×
العربيةفارسیاردوEnglish
×
العربيةاردوEnglish
پخش زنده زیارت به نیابت تصاوير ویدیو اخباراشعار حسينىتحقیق و پژوهشگزارشاتگزارشهای تصویریپروژه ها و دستاوردهاخطبه نماز جمعهاخبار عتبات مقدسهگردشگری دینیصفحات دینیحضرت بقية اللهدانشنامه وارث الانبياء تماس با ما

آستان قدس حسینی

العربيةاردوEnglish

خطبه نماز جمعه


خطبه دوم نماز جمعه کربلاء به امامت سید احمد الصافی در تاریخ 19 ربیع الاول 1439 هـ مصادف با هفدهم آذر 1396

الدينية
السياسية
اشتراک گذاری

 

 

برادران و خواهرانم قرآن کریم در برخی سوره‌ها به موضوعاتی اشاره کرده است،  در برخی از سوره‌ های قرآن کریم موضوع امت، جامعه و گروه در آنها ذکر شده است.

و پیش از اینکه وارد برخی آیات شوم دوست دارم به این مقدمه مهم اشاره کنم.

برخی مسائل وجود دارند که خداوند تبارک و تعالی توجه بسیاری به آنها ورزیده است یعنی اهمیت بسیاری به آنها داده است.. خداوند تبارک و تعالی گاهی در دنیا نتیجه عمل را نشان می دهد و گاهی نیز تصویر ترسناکی از حالتی که به وجود خواهد آمد، ارائه می دهد.

توجه کنید من درباره برخی سوره ها در قرآن کریم سخن می گویم.

ما مردم مسلمان انبیا را مقدس می داریم و در قرآن کریم درباره انبیای بزرگ مانند نوح علیه السلام می خوانیم، به داستان نوح علیه السلام توجه کنید که در آن معانی متعددی وجود دارد نوح علیه السلام مانند سایر انبیا قومش را به سوی خدا فراخواند.

قرآن کریم از جزئیات این داستان نمی گوید اما از مساله ای سخن می گوید که در مورد سایر انبیا رخ نداد اما برای نوح علیه السلام اتفاق افتاد.

اولا، کسانی که از نوح پیروی نکردند به خردشان مراجعه نکردند و از خود نپرسیدند. آنها می گفتند آنهایی که از تو پیروی می کنند مردمان پست و فرومایه و کم خردان قوم ما هستند، این انسان های پست ارزشی نداشته و در نتیجه به نوح علیه السلام کنایه می زدند که تو نیز ارزشی نداری.

دوم، اینها از سر مسخرگی و برای اینکه به نوح علیه السلام فرصتی برای سخن گفتن با آنها را ندهند، انگشتان شان را در گوش هایشان فرو کردند و این حرکت را تنها یک نفر در قوم نوح انجام نداد، قرآن نمی گوید که یک نفر انگشتانش را در گوش هایش فرو کرد، نه بلکه می گوید "آنها انگشت هایشان را در گوش هایشان فرو بردند" یا کسانی که نوح علیه السلام را متهم می کردند که پیروانش انسان هایی بی ارزش هستند، یک نفر نبودند، نه بلکه یک گروه بودند.

نوح با پیروانش احساس غریبی و تنهایی پیدا کرد، او سخن می گفت و آنها گوش نمی دادند، ندا می داد و آنها تامل نمی کردند. تا آنجا که نوح علیه السلام به این نتیجه رسید که همه آنها یا کافر هستند یا انسان های فاجر و کافر به دنیا می آورند. حتی در آیندگان آنها هرگز هیچ انسان خوبی بدنیا نخواهد آمد به این ترتیب نوح علیه السلام آنها را نفرین کرد. توجه کنید یک قوم کاملا نابود شد و خداوند تعالی نوح علیه السلام و یارانش را نجات داد، حتی پسرش از نجات یافتگان نبود و صدایش شنیده نشد.

همچنین نوح علیه السلام با سایر انبیاء تفاوت داشت او 950 سال آنها را به سوی خدا فراخواند، مشخص نیست که آنها از نسل نوح بودند یا نه قرآن کریم درباره نوح علیه السلام می گوید که او این مدت را در میان آنها بود.

امتی که نبی اش را یاری نکرد و او را تنها گذاشت درنتیجه این امت به کجا رفت. خداوند تعالی برخی را با کشتی نجات داد و طوفان آمد و هیچ کسی از طوفان نجات نیافت چرا؟ زمانی که امتی از مسئولیت های خود کوتاهی کند، معنایش این است که مانند قوم نوح شده.

توجه کنید قرآن کریم در سوریه جاثیه درباره این امت سخن نمی گوید و مساله عجیب در این آیه آنست که از یک امت مشخص صحبت نمی کند و می فرماید " و هر امتى را به زانو در آمده مى ‏بينى هر امتى به سوى كارنامه خود فراخوانده مى ‏شود [و به آنها مى‏ گويند] آنچه را میکرديد امروز پاداش مى‏ يابید".

دقت کنید فعل جثی یعنی زمانی که انسان به زانو درآید، معمولا انسان گناهکار زمانی که احضار می شود، او را بر روی دو زانویش می نشانند که این نشانه تسلیم بوده و اینکه چیزی در انتظار اوست پس او گناهکار است "و تو می بینی که هر امتی به زانو درآمده". واقعیت بزرگی در بیان این مطلب وجود دارد و این معنی که قرآن کریم بیان می کند معنای عجیب و غریبی است که به آن اشاره می کنیم.

