×
العربيةفارسیاردوEnglish
×
العربيةاردوEnglish
پخش زنده زیارت به نیابت تصاوير ویدیو اخباراشعار حسينىتحقیق و پژوهشگزارشاتگزارشهای تصویریپروژه ها و دستاوردهاخطبه نماز جمعهاخبار عتبات مقدسهگردشگری دینیصفحات دینیحضرت بقية اللهدانشنامه وارث الانبياء تماس با ما

آستان قدس حسینی

العربيةاردوEnglish

عطف واقعه غدیر و عاشورا در اشعار ابوالحسن علی بن حماد عبدی

 

مسئله پذیرش امامت و ولایت حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) همواره جزء مضامین اصلی اشعار شاعران شیعی بوده است. تبلور این مضمون در غدیریه های شاعران دیده می شود. شاعران شیعی چه در غدیریه های خود و چه در اشعار منقبتی که سروده اند از فضایل اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السّلام) غافل نبوده اند.

ابوالحسن علی بن حماد بن عبید الله بن حماد عبدی بصری فقیه محدث و شاعر قرن چهارم هجری قمری بود که در باب منقبت ائمه معصومین و واقعه غدیر اشعاری از او بر جای مانده است. با توجه به تسلط او به حدیث و فرهنگ و معارف قرآنی مضامین احادیث رسول خدا (علیه السّلام) و آیات فضایل اهل بیت در قرآن را در اشعار خود آورده است.

مسئله ظریفی که در قصایده از اشعار ابوالحسن علی بن حماد عبدی و معدود شاعران دیگر دیده می شود، پیوند مرثیه های عاشورایی با واقعه غدیر است. در جریان شناسی واقعه عاشورا؛ عدم پذیرش پیام و دستور غدیر منجر به انحراف از مسیر حقیقی اسلام گردید و در طول نیم قرن سرور جوانان اهل بهشت (علیه السّلام) را که رسول ختمی مرتب (صلی الله علیه و آله) از فضایل آن حضرت سخن گفته بودند در مقابل سپاهی چندین هزار نفری قرار داد که با نام اسلام و به نفع حکومت اموی می جنگیدند.

ابن حماد در قصیده ای با مطلع

حیّ قبرا بکربلا مستنیرا                     ضمّ کنز التقی و علما خطیرا (1)

قصیده را با مصائب و فجایع خاندان رسول الله (صلی الله علیه و آله) در کربلا آغاز می نماید و از ظلم و جور یزیدیان بر آل محمد (علیهم السّلام) می سراید. در ادامه خطاب به منکران فضایل این خاندان بعضی از مناقب بیشمار اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السّلام) را بر می شمارد و ابتدا از واقعه غدیر شروع می کند و منکران را به تحقیق و بررسی درباره غدیر فرا می خواند و برخی از فضایل حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) و معجزات و کراماتی را که در ارتباط با ایشان رخ داده است؛ بیان می نماید و با استناد به چند آیه که درباره فضایل اهل بیت (علیهم السّلام) نازل شده است منزلت و مقام ایشان را در نزد خداوند متعال مشخص نموده و بر اساس احادیث و روایات جایگاه خاندان رسالت و شیعیان را در بهشت بیان می نماید.

در این مجال به بررسی ابیاتی از این قصیده می پردازیم:

 

ابیاتی درباره سرزمین مقدس کربلا

حیّ قبرا بکربلا مستنیرا                      ضمّ کنز التقی و علما خطیرا

- سلام بر آن بارگاهى كه در كربلا مى‏ درخشد و گنج تقوا و علومه مهمه را در خود نهفته است.

و أقم مأتم الشهید و أذرف                   منک دمعا فی الوجنتین غزیرا

- محفل ماتم شهید کربلا را بر پا كن و سيلاب اشك بر گونه هایت فرو ريز.

و التثم تربۀ الحسین بشجو                   و أطل بعد لثمک التعفیرا

- تربت پاكش را با سوز دل ببوس و گونه ‏هایت را بر خاك آستانش بگذار.

ثمّ قل: یا ضریح مولاي سقیّ                _ت من الغیث هامیا جمهریرا

- سپس بگوی؛ ای ضریح مقدسی که پیکر مولای مرا در بر گرفته ای، از باران بسیار سیراب باشی.

تِه علی سایر القبور فقد أصب                _حت بالتّیه و الفخار جدیرا

- بناز بر تربت دگران كه سزاوار هر گونه افتخار و نازى.

 

ابیاتی درباره فضایل حضرت امام حسین (علیه السّلام)

فیک ریحانۀ النبیّ و من حلّ                من المصطفی محّلا أثیرا

- گل بوستان پيامبر در تو آرام گرفته است، آنكه در قلب و ديده مصطفى جاى داشت.

