×
العربيةفارسیاردوEnglish
×
العربيةاردوEnglish
پخش زنده زیارت به نیابت تصاوير ویدیو اخباراشعار حسينىتحقیق و پژوهشگزارشاتگزارشهای تصویریپروژه ها و دستاوردهاخطبه نماز جمعهاخبار عتبات مقدسهگردشگری دینیصفحات دینیحضرت بقية اللهدانشنامه وارث الانبياء تماس با ما

آستان قدس حسینی

العربيةاردوEnglish

حضرت زینب (علیها السّلام) و دفاع از خاندان عصمت (علیهم السّلام) در برهه های مختلف زمانی

حضرت زینب (علیها السّلام) تربیت شده بیت نبوت و امامت هستند. مادر ایشان حضرت فاطمه (علیها السّلام) بهترین بانوی عالم و پدر بزرگورشان حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) بهترین انسان پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می باشد. حضرت زینب (علیها السّلام) تنها اندکی از عمر در کنار رسول الله (صلی الله علیه و آله) و حضرت فاطمه (علیها السّلام) گذراندند و بیشتر عمر شریفشان درزمانی سپری گردید که اوج ظلم و ستم به خاندان عصمت و طهارت (علیهم السّلام) بود. ایشان از همان اوان کودکی به دفاع از اسلام و اهل بیت پیامبر (علیهم السّلام) همّت گماشتند که در این مجال به اجمال بررسی می شود.

 

1- دفاع از حضرت فاطمه زهرا (سلام ا لله علیها)

فصاحت و زبان آوری حضرت زینب (علیها السّلام) پس از عاشورا با آن مصایب و رنجهایی که بر سر این بانوی بزرگ و خاندان عصمت آمده بود چنان شگفت آور بود که بسیاری از اهل سخن به آن اشاره نموده اند.

حضرت زینب (علیها السّلام) نه تنها پس از عاشورا با فصاحت مثال زدنی خود به دفاع از حضرت سیدالشهدا (علیه السّلام) و رسوایی غاصبان دین و امامت پرداختند بلکه از دوران کودکی و نوجوانی نیز به این مهم همت گماشته بودند.

 

1-1 ایراد خطبه در کودکی

از عجایب اینکه زینب (علیها السّلام) در حدود شش سالگی، خطبه غرّا و طولانی مادرش حضرت زهرا (علیها السّلام)  را که در مسجد النبی، پیرامون فدك و رهبري امام علی (علیه السّلام)  ایراد کرده بودند، حفظ نموده بود، براي آیندگان روایت می کرد، با اینکه آن خطبه هم مشروح و طولانی است و هم واژه ها و جمله هاي دشوار و پر معنی و بسیار در سطح بالا دارد و این از عجایب روزگار است و دیگران آن خطبه را از زینب (علیها السّلام)  نقل نموده اند. (1)

در تایید این مطلب چند حدیث در بحارالانوار نقل شده است که حضرت زینب (علیها السّلام) خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره (علیها السّلام) را نقل نموده است. در این مجال به ذکر این احادیث می پردازیم:

قال عبد الحميد بن أبي الحديد في شرح كتابه عليه السلام إلى عثمان ابن حنيف عند ذكر الأخبار الواردة في فدك، حيث قال: الفصل الأول فيما ورد من الأخبار و السير المنقولة من أفواه أهل الحديث و كتبهم لا من كتب الشيعة و رجالهم. و جميع ما نورده في هذا الفصل من كتاب أبي بكر أحمد بن عبد العزيز الجوهري في السقيفة و فدك و أبو بكر الجوهري هذا عالم محدّث كثير الأدب ثقة ورع أثنى عليه المحدّثون و رووا عنه مصنّفاته و غير مصنّفاته‏ ثم قال قَالَ أَبُو بَكْرٍ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: حَدَّثَنِي ابْنُ خَالاتٍ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ‏ عَنْ زَيْنَبَ بِنْتِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَمَّا بَلَغَ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلَامُ إِجْمَاعُ أَبِي بَكْرٍ عَلَى مَنْعِهَا فَدَكَ، لَاثَتْ‏ خِمَارَهَا وَ أَقْبَلَتْ فِي لُمَةٍ مِنْ حَفَدَتِهَا وَ نِسَاءِ قَوْمِهَا تَطَأُ ذُيُولَهَا، مَا تَخْرِمُ مِشْيَتُهَا مِشْيَةَ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) حَتَّى دَخَلَتْ عَلَى أَبِي بَكْرٍ وَ قَدْ حَشَدَ النَّاسَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ فَضُرِبَتْ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَهَا رَيْطَةٌ بَيْضَاءُ، وَ قَالَ بَعْضُهُمْ: قِبْطِيَّةٌ، وَ قَالُوا: قِبْطِيَّةٌ- بِالْكَسْرِ وَ الضَّمِّ-.. ثُمَّ أَنَّتْ أَنَّةً أَجْهَشَ‏ لَهَا الْقَوْمُ بِالْبُكَاءِ، ثُمَّ أَمْهَلَتْ طَوِيلًا حَتَّى سَكَنُوا مِنْ فَوْرَتِهِمْ، ثُمَّ قَالَتْ: أَبْتَدِئُ بِحَمْدِ مَنْ هُوَ أَوْلَى بِالْحَمْدِ وَ الطَّوْلِ وَ الْمَجْدِ، اَلْحَمْدُلِلَّهِ عَلی ما اَنْعَمَ وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلی ما اَلْهَمَ وَ الثَّناءُ بِما قَدَّمَ مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ اِبْتَدَاَها وَ سُبُوغِ الاءٍ اَسْداها وَ تَمامِ مِنَنٍ اَوْلاها جَمَّ عَنِ الْاِحْصاءِ عَدَدُها وَ نَأى عَنِ الْجَزاءِ اَمَدُها وَ تَفاوَتَ عَنِ الْاِدْراكِ اَبَدُها وَ نَدَبَهُمْ لاِسْتِزادَتِها بِالشُّكْرِ لاِتِّصالِها وَ اسْتَحْمَدَ اِلَى الْخَلائِقِ بِاِجْزالِها وَ ثَنی بِالنَّدْبِ اِلى اَمْثالِها... وَ ذَكَرَ خُطْبَةً طَوِيلَةً جِدّاً ثُمَّ قَالَتْ‏ فِي آخِرِهَا: فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ‏ وَ أَطِيعُوهُ فِيمَا أَمَرَكُمْ بِهِ.. إِلَى آخِرِ الْخُطْبَةِ. (2)

أبو بكر أحمد بن عبد العزيز الجوهري با اسنادی از قول حضرت زینب بنت علی بن ابی طالب (علیهما السّلام) نقل می کند که حضرت زینب (علیها السّلام) فرمودند: هنگامى كه خبر تصمیم ابوبكر بر غصب فدك حضرت فاطمه (علیهاالسلام) رسید، ایشان چادر بر سر نهاد و با گروهى از زنان به سوى مسجد روانه شد، در حالی كه چادرش به زمین كشیده مى‏ شد و راه رفتن او همانند راه رفتن پیامبر خدا بود، بر ابوبكر كه در میان عده‏ اى از مهاجرین و انصار  نشسته بود وارد شد، در این هنگام بین او و دیگران پرده‏ اى آویختند، آنگاه ناله ‏اى جانسوز از دل برآورد كه همه مردم به گریه افتادند و مجلس و مسجد به سختى به جنبش درآمد. سپس لحظه‏ اى سكوت كرد تا همهمه مردم خاموش و گریه آنان ساكت شد و جوش و خروش آنان آرام یافت، آنگاه حضرت زهرا (علیها السّلام)  كلامش را با حمد و ثناى الهى آغاز فرمود و درود بر رسول خدا فرستاد، در اینجا دوباره صداى گریه مردم برخاست، وقتى سكوت برقرار شد، كلام خویش را دنبال كرد و فرمود:حمد و سپاس خداى را برآنچه ارزانى داشت، و شكر او را در آنچه الهام فرمود، و ثنا و شكر بر او بر آنچه پیش فرستاد، از نعمت هاى فراوانى كه خلق فرمود و عطایاى گسترده‏ اى كه اعطا كرد، و منّتهاى بى‏شمارى كه ارزانى داشت، كه شمارش از شمردن آنها عاجز، و نهایت آن از پاداش فراتر، و دامنه آن تا ابد از ادراك دورتر است، و مردمان را فراخواند، تا با شكرگذارى آنها نعمتها را زیاده گرداند، و با گستردگى آنها مردم را به سپاسگزارى خود متوجّه ساخت، و با دعوت نمودن به این نعمتها آنها را دو چندان كرد. و خطبه طویلی را ایراد نمودند و در آخر آن فرمودند:: اکنون که چنین است تقواى الهى پیشه کنید آن چنان که شایسته مقام او است، خدا را در آنچه امر یا نهى فرموده است اطاعت نمایید تا انتهای خطبه.