(هر امتی به سوی کارنامه خود فراخوانده می شود [و به آنها مى‏ گويند] آنچه را میکرديد امروز پاداش مى‏ يایيد)

توجه کنید این اولین باری است که امتی وجود دارد که در عملی با یکدیگر مشارکت دارند و این امت هزینه آن را پرداخت خواهد کرد.

(امروز آنچه را میکرديد پاداش مى‏ يایيد)

برادرانم مشکل در این مساله مشکل جزای اعمال است، انسان گاهی دست خود را به سوی روزی، مال و یا حق دیگری دراز می کند و آن را اخذ می کند و کارهایی در دنیا انجام می دهد که در مورد بیشتر ظلم های دنیا جزائی وجود ندارد و این معنایی است که از این آیه شریفه دریافت می شود، خدوند تعالی می فرماید: "امروز جزای آنچه می کردید را می یابید". از آنچه پیش از این انجام می دادید ما چشم پوشی می کردیم و امور را برای منافع مشخصی آماده کردیم خداوند تعالی در آن زمان جزائی نداد اما امروز جزای آنچه می کردید را می بینید، طبیعتا آیاتی پیش از این آیه شریف بوده، اما به این آیه شریفه که پس از آن آیه مورد بحث می آید توجه کنید: " این کتاب ماست که به حق بر شما سخن می گوید: ما همواره آنچه شما می کردید، نسخه برمی داشتیم"

این کتاب ماست که تا ابد به حق با شما سخن می گوید نه به باطل، می دانید که حق در برابر باطل قرار دارد.حق مقابل باطل است و این کتاب از جایگاه حسابرسی اعمال با شما سخن می گوید یعنی شما صاحبان حق نیستید بلکه حق در مورد شما اجرا می شود.و این ماهستیم که صاحبان حقیم، این کتاب ما به حق با شما سخن می گوید و نه راه گریز و فرار و نه واسطه و تعارفی وجود دارد و انسان نمی تواند از دایره این قدرت خارج شده و تحت قدرتی دیگر درآید، همه اینها غیر ممکن هستند.

به این آیه شریفه در سوره "ق" توجه کنید: " (خداوند) فرمايد، نزد من با يكديگر مشاجره نكنيد، من پيش از اين وعده عذاب را به شما داده بودم. فرمان (افكندن كافر در دوزخ) نزد من تغيير نمى‌يابد و من هرگز به بندگانم، ستم نكنم"، توجه کنید که مشاجره به نفع هیچ یک از شما نیست، اینکه هر یک مشکلش را بر گردن دیگری بیاندازد سودی ندارد، "این کتاب ما به حق با شما سخن می‌گوید" دقت کنید این آیات شریفه اگر کنار هم قرار داده شوند می‌توانند سوره‌ ای ترسناک باشند.. روز انتقام و روز گرفتن حق مظلوم از ظالم است. چه بسیار ظالمانی که لباس مظلوم به تن دارند و کسی آنها را نمی‌شناسد. اما زمانی که آیات شریفه را می خوانی واقعا ترس انسان زیاد می شود و کسی که ایمان دارد باید به عقلش رجوع کند، اگر عقلش از دست برود خداوند آن را نازل می کند و آن را در سرش قرار می دهد تا بیاندیشد، خداوند تعالی می‌فرماید "این کتاب ماست که به حق با شما سخن می‌ گوید: ما همواره از آنچه شما می کردید، نسخه بر می داشتیم" این مساله ای عجیب در کنار شهادت خداوند تعالی است ما نسخه بر می‌ داشتیم ما چیزی از خودمان اضافه نکردیم و آنچه شما می دانستید را نسخه برداری کردیم.. و اصل نسخه برداری آن است که نقل کنم و بنویسم.

در تعابیر این آیات شریفه دقت کنید.. در دنیا اشیاء بسیاری وجود دارد اما اینجا مساله کاملا فرق می‌کند کتاب ما به حق با شما سخن می گوید و کار ما آن است که نسخه برداری کنیم و آنچه می‌ دانستید را بنویسیم پس راه فرار کجاست؟ راه فراری وجود ندارد.

برادارانم قرآن کریم کتاب هدایت و حکمتی است که آگاه می کند و ما باید از آن استفاده کنیم و خطرناکترین مساله زمانی است که برخی اصول و ارزش ها از سوی امت اسلام دچار تنزل می شود و امت اسلامی از این اصل دست می کشد این خطرناک است، کسی نیست که آگاهی و هشدار دهد. اگر این امت همانی باشد که از اصول دست بکشد پس چه کسی توضیح دهد؟ هیچ کس، جزاء چگونه خواهد بود؟ جزای دنیوی خدای نکرده مانند آنچه در داستان نوح علیه السلام رخ داد خواهد بود. یا جزای اخروی که خطرناکتر، سختتر و دشوارتر است و ما هیچ راه فراری از آن نداریم.

از خداوند سبحان و تعالی می خواهیم به حق کسی که در جوارش پناه گرفته ایم یعنی سید الشهداء علیه السلام، نوه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با عطای همه خیر و خوبی ها بر سر ما و شما منت گذارده و پیروزی درخشان فرزندان و نیروهای مان بر دشمنان را تعجیل گرداند و ما ببینیم که تمامی خوبی ها برای فرزندان ما و کشور و تمامی ذلت ها و پستی ها برای دشمنان ما رقم می خورد.

خداوندا تمامی زنان و مردان مومن و مسلمان را بیامرز و آخرین دعای ما اینست، سپاس مخصوص الله پروردگار دو جهان است خداوندا درود فرست بر محمد و خاندان پاک و مطهرش.

 

 

 

خطبه هاى: آرشیو