فیک یا قبر کلّ حلم و علم                  و حقیق بأن تکون فخورا

- ای مضجع شریف، كوه وقار و درياى علم در تو جای گرفته است، آرى سرفرازى و باليدن سزاوار تو است.

فیک من هدّ قتله عمد الدی                 _ ن و قد کان بالهدي معمورا

- پيكرى در تو نهان است كه با فرو افتادنش اركان دين فرو ريخت با آنكه استوار بود.

فیک من کان جبرئیل یناغی                هو میکال بالحباء صغیرا

- آنكه در کودکی جبرئیل با مهربانی و ملایمت با او صحبت می کرد و میکاییل با هدیه و عطیّه بر درگاه بود.

فیک من لاذ فطرس فترقّی                  بجناحی رضی و کان حسیرا

- فردی را در برگرفته ای که فطرس فرشته در بند و ناتوان با پناه بردن به درگاه او با بالهای رضایت به آسمان پرواز کرد.

شاعر مضامین این دو بیت اخیر را از احادیث برگرفته است:

رُوِيَ فِي بَعْضِ الْكُتُبِ الْمُعْتَبَرَةِ عَنِ الطَّبَرِيِّ عَنْ طَاوُسٍ الْيَمَانِيِ‏: وَ إِنَّ جَبْرَئِيلَ (ع) نَزَلَ يَوْماً فَوَجَدَ الزَّهْرَاءَ (ع) نَائِمَةً وَ الْحُسَيْنَ فِي مَهْدِهِ يَبْكِي فَجَعَلَ يُنَاغِيهِ وَ يُسَلِّيهِ حَتَّى اسْتَيْقَظَتْ فَسَمِعَتْ صَوْتَ مَنْ يُنَاغِيهِ فَالْتَفَتَتْ فَلَمْ تَرَ أَحَداً فَأَخْبَرَهَا النَّبِيُّ (ص) أَنَّهُ كَانَ جَبْرَئِيلَ (ع). (2)

در برخی از کتابهای معتبر از طبری از طاووس یمانی روایت شده است که يك روز جبرئيل (علیه السّلام) نازل شد و ديد حضرت فاطمه اطهر (سلام الله علیها) خواب است و امام حسين (علیه السّلام) در ميان گهواره گريه مي كند. جبرئيل با امام حسين (عليهما السّلام) گفتگو می کرد و آن حضرت را آرام مي نمود تا اينكه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) از خواب بيدار شد. حضرت زهراء (سلام الله علیها) مي شنيد شخصى حسين را آرام مي كند ولى احدى را نمي ديد. سپس پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) به وى خبر داد آن شخص جبرئيل (علیه السّلام) مي باشد.

ماجرای فطرس فرشته نیز به کرّات در منابع حدیثی آمده است:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عُمَرَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ صَبَّاحٍ الْمُزَنِيِّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ شُعَيْبٍ الْمِيثَمِيِّ قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَقُولُ‏: إِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ (ع) لَمَّا وُلِدَ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَبْرَئِيلَ أَنْ يَهْبِطَ فِي أَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَيُهَنِّيَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ جَبْرَئِيلَ قَالَ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ فَمَرَّ عَلَى جَزِيرَةٍ فِي الْبَحْرِ فِيهَا مَلَكٌ يُقَالُ لَهُ فُطْرُسُ كَانَ مِنَ الْحَمَلَةِ بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي شَيْ‏ءٍ فَأَبْطَأَ عَلَيْهِ فَكَسَرَ جَنَاحَهُ وَ أَلْقَاهُ فِي تِلْكَ الْجَزِيرَةِ فَعَبَدَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِيهَا سَبْعَمِائَةِ عَامٍ حَتَّى وُلِدَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (ع) فَقَالَ الْمَلَكُ لِجَبْرَئِيلَ يَا جَبْرَئِيلُ أَيْنَ تُرِيدُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْعَمَ عَلَى مُحَمَّدٍ بِنِعْمَةٍ فَبُعِثْتُ أُهَنِّئُهُ مِنَ اللَّهِ وَ مِنِّي فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ احْمِلْنِي مَعَكَ لَعَلَّ مُحَمَّداً (ص) يَدْعُو لِي قَالَ فَحَمَلَهُ قَالَ فَلَمَّا دَخَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى النَّبِيِّ (ص) هَنَّأَهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنْهُ وَ أَخْبَرَهُ بِحَالِ فُطْرُسَ فَقَالَ النَّبِيُّ (ص) قُلْ لَهُ تَمَسَّحْ بِهَذَا الْمَوْلُودِ وَ عُدْ إِلَى مَكَانِكَ قَالَ فَتَمَسَّحَ فُطْرُسُ بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (ع) وَ ارْتَفَعَ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَا إِنَّ أُمَّتَكَ سَتَقْتُلُهُ وَ لَهُ عَلَيَّ مُكَافَاةٌ أَلَّا يَزُورَهُ زَائِرٌ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ عَنْهُ وَ لَا يُسَلِّمَ عَلَيْهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ سَلَامَهُ وَ لَا يُصَلِّيَ عَلَيْهِ مُصَلٍّ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ صَلَاتَهُ ثُمَّ ارْتَفَعَ. (3)