همچنین در بحار الأنوار، جلد‏29، صفحه216حدیثی آمده است که راوی خطبه فدکیه حضرت زینب (علیها السّلام) می باشند.    

در حدیث دیگر  بخشی از خطبه فدکیه نیز از قول حضرت زینب کبری (علیها السّلام) روایت گردیده است:

 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ السَّعْدَآبَادِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَابِرٍ عَنْ زَيْنَبَ بِنْتِ عَلِيٍّ قَالَتْ قَالَتْ فَاطِمَةُ ع فِي خُطْبَتِهَا لِلَّهِ فِيكُمْ عَهْدٌ قَدَّمَهُ إِلَيْكُمْ وَ بَقِيَّةٌ اسْتَخْلَفَهَا عَلَيْكُمْ كِتَابُ اللَّهِ بَيِّنَةٌ بَصَائِرُهُ وَ آيٌ مُنْكَشِفَةٌ سَرَائِرُهُ وَ بُرْهَانٌ مُتَجَلِّيَةٌ ظَوَاهِرُهُ مُدِيمٌ لِلْبَرِيَّةِ اسْتِمَاعُهُ وَ قَائِدٌ إِلَى الرِّضْوَانِ أَتْبَاعَهُ وَ مُؤَدٍّ إِلَى النَّجَاةِ أَشْيَاعَهُ فِيهِ تِبْيَانُ حُجَجِ اللَّهِ الْمُنِيرَةِ وَ مَحَارِمِهِ الْمُحَرَّمَةِ وَ فَضَائِلِهِ الْمُدَوَّنَةِ وَ جُمَلِهِ الْكَافِيَةِ وَ رُخَصِهِ الْمَوْهُوبَةِ وَ شَرَائِعِهِ الْمَكْتُوبَةِ وَ بَيِّنَاتِهِ الْجَلِيَّةِ فَفَرَضَ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ وَ الزَّكَاةَ زِيَادَةً فِي الرِّزْقِ وَ الصِّيَامَ تَثْبِيتاً لِلْإِخْلَاصِ وَ الْحَجَّ تَسْنِيَةً لِلدِّينِ وَ الْعَدْلَ تَسْكِيناً لِلْقُلُوبِ وَ الطَّاعَةَ نِظَاماً لِلْمِلَّةِ وَ الْإِمَامَةَ لَمّاً مِنَ الْفُرْقَةِ وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَى الِاسْتِيجَابِ وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّةِ وَ بِرَّ الْوَالِدَيْنِ وِقَايَةً عَنِ السَّخَطِ وَ صِلَةَ الْأَرْحَامِ مَنْمَاةً لِلْعَدَدِ وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاءِ وَ الْوَفَاءَ لِلنَّذْرِ تَعَرُّضاً لِلْمَغْفِرَةِ وَ تَوْفِيَةَ الْمَكَايِيلِ وَ الْمَوَازِينِ تَغْيِيراً لِلْبَخْسَةِ وَ اجْتِنَابَ قَذْفِ الْمُحْصَنَاتِ حَجْباً عَنِ اللَّعْنَةِ وَ مُجَانَبَةَ السَّرِقَةِ إِيجَاباً لِلْعِفَّةِ وَ أَكْلَ أَمْوَالِ الْيَتَامَى إِجَارَةً مِنَ الظُّلْمِ وَ الْعَدْلَ فِي الْأَحْكَامِ إِينَاساً لِلرَّعِيَّةِ وَ حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الشِّرْكَ إِخْلَاصاً لِلرُّبُوبِيَّةِ فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ‏ فِيمَا أَمَرَكُمْ بِهِ وَ انْتَهُوا عَمَّا نَهَاكُمْ عَنْهُ. (3)

