشین حضرت موسی (ع) رسید که به منطقه بیت المقدس یا اریحا (نزدیک بیت المقدس) با حالت خضوع و شکر و سپاس درآیید و بگویید حطة يعنى خدايا گناهانمان فرو ريز و ما را بيامرز (كه اگر سجده‏ كنان درآیيد و اين سخن بگویيد) گناهانتان را مي ‌آمرزيم. (5)

قوم بنی اسرائیل به جای اینکه با خضوع و خشوع وارد شوند، حطه را از روی تمسخر به حنطه یعنی گندم بدل کردند و کلام خدا را مسخره کردند و تغییر دادند، بدین ترتیب مستحق عذاب شدند.

ذکر قولی که بدل شد سبب فهم درست آیه می شود که در ترجمۀ سورآبادی چنین آمده است:

* بدل كردند آن كسان كه ستم كردند بر خويشتن، گفتارى جز آن كه ايشان را گفته بودند. [و آن آن بود كه ايشان را گفته بودند كه گوييد حطّة، ايشان مى‏گفتند هطا سمقاثا، اى:حنطة حمراء.] فرو آورديم بدان كسان كه ستم كردند عذابى از آسمان بدانچه بودند بيرون مى‏شدند از فرمان خدا.

 

*ذَلِكَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ  وَ مَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ مَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ. (سورۀ مبارکه آل عمران، آیۀ 44)

اگر عبارت «إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ» لفظ به لفظ ترجمه شود؛ منظور از اینکه قلمهایشان را می ‌انداختند تا کدامیک تکفل مریم را بر عهده بگیرند و مفهوم آیه به درستی قابل درک نیست.

«مادر مريم پس از وضع حمل نوزاد خود را در پارچه‏اى پيچيد و به معبد آورد و به علما و بزرگان بنى اسرائيل خطاب كرد كه اين نوزاد براى خدمت خانه خدا نذر شده است، سرپرستى او را به عهده بگيريد و از آنجا كه مريم از خانواده ‏اى بزرگ و معروف به پاكى و درستى (خانواده عمران) بود، عابدان بنى اسرائيل، براى سرپرستى او بر يكديگر پيشى مى ‏گرفتند و به همين جهت چاره ‏اى جز قرعه نيافتند، به كنار نهرى آمدند و قلمها و چوبهايى كه به وسيله آن قرعه مى ‏زدند حاضر كردند و نام هر يك را به يكى از آنها نوشتند، هر قلمى در آب فرو مى‏ رفت برنده قرعه نبود، تنها قلمى كه روى آب باقى ماند، قلمى بود كه نام زكريا بر آن نوشته شده بود، و به اين ترتيب سرپرستى زكريا نسبت به مريم مسلم شد و در واقع از همه سزاوارتر بود زيرا علاوه بر دارا بودن مقام نبوت شوهر خاله مريم بود.» (6)

*[اى پيامبر] اين، از خبرهاى غيبى است كه به تو وحى مى‏كنيم و تو در آن هنگام كه قلمهاى خود را [براى قرعه‏كشى] به آب مى‏افكندند تا كداميك كفالت و سرپرستى مريم را عهده‏دار شود و به هنگامى كه [دانشمندان بنى اسرائيل، براى كسب افتخار سرپرستى او] با هم كشمكش داشتند، حضور نداشتى [و همه اينها، از راه وحى به تو گفته شد.]

 

* وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُنَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَ مَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَ يَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَ مَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَ يَقُولُونَ عَلىَ اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ. (سورۀ مبارکه آل عمران، آیۀ 78)

معنای محذوف در ترجمه « يَلْوُنَ أَلْسِنَتَهُم» زبان خود را به هنگام خواندن کتاب یا نوشته خود چنان می‌پیچانند تا شبیه تلفظ تورات گردد.

*و از ميان آنان [يهود] گروهى هستند كه زبان خود را به [خواندن‏] كتاب [تحريف شده ‏اى‏] مى ‏پيچانند، تا آن [بربافته‏] را از [مطالب‏] كتاب [آسمانى‏] پنداريد، با اينكه آن از كتاب [آسمانى‏] نيست و مى ‏گويند: «آن از جانب خدا است.» در صورتى كه از جانب خدا نيست و بر خدا دروغ مى ‏بندند، با اينكه خودشان [هم‏] مى ‏دانند.