احمد بن محمد بن یحیی عطار شعيب ميثمى گويد از حضرت امام صادق (علیه السّلام) شنيدم فرمودند: چون حسين بن على (علیه السّلام)  متولد شد خدا به جبرئيل دستور داد با هزار فرشته فرود آيند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را از طرف او تهنيت گويند. جبرئيل فرود آمد و به جزيره ‏اى در دريا گذشت كه فرشته ‏اى به نام فطرس از حاملان عرش كه خدايش پر شكسته بود و در آن جزيره انداخته بود مكان داشت و هفتصد سال در آنجا خدا را عبادت كرده بود تا تولد حسين بن على (ع)، آن فرشته به جبرئيل گفت: كجا مي روى؟ گفت: خدا به محمد (ص) نعمتى داده و مى‏ روم از طرف خدا و خود تبریک گويم. گفت: مرا با خود ببر شايد محمد برايم دعا كند. او را با خود برد و چون تبریک و تهنيت گفتند گزارش او را به عرض رساند. پيغمبر (صلی الله علیه و آله) به آن فرشته فرمود: اين مولود را لمس کن و به مقام خود برگرد. گويد فطرس خود را به حسين ماليد و بالا رفت و گفت يا رسول اللَّه ولى امت تو محققا او را خواهند كشت و بر من عوضى دارد كه هر كس زيارتش كند به او برسانم و هر كس بر او درود فرستد به او برسانم و هر كس طلب رحمت برايش كند به او برسانم و به آسمان رفت.

 

ابیاتی درباره مصایب اهل بیت در روز عاشورا

یوم سارت له جیوش ابن هند               لذحول أمست تحلّ الصدورا

 -روزی كه سپاه پسر هند به سويش شتافت به خاطر دشمنی و کینه ای که از او در دلهایشان جای گرفته بود.

آه وا حسرتی له و هو بالسی                 _ف نحیر أفدیت ذاك النّحیرا

- آه و وا حسرتا بر او و با شمشير گلويش را شكافتند، جانم فداي او که سرش را از بدنش جدا کردند.

آه إذ ظلّ طرفه یرمق الفس                  _طاط خوفا علی النساء غیورا

- آه که چشمان او به زنان در خیمه خیره گشته بود و از غيرت خون دل مى‏خورد.

آه إذ أقبل الجواد علی النس                 _وان ینعاه بالصهیل عفیرا

-آه آن هنگام كه مرکب ایشان با زين واژگون به خون آغشته شيهه كشان به سمت خيمه‏ ها آمد.

و تبادرن مسرعات من الخد                  ر و من قبل مسبلات الستورا

- به سرعت از خیمه ها بیرون شتافتند، در حالی که پیش از آن همواره در خیمه بودند و همواره مستور و پوشیده بودند.

 

 

و لطمن الخدود من ألم الثکل               و غادرن بالنّیاح الخدورا

- از سوز دل سيلى به صورت نواختند و با ناله و شيون خیمه ها را ترک کردند.

ثمّ لمّا رأین رأس حسین                    فوق رمح حکی الهلال المنیرا

- و هنگامی که سر حسين را مانند بدر تابان بر بالاى نى ديدند؛

صحن بالذل أیّها الناس لم نُس              -بی و لم نأت فی الأنام نکیر

- فرياد بى كسى برآوردند: اى قوم از چه رو اسير باشيم؟ با آنكه جرمى نداریم.

مالنا لا نري لآل رسو                         _ ل اللّهفیکم یا هؤلاء نصیرا

- از چيست كه در ميان شما يكتن خاندان رسول را يار و ياور نيست؟

فعلی ظالمیهم سخط اللّه                    و لعن یبقی و یفنی الدهورا

- بر اين سيه كاران خشم و نفرين خدا نثار باد، و لعنتى پيوسته و هموار، در همه روزگار.

 

وقایعی که در این ابیات مطرح شده است همه در مقاتل ذکر شده است.

 

ابیاتی درباره فضایل حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام)

قل لمن لام فی ودادي بنی أح               _مد: لازلت فی لظی مدحورا

- به آنكه مرا بر دوستى آل احمد ملامت كند، بگو: پيوسته در این آتش سرخورده باش.

أعلی حبّ معشر أنت قد کن                 _تَ عذولا و لا تکون عذیرا

- در حب آنان به اعلی مرتبه باید برسی و عذری نداری در حالی که ملامت می کنی و‌ کم می گذاری.