حديث محمّد بن موسى بن متوكّل (رضى اللَّه عنه) از على بن حسين سعدآبادى از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از اسماعيل بن مهران از احمد بن محمّد بن جابر از حضرت زينب (علیها السّلام) بنت على بن ابى طالب (عليه السّلام) نقل می کند که حضرت زینب (علیها السّلام)  فرمودند: حضرت فاطمه (عليها السّلام) در خطبه ای فرمودند: خدا در بين شما عهدى دارد كه تقديم شما داشته و جانشينى دارد كه حاكم‏ بر شما قرار داده است و آن عبارت است از: كتاب خدا كه دلایلش روشن و آشكار بوده است و آيه ‏هايش از امور نهانى كتاب پرده بر مى‏دارند، قرآن برهانى است كه ظواهرش متجلّى و روشن بوده و پيوسته خلایق را به استماعش مى ‏كشاند اتباع و پيروانش را به بهشت رضوان مى‏ برد و تابعانش را نجات مى‏ دهد، در آن حجّتهاى نورانى حقّ و محرّمات الهى و فضایل تدوين و تنظيم‏ شده ‏آن و جمل و كلمات كافى و وافيش و نعمتهاى ارزانى ‏شده آن و شرايع و احكام واجب و قطعي آن و ادلّه و براهين روشن و آشكار آن بيان مى ‏گردد. حقّ تعالى ايمان را به منظور تطهير از شرك و نماز را به جهت تنزيه از كبر و سرافرازى و زكات را به داعى زياد شدن رزق و روزه را به خاطر تثبيت اخلاص و حجّ را به قصد رونق يافتن دين و عدل را براى آرام نمودن دلها و طاعت را به منظور نظام ملّت و امامت را به خاطر اصلاح تفرقه و تشتّت، و جهاد را براى عزّت و بزرگى اسلام و صبر را به جهت كمك بر طلب ايجاب مطلوب و ظفر يافتن بر آن و امر به معروف را به جهت مصلحت عموم و احسان به پدر و مادر را به منظور حفظ از غضب و خشم، و صله ارحام را به جهت زياد شدن تعداد دوستان و قصاص را به جهت حفظ خونها و وفای به نذر را به منظور فراهم شدن اسباب آمرزش و كامل قرار دادن ترازوها را به جهت ترك كم فروشى و دورى جستن از نسبت ناروا دادن به زنان عفيفه را به خاطر بر حذر ماندن از رانده شدن از درگاه رحمت الهى و اجتناب از سرقت را به منظور اثبات عفّت و پاكى، و دورى نمودن از خوردن اموال ايتام را به خاطر عدول از ستم و دادگرى در احكام را به منظور انس گرفتن با رعيّت، واجب و فرض قرار داد و نيز حقّ عزّ و جلّ به منظور اخلاص در مقابل پروردگار شرك را حرام نمود، پس در آنچه شما را مأمور ساخته به مقدارى كه مى‏توانيد تقوى و پرهيزكارى داشته و از منهيّات دورى نماييد. (4)

حضرت زینب (علیها السّلام) مصایب مادر بزرگوار خود حضرت فاطمه صدیقه (علیها السّلام) را پس از شهادت ایشان شرح می دهد تا به گوش آیندگان برسد. حدیث ذیل در بحار الانوار از حضرت زینب (علیها السّلام) نقل شده است که سخنان مادر گرامی خود را پس از غصب فدک و ارثیه در کنار مضجع رسول الله (صلی الله علیه و آله) نقل می فرمایند تا بدین ترتیب هم ظلمها و تعدیهای غاصبان بر خاندان وحی مشخص شود و هم مظلومیت و حقانیّت بارز گردد و برای آیندگان باقی بماند.

الْجِعَابِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ (5) بْنِ جَعْفَرٍ الْحَسَنِيِّ عَنْ عِيسَى بْنِ مِهْرَانَ عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الْهَاشِمِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ، عَنْ زَيْنَبَ بِنْتِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَتْ: لَمَّا اجْتَمَعَ رَأْيُ‏ أَبِي بَكْرٍ عَلَى مَنْعِ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلَامُ فَدَكَ وَ الْعَوَالِيَ‏ وَ أَيِسَتْ مِنْ إِجَابَتِهِ لَهَا، عَدَلَتْ إِلَى قَبْرِ أَبِيهَا رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَأَلْقَتْ نَفْسَهَا عَلَيْهِ وَ شَكَتْ إِلَيْهِ مَا فَعَلَهُ الْقَوْمُ بِهَا وَ بَكَتْ حَتَّى بُلَّتْ تُرْبَتُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِدُمُوعِهَا عَلَيْهَا السَّلَامُ وَ نَدَبَتْهُ. ثُمَّ قَالَتْ فِي آخِرِ نُدْبَتِهَا:

قَدْ كَانَ بَعْدَكَ أَنْبَاءٌ وَ هَنْبَثَةٌ

 

لَوْ كُنْتَ شَاهِدَهَا لَمْ يَكْبُرِ  الْخَطْبُ‏

إِنَّا فَقَدْنَاكَ فَقْدَ الْأَرْضِ وَابِلَهَا

 

وَ اخْتَلَّ قَوْمُكَ فَاشْهَدْهُمْ فَقَدْ نَكَبُوا

قَدْ كَانَ جِبْرِيلُ بِالْآيَاتِ يُؤْنِسُنَا

 

فَغِبْتَ عَنَّا فَكُلُّ الْخَيْرِ مُحْتَجَبٌ‏

وَ كُنْتَ‏ بَدْراً وَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ‏

 

عَلَيْكَ تَنْزِلُ مِنْ ذِي الْعِزَّةِ الْكُتُبُ‏

قد كان بعدك أنباء و هنبثة

 

لو كنت شاهدها لم تكثر الخطب‏

أبدت رجال لنا نجوى صدورهم‏

 

لمّا قضيت و حالت دونك الكتب‏

تجهّمتنا رجال و استخفّ بنا

 

إذ غبت عنّا فنحن اليوم نغتصب‏

تَجَهَّمَتْنَا رِجَالٌ وَ اسْتُخِفَّ بِنَا

 

بَعْدَ النَّبِيِّ وَ كُلُّ الْخَيْرِ مُغْتَصَبُ‏

سَيَعْلَمُ الْمُتَوَلِّي ظُلْمَ حَامَتِنَا

 

يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَنَّى سَوْفَ يَنْقَلِبُ‏

فَقَدْ لَقِينَا الَّذِي لَمْ يَلْقَهُ أَحَدٌ

 

مِنَ الْبَرِيَّةِ لَا عُجْمٌ وَ لَا عَرَبٌ‏

فَسَوْفَ نَبْكِيكَ مَاعِشْنَا وَمَا بَقِيَتْ‏

 

لَنَا الْعُيُونُ بِتِهْمَالٍ لَهُ سَكْبُ (6)‏

ابوبکر محمود بن عمر الجعابی از محمد بن جعفر حسنی از عیسی بن مهران از یونس از عبدالله بن محمد بن سلیمان هاشمی از پدرش و پدرش از جدش و جدش از حضرت زینب دختر علی بن ابی طالب (علیهما السلام) نقل می کند که حضرت زینب (علیها السّلام)  فرمودند: هنگامی که ابوبکر مصمم شد که فدک و عوالی را به حضرت فاطمه (علیها السّلام) ندهد و حضرت فاطمه (علیها السّلام) نسبت به دریافت پاسخی از سوی ابوبکر به درخواست خود نا امید گشت، راه خود را به سمت مضجع شریف پدرش، رسول اللَّه (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) تغییر داد خویشتن را بر مضجع رسول الله (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) افکند و از آنچه قومش با او کرده بودند شکایت کرد و آنقدر گریست که تربت مضجع پیامبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) از اشکهای حضرت فاطمه (سلام الله علیها) خیس شد و برای رسول خدا (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) شیون و ناله کرد و سپس در پایان شیون و زاری خود فرمودند:

پس از تو روایت گریها و سخنان مختلف مطرح شد و شداید مختلف ایجاد شد که اگر تو حضور داشتی و شاهد بودی، مشکلات و مصیبتها چنان بزرگ نمی گشت.

از دست دادن تو برای ما همچون از دست دادن باران برای زمین بود، قوم تو سست گشته و دچار فساد شد و تو ناظر بر کارهای آنها باش چرا که منحرف گشتند.

جبرئیل با آیه هایی که نازل می کرد؛ باعث انس و آرامش ما می شد، اما تو از میان ما رفتی و با رفتن تو هر خوبی از نظرها پنهان گشت.