 

* الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَا أَصَابهَمُ الْقَرْحُ  لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنهمْ وَ اتَّقَوْاْ أَجْرٌ عَظِيمٌ (سورۀ مبارکه آل عمران،  آیۀ 172)

معنای محذوف در آیه مربوط به واقعه‌ای که پس از جنگ احد رخ داده است و آن غزوه حمراء الاسد می ‌باشد. پس از پیروزی ابوسفیان بر مسلمانان، ابوسفیان و سپاهیانش به سرعت به سمت مکه حرکت کردند، در نیمه راه پشیمان شدند و تصمیم گرفتند؛ برگردند و باقیمانده مسلمانان را نیز از بین ببرند. خبر به پیامبر رسید فورا دستور دادند كه لشكر احد خود را براى شركت در جنگ ديگرى آماده كنند، مخصوصا فرمان داد كه مجروحان جنگ احد به صفوف لشگر بپيوندند و در محلی به نام حمراء الاسد اردو زدند. خبر تشکیل لشکر مسلمانان به ابوسفیان و قریش رسید و آنان از حمله مجدد صرف نظر کردند.

* آنها كه دعوت خدا و پيامبر (ص) را، پس از آن همه جراحاتى كه به ايشان رسيد، اجابت كردند. [و هنوز زخمهاى ميدان احد التيام نيافته بود، به سوى ميدان «حمراء الاسد» حركت نمودند.] براى كسانى از آنها، كه نيكى كردند و تقوا پيش گرفتند، پاداش بزرگى است.

 

* الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتىَ‏ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ  قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِّن قَبْلىِ بِالْبَيِّنَاتِ وَ بِالَّذِى قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ. (سورۀ مبارکه آل عمران،  آیۀ 183)

در ترجمۀ «‏حَتىَ‏  يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ» دو نکته محذوف وجود دارد بحث از کیفیت آتش است؟ چگونگی خورده شدن قربانی توسط آتش.

در تفسیر احسن الحدیث ذیل آیه چنین توضیحی آمده است: «خدا به ما توصيه كرده به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا برای ما قربانيى بياورد كه آتش آن را بخورد، به نظر مى ‏آيد مرادشان از بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قربانى است كه سوختنى باشد، زيرا از جمله احكامشان آن بود كه بعضى از قربانيها را مى‏ سوزاندند و چون رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) در ذبيحه امر به خوردن فرمودند نه سوزاندن، يهود در مقام رد گفتند: خدا به ما عهد كرده به پيامبرى ايمان آوريم كه به سوزاندن قربانى حكم كند.» (7)

برخی از ترجمه ها «النَّارُ» را صاعقه آسمانی معنا کرده اند.

* هم آنان كه گفتند: «خدا با ما پيمان بسته كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا براى ما قربانيى بياورد كه آتش [آسمانى‏] آن را [به نشانه قبول‏] بسوزاند.» بگو: «قطعاً پيش از من، پيامبرانى بودند كه دلايل آشكار را با آنچه گفتيد، براى شما آوردند. اگر راست مى‏گوييد، پس چرا آنان را كشتيد؟»

 

* وَ رَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَ قُلْنَا لهُمُ ادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَدًا ... (سوره مبارکۀ نساء، آیۀ 154)

معنای محذوف در عبارت « وَ قُلْنَا لهَمُ ادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَدًا» اشاره به حالت خشوع و توبه است.

* و كوه طور را بر فراز آنها برافراشتيم و در همان حال از آنها پيمان گرفتيم  و به آنها گفتيم: « [براى توبه] از در [بيت المقدس] با خضوع درآييد....»

 

پانوشتها

(1) تفسير احسن الحديث‏، جلد 2، صفحه 455

(2) تفسیر عاملی، جلد سوم، 109

(3) إيجازالبيان عن معاني القرآن‏،جلد 1، 75

(4) المحرر الوجيز فى تفسير الكتاب العزيز، جلد 1، صفحه 238

(5) ترجمه و تفسير قرآن عظيم‏، جلد 1، 13 - 12

(6) تفسير نمونه‏، جلد 2، 545 - 544

(7) تفسير احسن الحديث‏، جلد 2، صفحه 24

 مآخـــذ

- قرآن کریم

- إيجازالبيان عن معاني القرآن‏، محمود بن ابو الحسن‏ نيشابورى، بيروت‏، دار الغرب الاسلامى، 1415ق.

- ترجمه قرآن، محمد مهدى فولادوند، تهران، ‏دار القرآن الكريم (دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامى)، 1415ق.

- ترجمه قرآن، ناصر مكارم شيرازى، قم، ‏دار القرآن الكريم (دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامى)،1373ش.

- ترجمه و تفسير قرآن عظيم‏، سيد على نقى فيض الاسلام‏، تهران‏، فقيه، ‏1378ش.

- تفسير احسن الحديث‏، سيد على اكبر قرشى، تهران، ‏ بنياد بعثت،1377ش.

- تفسير عاملى‏، ابراهيم عاملى، ‏تهران‏، انتشارات صدوق،‏1360ش.

- تفسير نمونه‏، ناصر مكارم شيرازى، تهران‏، دار الكتب الإسلامية، 1374ش.

- المحرر الوجيز فى تفسير الكتاب العزيز، ابن عطيه اندلسى، عبدالحق بن غالب‏، بيروت‏، دارالكتب العلميه‏، 1422ق.