إماما و هادیا و أمیرا  خُ                       _مّ و أبوهم أقامه اللّه فی

- كه خداى، على پدرشان را در روز «خم» امام و رهبر و امیر قرار داد؟

حین قد بایعوه أمرا عن                      اللّه فسائل دوحاته و الغدیرا

- روزی که همگان به این امر الهی دست بيعت سپردند، پس[اگر منکر هستی] از غدير خم و جهاز شتران سوال کن.

و أبوهم أفضی النبیّ إلیه                     علم ما کان أوّلا و أخیرا

- پدر ایشان [حضرت سید الشهداء و خاندان عصمت] که رسول خدا علم اولين و آخرين را به ایشان سپرد.

و أبوهم علا علی العرش لمّا                  قد رقی کاهل النبیّ ظهیرا

-پدر ایشان که بر عرش گام نهاد هنگامی كه بر شانه های پيامبر (صلی الله علیه و آله)  قرار گرفت.

و أماط الأصنام کلا عن الکع                 ­_ بۀ لمّا هوي بها تکسیرا

- و خانه كعبه را از لوث بتها پاك كرد و بتها را از بالا به زير افكند.

قال: لو شئت ألمس النجم بالکفّ            إذن کنت عند ذاك قدیرا

- مى‏گفت: اگر بخواهم ستاره را با دست لمس می کنم بنابراین برای انجام آن کار توانا هستم.

و أبوهم ردّت له الشمس بیضاً                و هی کادت لوقتها أن تغورا

-برای پدر ایشان بود که خورشيد نورانی گشت و هنگام غروب بازگشت.

و قضی فرضه أداء و عادت                   لغروب و کوّرت تکویرا

- چون نماز خود را به وقت به جای آوردند به سوى مغرب برگشت و تاریک و بی فروغ شد.

و أبوهم یروي علی الحوض من وا            لاهم و یردّ عنه الکفورا

- پدر ایشان ساقى كوثر باشد و هر که ولایت و امامت ایشان را بپذیرد، سیراب می گرداند و دشمنان و کافران را محروم گرداند.

و أبوهم یقاسم النار و الجنّۀ                  فی الحشر عادلا لن یجورا

- پدر ایشان که قسمت کننده عادلانه دوزخ و بهشت در محشر است به طوری که بر کسی ستم روا نگردد.

فإذا اشتاقت الملائک زارت                   ه فناهیک زایرا و مزورا

- هنگامی که فرشتگان مشتاق وی شوند به دیدار و زیارتش شتابند، خوشا به این زائر و ميزبان.

و أبوهم قال النبی له قو                      _لا بلیغا مکرّرا تکریرا

- پدر ایشان کسی كه پيامبر خدا درباره او بارها و بارها با بیان رسا فرمودند:

أنت خدنی و صاحبی و وزیري               بعد موتی أکرم بذاك وزیرا

- تو رفيق و مصاحب  من هستی و وزير و خليفه پس از من هستی، و چه نیکو وزيری است؟

أنت منی کمثل هرون من مو                _ سی لم اکن ابتغی سواه ظهیرا

- تو برای من به مانند هارون به موسی هستی. از اين رو پشتيبان فرد ديگری را نخواهم.

و أبوهم أودي بعمرو بن ودّ                   حین لاقاه فی العجاج أسیرا

- پدر ایشان کسی است که در پهنه ميدان «عمرو عبدود» را بر خاك هلاك افكند.

و أبوهم لباب خیبر أضحی                   قالعاً لیس عاجزا بل جسورا

- پدر ایشان کسی است که درب خيبر را با دليرى و جسارت از جاى بركند.

حامل الرایۀ التی ردّها بال                    أمس من لم یزل جبانا فرورا

- فاتحانه پرچم را بر دوش كشيد، كه روز قبل به دست مردى زبون و ترسو نگون گشته بود.

خصّه ذو العلا بفاطمۀ عر                     ساً و أعطاه شبرا و شبیرا

- آنكه به فرمان حق همسر فاطمه شد و شبر و شبير به او عطا شد.

 

شاعر با اشاره به وقایع تاریخی صدر اسلام ضمن یادآوری عظمت و مقام والای حضرت امیر المومنین (علیه السّلام) تاکید می نماید که این منزلت مختص فردی است که پدر حضرت سید الشهداء و خاندان ایشان است. و از جمله وقایعی چون واقعه غدیر، فتح مکه و قرار گرفتن حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) بر دوش پیامبر (صلی الله علیه و آله) و شکستن بتها و واقعه ردّ الشمس به مقام والای حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) در محشر، ساقی کوثر بودن حضرت علی (علیه السّلام)، قسیم نار و الجنه بودن حضرت اشاره می نمایند.

برخی از فضایل حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) را که شاعر ذکر نموده در احادیث زیر روایت شده است:

 

دو حدیث درباره فضایل اختصاصی حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام)

حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ الْأَسْتَرْآبَادِيُّ الْعَدْلُ بِبَلْخٍ قَالَ أَخْبَرَنَا جَدِّي قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ الْجُرْجَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبَانٍ قَالَ حَدَّثَنَا زَافِرُ بْنُ سُلَيْمَانَ عَنْ إِسْرَائِيلَ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ شَرِيكٍ الْعَامِرِيِّ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ ثَعْلَبَةَ قَالَ: قُلْتُ لِسَعْدٍ أَ شَهِدْتَ شَيْئاً مِنْ مَنَاقِبِ عَلِيٍّ (ع) قَالَ نَعَمْ شَهِدْتُ لَهُ أَرْبَعَ مَنَاقِبَ وَ الْخَامِسَةَ قَدْ شَهِدْتُهَا لَأَنْ يَكُونَ لِي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَبَا بَكْرٍ بِبَرَاءَةَ ثُمَّ أَرْسَلَ عَلِيّاً (ع) فَأَخَذَهَا مِنْهُ فَرَجَعَ أَبُو بَكْرٍ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ نَزَلَ فِيَّ شَيْ‏ءٌ قَالَ لَا إِلَّا أَنَّهُ لَا يَبْلُغُ عَنِّي إِلَّا رَجُلٌ مِنِّي وَ سَدَّ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَبْوَاباً كَانَتْ فِي الْمَسْجِدِ وَ تَرَكَ بَابَ عَلِيٍّ (ع) فَقَالُوا سَدَدْتَ الْأَبْوَابَ وَ تَرَكْتَ بَابَهُ فَقَالَ (ص) مَا أَنَا سَدَدْتُهَا وَ لَا أَنَا تَرَكْتُهُ قَالَ وَ بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ وَ رَجُلًا آخَرَ إِلَى خَيْبَرَ فَرَجَعَا مُنْهَزِمَيْنِ فَقَالَ النَّبِيُّ (ص) لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ غَداً رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ فِي ثَنَاءٍ كَثِيرٍ قَالَ فَتَعَرَّضَ لَهَا غَيْرُ وَاحِدٍ فَدَعَا عَلِيّاً فَأَعْطَاهُ الرَّايَةَ فَلَمْ يَرْجِعْ حَتَّى فَتَحَ اللَّهُ لَهُ وَ الرَّابِعَةُ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ أَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِيَدِ عَلِيٍّ (ع) فَرَفَعَهَا حَتَّى رُئِيَ بَيَاضُ آبَاطِهِمَا فَقَالَ النَّبِيُّ (ص) أَ لَسْتُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ وَ الْخَامِسَةُ خَلَّفَهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِي أَهْلِهِ ثُمَّ لَحِقَ بِهِ فَقَالَ لَهُ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ‏ مِنْ‏ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي. (4)             

ابو عبدالله حسین بن احمد استرآبادی با اسنادی از حارث بن ثعلبة نقل می کند به سعد گفتم از امتيازاتى كه نصيب على گشت چيزى را شاهد بودى؟ گفت: آرى چهار منقبت او را شاهد بودم و پنجمى را نيز شاهد بودم كه اگر يكى از آن امتيازات مرا بود از شتران سرخ موى بیشتر دوست داشتم.

-رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ابو بكر را مأمور ابلاغ سوره برائت فرمود سپس على (علیه السّلام) را فرستاد و على (علیه السّلام) آيات را از ابو بكر گرفت وى بازگشت و عرض كرد يا رسول اللَّه مگر در باره من چيزى از عالم بالا نازل شد؟ فرمودند: نه جز اينكه اين آيات را بايستى كسى ابلاغ كند كه از خود من باشد.

-رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در خانه ‏ها را كه به مسجد باز مي شد همه را بست و در خانه على (علیه السّلام) را هم چنان باقى گذاشت‏. عرض كردند همه درها را بستى و در خانه على را به حال خود گذاشتى؟ فرمود: نه بستن آن درها از جانب من بود و نه بازگذاشتن اين درب [دستور از جانب خداوند بوده است.]

- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عمر را با يك مرد ديگر براى گشودن خيبر فرستاد و هر دو شكست خورده باز گشتند. پيغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند فردا پرچم را بايد بدست كسى بدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند و ستايش فراوانى فرمود گويد چندين نفر براى پرچمدارى اعلام آمادگی كردند ولى پيغمبر على (علیه السّلام) را خواست و پرچم را بدو سپرد و على (علیه السّلام) از ميدان باز نگشت تا خداوند فتح و پيروزى را نصيبش فرمود.

- چهارمين امتياز در روز عيد غدير بود كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست على (علیه السّلام) را گرفت و آنقدر بلند كرد كه سفيدى زير بغلهاى هر دو نمايان گرديد و پيغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود آيا من به شما از خود شما اولی تر نيستم؟ گفتند: بله يا رسول اللَّه. فرمودند: بنا بر اين هر كه من مولای او هستم، على مولاى او است.

- پنجم اينكه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حضرت على (علیه السّلام) را براى خانواده خود جانشين كرد سپس على به آن حضرت پيوست پيغمبر به ایشان فرمود نسبت تو به من مانند نسبت هرون به موسى است جز اينكه پس از من پيغمبرى مبعوث نخواهد شد.

 

رُوِيَ بِإِسْنَادٍ صَحِيحٍ إِلَى جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ أَنَّهُ قَالَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ‏ إِنَّ فِي عَلِيٍّ خِصَالًا لَوْ كَانَتْ وَاحِدَةٌ مِنْهَا فِي جَمِيعِ النَّاسِ لَاكْتَفَوْا بِهَا فَضْلًا قَوْلُه (ص) مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ وَ قَوْلُهُ (ص) عَلِيٌّ مِنِّي كَهَارُونَ مِنْ مُوسَى وَ قَوْلُهُ (ص) عَلِيٌّ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ وَ قَوْلُهُ (ص) عَلِيٌّ مِنِّي كَنَفْسِي طَاعَتُهُ طَاعَتِي وَ مَعْصِيَتُهُ مَعْصِيَتِي وَ قَوْلُهُ (ص) حَرْبُ عَلِيٍّ حَرْبُ اللَّهِ وَ سِلْمُ عَلِيٍّ سِلْمُ اللَّهِ وَ قَوْلُهُ (ص) وَلِيُّ عَلِيٍّ وَلِيُّ اللَّهِ وَ عَدُوُّ عَلِيٍّ عَدُوُّ اللَّهِ وَ قَوْلُهُ (ص) عَلِيٌّ حُجَّةُ اللَّهِ وَ خَلِيفَتُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ قَوْلُهُ (ص) حُبُّ عَلِيٍّ إِيمَانٌ وَ بُغْضُهُ كُفْرٌ وَ قَوْلُهُ (ص) حِزْبُ عَلِيٍّ حِزْبُ اللَّهِ وَ حِزْبُ أَعْدَائِهِ حِزْبُ الشَّيْطَانِ وَ قَوْلُهُ (ص) عَلِيٌ‏ مَعَ‏ الْحَقِ‏ وَ الْحَقُّ مَعَهُ لَا يَفْتَرِقَانِ حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ وَ قَوْلُهُ (ص) عَلِيٌّ قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ قَوْلُهُ (ص) مَنْ فَارَقَ عَلِيّاً فَقَدْ فَارَقَنِي وَ مَنْ فَارَقَنِي فَقَدْ فَارَقَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَوْلُهُ (ص) شِيعَةُ عَلِيٍّ هُمُ الْفَائِزُونَ يَوْمَ الْقِيَامَة. (5)

با اسناد صحیح از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده است که شخصا از رسول الله (صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمودند: همانا در علی خصلتهایی است که اگر یکی از آنها در تمام مردم بود به یقین برای فضل و برتری آنان کافی بود؛ این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) که فرمودند: هر کس من ولی و سرپرست او هستم پس علی و سرپرست او است و این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) که منزلت علی در نزد من چون منزلت هارون در نزد موسی است و این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) که علی از من است و من از علی هستم و این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) که علی در نزد من چون نفس من است و اطاعت از او اطاعت از من و سرپیچی از فرمان او سرپیچی از امر من است و این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) که جنگ با علی جنگ با خدا است و فرمانبرداری از او اطاعت از خدا است و این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) که ولایت علی ولایت خدا است و دشمنی با علی دشمنی با خدا است و این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) که علی برهان و حجت خداوند و جانشین او بر بندگانش است و این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) که حب و دوست داشتن علی از ایمان و دشمنی با او از کفر است و این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) که حزب علی حزب خداست و حزب دشمنانش حزب شیطان است و این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) که علی با حق است و حق با علی است این دو از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند و این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) که علی قسمت کننده بهشت و جهنم است و این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) که هر کس از علی جدا شود گویا از من بریده است و هر کس از من جدا شود گویا از خداوند عزّ و جلّ بریده است و این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) که شیعیان علی در روز قیامت رستگارند.      

 

حدیثی در باب محبوبیّت حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) در نزد فرشتگان

در مضامین یاد شده شاعر اشاره می کند که فرشتگان مشتاق دیدار حضرت علی (علیه السّلام) هستند در این باره به حدیثی اشاره می شود:

وَ مِنْهُ عَنْ أَنَسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)‏: مَرَرْتُ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي إِلَى السَّمَاءِ فَإِذَا أَنَا بِمَلَكٍ جَالِسٌ عَلَى مِنْبَرٍ مِنْ نُورٍ وَ الْمَلَائِكَةُ تُحْدِقُ بِهِ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ مَنْ هَذَا المَلَكُ قَالَ ادْنُ مِنْهُ وَ سَلِّمْ عَلَيْهِ فَدَنَوْتُ مِنْهُ وَ سَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَإِذَا أَخِي‏ وَ ابْنُ عَمِّي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (ع) فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ سَبَقَنِي عَلِيٌّ إِلَى السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ فَقَالَ لِي يَا مُحَمَّدُ لَا وَ لَكِنِ الْمَلَائِكَةُ شَكَتْ حُبَّهَا لِعَلِيٍّ فَخَلَقَ اللَّهُ هَذَا الْمَلَكَ مِنْ نُورٍ عَلَى صُورَةِ عَلِيٍّ فَالْمَلَائِكَةُ تَزُورُهُ فِي كُلِّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ وَ يَوْمِ جُمُعَةٍ سَبْعِينَ أَلْفَ مَرَّةٍ وَ يُسَبِّحُونَ اللَّهَ وَ يُقَدِّسُونَهُ وَ يَهْدُونَ ثَوَابُهُ لِمُحِبِّ عَلِيٍّ (ع).‏ (6)

انس نقل می کند که پیامبر (صل الله علیه و آله) فرمودند: «شبی که مرا به معراج بردند، فرشته‌ ای را دیدم که بر منبری از نور نشسته بود و فرشتگان دیگری بر گرد او بودند. گفتم: ای جبرئیل، این فرشته‌ کیست؟ جبرئیل گفت: به او نزدیک شو و سلام کن، من نزدیک رفتم و سلام کردم. دیدم که او برادر و پسر عمویم على بن ابی‌طالب (علیه السلام) است. گفتم: ای جبرئیل، یعنی على در رسیدن به آسمان چهارم از من پیشی گرفته است؟ جبرئیل گفت: خیر. ای محمد، فرشتگان به واسطه شدت محبتى که به علی دارند، پیش خدا شکایت کردند [که از دیدارش محرومند] خداوند این فرشته را از نور به شکل و شمایل على آفرید. پس فرشتگان او را در هر شب و روز جمعه هفتاد هزار بار زیارت می‌ کنند و خداوند را تسبیح و تقدیس می ‌نمایند، و ثواب آن‌ را بر محبان و دوستان على (علیه السلام) هدیه می‌ نمایند.» (7)

 

ابیاتی درباره فضایل خاندان عصمت و طهارت (علیهم السّلام)

و بهم تاب ذو الجلال على آ                  _دم فارتد ذنبه مغفورا

- با شرافت اين خاندان توبه آدم به درگاه حق پذيرفته شد و گناه او بخشیده شد.

و بهم قامت السماء و لولا                     هم لکادت بأهلها أن تمورا

- به يمن وجود ایشان آسمان برجای ماند و گرنه با ساكنانش در اضطراب جنبش بود.

و بهم باهل النبیّ فقل لیألهم                فی الوري عرفت نظیرا؟

- به همراه همين خاندان رسول حق به «مباهله» برخاست، در بین مردم چه کسی نظیر چنین شرافتى را سراغ دارد؟

فیهم أنزل المهیمن قرآ                      ناً عظیما و ذاك جمّا خطیرا

- در شأن اين خاندان آياتى از جانب خداوند مهيمن نازل گشت كه بسیار عظیم الشأن است.

فی الطواسین و الحوامیم و الرح             من آیاً ما کان فی الذکر زورا

- در سوره‏ هاى طس و حاميم و سوره رحمن و آيات دگر كه دروغ و افترا نيست.

و خلقناه نطفۀ نبتلیه                         فجعلناه سامعا و بصیرا

- در اين آيه كه گويد: «به صورت نطفه ‏اش بيافريديم تا بيازمائيم، شنوا و بينایش ساخته ایم.»

لبیان إذا تأمله العار                           ف یبدي له المقام الکبیرا

- نکته ظریفی است كه اگر شناساى حق تأمل كند، مقام ارجمندش دريابد.

ثم تفسیر «هل أتی» فیه یا صا              _حِ قل له إن کنت تفهم التفسیرا

- اى دوست من، اگر از سوره هل أتى و تفسير آن با خبرى گوش فرا ده كه گويد:

إن الأبرار یشربون بکأسٍ                      کان عندي مزاجها کافورا

- «نيكوكاران از جام شرابى سيراب شوند كه چاشنى آن كافور است.»

فلهم أنشأ المهیمن عیناً                      فجّروها لدیهم تفجیرا

- ويژه آنان، خداوند قادر مهيمن چشمه جوشاند كه در نزد ایشان، در جوش و خروش است.

و هداهم و قال: یوفون بالنذ                  _ر فمن مثلهم یوفی النذورا؟

- به نذرشان وفا كردند و خداي ایشان را ستود، چه کسی مانند ایشان به نذر خود عمل نماید؟

و یخافون بعد ذلک یوما                      شرّه کان فی الوري مستطیرا

- آرى، آنان از آن روزی (رستاخیزی) که شرّ و بدی آن در همه جا پراکنده است ترسان هستند.

فوقاهم إلله هم ذلک الیو                     _مَ و یلقون نضرة و سرورا

- خدايشان از عذاب آن روز در پناه گرفت كه جز خرمى و نشاط نبينند.

و جزاهم بأنهم صبروا فی الس               _ رَّ و الجهر جنۀ و حریرا

- و به پاداش صبر و شكيبائى در نهان و آشکار بوستان بهشت و جامه‏ هاى حرير پاداش گرفتند.

فاتکوا من علی الأرائک لایل                  _قونَ فیها شمسا و لا زمهریرا

- تكيه زنند بر تختهایی در سايه انبوه درختان، نه خورشيد و نه سوز سرما پدیدار نباشد.

و أوان و قد أطیفت علیهم                   سلسبیل مقدّر تقدیرا

- جامهایی که بر گرد آنان می گردانند كه از چشمه قدرت پر شود.

و بأکواب فضّۀ و قواری                       رَ قدّروها علیهم تقدیرا

- و در پياله نقره و ميناى بلورین که به اندازه مناسب برای آنان است.

و بکأس قد مازجت زنجبیلا                  لذّة الشاربین تشفی الصدورا

- جامى از سلسبيل آمیخته با زنجبيل، كه كام را شيرين و معطر سازد و دل را شفا بخشد.

و إذا ما رأیت ثمّ نعیماً                        دائما عندهم و ملکا کبیرا

- در عرصه بهشت به هر سو بنگرى، نعمتى پايدار بينى با سلطنتى برقرار.

و علیهم فیها ثیاب من السند                _س خضر فی الحشر تلمع نورا

-بر تن آنان جامه ‏هایی از ابریشم سبز است كه پرتوهای آن می درخشد.

و یحلّون بالأساور فیها                        و سقاهم ربی شرابا طهورا

- دستبندهای سیمین بر دست دارند و پروردگارشان آنان را از آشاميدنى كه پاك كننده (دلها) است بياشاماند.

 

شاعر با استناد به آیات قرآن که در فضایل ائمه معصومین (علیهم السّلام) نازل شده است ستایش خداوند متعال از ائمه هدی را در ابیات خود گنجانده است. شاعر به آیه مباهله؛ آیه 61 سوره مبارکه آل عمران و آیات سوره مبارکه انسان اشاره کرده و ابیات اخیر را منطبق با ترجمه آن آیات ذکر نموده است.

ابن حماد در ادامه قصیده حدیثی را درباره ازدواج حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به نظم می آورد که در آن از فضایل بی همتای مولی الموحدین و فرخندگی این ازدواج و نعمتی که خداوند به این خاندان و شیعیان ایشان در بهشت عطا فرموده است، مطالبی را در بردارد.

 

پانویسها

(1) ادب الطف، جلد 2، صفحه 163 - الغدير فى الكتاب و السنه و الادب، جلد ‏4، صفحه    228 – 224 - ترجمه الغدير فى الكتاب و السنه و الادب، جلد ‏7، صفحه 269 – 264

(2) بحار الأنوار، جلد‏44، صفحه 188 - 187  

(3) الأمالي (للصدوق)، صفحه 138 - 137

(4) الخصال، جلد1، صفحه 311 

(5) جامع الأخبار، صفحات 12-13 - الخصال، صفحه 496 - الأمالي (للصدوق)، صفحه89

(6) كشف الغمة في معرفة الأئمة، جلد ‏1، صفحه 139

(7) کشف الغمه، جلد 1، صفحه ۱۳۷

 

منابع

قرآن کریم

- ادب الطف، جواد شبّر، 10 جلد، بیروت، دار المرتضی، چاپ اول، 1409ق. – 1988م.

- الأمالي (للصدوق)، محمد بن على ابن بابويه، 1جلد، تهران، كتابچى، چاپ ششم، 1376ش.

- الخصال‏، ابن بابويه محمد بن على،‏ مصحح على اكبر غفارى، قم‏، جامعه مدرسين‏، 1362 ش.

- الغدير فى الكتاب و السنه و الادب‏، علامه عبد الحسين امينى، 11 جلد، قم، مركز الغدير للدراسات الاسلاميه،چاپ اول، 1416 ق.‏‏

- بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، 111جلد، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403 ق.

- ترجمه الغدير فى الكتاب و السنه و الادب‏، جمعى از مترجمان، 22 جلد، تهران‏، بنياد بعثت‏،  1387

- جامع الأخبار، محمد بن محمد شعيري، نجف‏، مطبعة حيدرية، چاپ: اول‏، بی تا

- كشف الغمة في معرفة الأئمة، على بن عيسى اربلى،2جلد، تبریز، بنى هاشمى، چاپ اول، 1381ق.