تو ماه و نوری بودی که از آن نور طلب می شود، بر تو از سوی خداوند عزیز آیه ها نازل می گشت.

پس از تو روایت گریها و اختلاف در گفتارها شکل گرفت که تو اگر حاضر و شاهد بودی مصیبتهای بزرگ نمی گشت.

مردانی که آنچه را در سینه داشتند زمانی که از دنیا می رفتی به ما نشان دادند و مانع از نوشتن تو شدند. (اشاره به واقعه ای است که رسول الله (صلی الله علیه و آله) قلمی خواست تا وصیتی بنویسند که پس از ایشان مردم گمراه نشوند که برخی اجازه نوشتن وصیت خویش را به حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) ندادند.)

مردانی بر ما خشم گرفتند و ما را کوچک کردند تو از میان ما رفتی وحقوق ما در حال حاضر غصب می شود.

مردانی با خشم با ما برخورد کردند و پس از رفتن پیامبر، ما را تحقیر کرده و به ما اهانت کردند و هر خیری غصب شده است.

مسئول امر ظالمان خواهد دانست که به نزدیکان ما ظلم کرد و در قیامت چگونه وضعیتش دگرگون خواهد شد. (خواهد دانست که سرنوشتش جهنم خواهد بود.)

ما ظلمی را دیدیم که از انسانها نه عرب و نه عجم چنین ظلمی را به خود ندیده بودند.

تا زمانی که زنده باشیم و تا زمانی که اشکی برای ما باشد، با چشمهایی گریان و با اشکی ریزان برای تو گریه خواهیم کرد.

دفاع از حضرت زهرا (سلام الله علیها) بعد از زمان شهادت ایشان در واقع شرح مظلومیّت حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) و شرح تعدیها و ستمگریهای غاصبان و دفاع از امامت و جانشینی بلافصل حضرت علی بن ابیطالب (علیه السّلام) نیز می باشد.

2- دفاع از حضرت سیدالشهدا (علیه السّلام) و آرمانهای ایشان

 

1 - 2 دفاع از حضرت امام حسین (علیه السّلام) در مجلس ابن زیاد (لعنه الله)

در خطبه ای که حضرت زینب (علیها السّلام) در مجلس ابن زیاد و در پاسخ به آن ملعون ایراد نمودند به فضایل خاندان وحی (علیهم السّلام) تاکید نمودند و با اشاره به آیه تطهیر شناسایی کافر فاسق را سهل نمودند:

«ابن زياد (لعنه الله) حضرت زینب (سلام الله علیها) را شناخت روی به او کرد و گفت: حمد خداى را كه شما را رسوا كرد و شما را كشت و دروغ شما را ظاهر گردانيد. حضرت زينب (عليها السّلام) فرمودند: حمد خدای را كه به محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) پيغمبر خود ما را گرامى داشت و ما را از هر رجسى و آلايشى پاك و پاكيزه داشت، همانا فاسق رسوا مى‌شود و فاجر دروغ مى‌گويد و ما به حمد اللّه از آنان نيستيم و آنها ديگران هستند. ابن زياد گفت: كار خدا را با برادر و اهل بيت تو چگونه ديدى؟ حضرت زينب (عليها السّلام) فرمود: از خدا جز نيكى نديدم زیرا آل رسول جماعتى بودند كه خداوند از براى قربت محلّ و رفعت مقام، حكم شهادت بر ايشان نگاشته بود لا جرم به آنچه خدا از براى ايشان اختيار كرده بود؛ اقدام كردند و به جانب مضجع خويش شتاب كردند و لكن زود باشد كه خداوند تو را و ايشان را در مقام پرسش بازدارد و ايشان با تو احتجاج و مخاصمت كنند، آن وقت ببين غلبه از براى كيست و رستگارى برای كیست؟ مادرت بر تو بگريد اى پسر مرجانه. (7)

 

2 - 2 دفاع از حضرت امام حسین (علیه السّلام) در مجلس یزید (لعنه الله)

عقيله بنى هاشم در كاخ يزيد خطبۀ فصیحی ایراد نمودند که در این مجال قسمتهایی از خطبه را که به دفاع از حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) و آرمان آن حضرت می پردازد؛ یادآور می شویم:

حضرت زينب دختر امير المؤمنين (عليهما السّلام) پس از حمد و ستایش خداوند و صلوات بر رسول الله و خاندان ایشان با قرائت آیه «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ: سرانجام آنان ‏كه بسيار كارهای زشت نمودند، اين است كه آيات الهى را دروغ پنداشته ‏اند و آنها را مسخره مى ‏كنند. » (8) اشاره فرمودند كه يزيد و اتباع او كه سر از فرمان خداى برتافتند و آيات خدا را انكار كردند و بازگشت آنان به آتش دوزخ خواهد بود. آنگاه روی به یزید (لعنه الله علیه) نمود و به او عذاب سخت الهی را بشارت داد:

«هان اى يزيد، آيا گمان مى ‌كنى كه چون زمين و آسمان را بر ما تنگ كردى و ما را شهر تا شهر مانند اسيران كوچ دادى، از منزلت و مكانت ما كاستى؟ و بر حشمت و كرامت خود افزودى؟ و قربت خود را در حضرت يزدان به زيادت كردى؟ كه از اين جهت آغاز تكبّر و تنمّر نمودى و بر خويشتن بينى (تکبر) بيفزودى و يكباره شاد و فرحان شدى كه مملكت دنيا بر تو گرد آمد و سلطنت ما از بهر تو صافى گشت؟ چنين نیست اى يزيد، عنان باز كش و لختى به خود بیا، مگر فرمايش خدا را فراموش كردى كه فرمود: « وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهين»‏ (9) البته گمان نكنند آنان كه كفر ورزيدند كه مهلت دادن ما برای آنان بهتر است، همانا آنان را مهلت داديم تا بر گناه خود بيفزايند و براى آنان عذابى مهين است. (10)

در قسمت دیگری از فرمایشات خود حضرت زینب (علیها السّلام)  به خوبی ماهیّت یزید و دشمنی او با رسول الله (صلی الله علیه و آله) و خاندان رسالت (علیهم السّلام) را علنی و افشاء نمودند:

هان اى يزيد، قسم به خدا كه نشكافتى مگر پوست خود را و نبريدى مگر گوشت خود را و زود باشد كه بر رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) وارد شوى در حالتى كه گناه ريختن خون ذريّۀ او را و هتك حرمت عترت او را بر گردن داشته باشى در هنگامى كه حقّ تعالى پراكندگى ايشان را جمع مى‌كند و حقّ ايشان را مى‌گيرد. «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون‏: كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار، بلكه زنده‏ هستند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند. » (11) و تو را خداوند برای داورى كافى است و محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) تو را براى مخاصمت و جبرئيل براى يارى و معاونت او كافى است و زود باشد كه بداند آن كسى كه تو را دستيار شد و بر گردن مسلمانان سوار كرد و خلافت باطل براى تو مستقر گردانيد و چه نكوهيده بدلى براى ظالمين هست و خواهيد دانست كه كدام يك از شما مكان او بدتر و ياور او ضعيفتر است و اگر بلاهای روزگار مرا بازداشت كه با تو گفتگو و تكلّم كنم، همانا من قدر تو را كم مى‌دانم و سرزنش تو را عظيم و توبيخ تو را كثير مى ‌شمارم، چه اينها در تو اثر نمى‌كند و سودى نمى ‌بخشد لكن چشمها گريان و سينه‌ ها بريان است. چه امرى عجيب و عظيم است، نجيبانى كه لشكر خداوند هستند به دست طلقاء كه لشكر شيطان هستند كشته گردند و خون ما از دستهاى ايشان بريزد و دهان ايشان از گوشت ما بدوشد و بنوشد و آن جسدهاى پاك و پاكيزه را گرگهاى بيابانى به نوبت زيارت كنند و آن تن هاى مبارك را مادران بچه كفتارها بر خاك بمالند. اى يزيد، اگر امروز ما را غنيمت خود دانستى، زود باشد كه اين غنيمت موجب غرامت تو گردد. در هنگامى كه نيابى مگر آنچه را كه پيش فرستادى و خداوند بر بندگان ستم‌ نمی كند و شكايت ما و اعتماد ما به حضرت او است. اكنون هر كيد و مكرى كه توانى بكن و هر سعى كه خواهى به عمل آور و در عداوت ما از كوششی فرو مگذار و با اين همه به خدا سوگند كه ذكر ما را نتوانى محو كردن و وحى ما را نتوانى دور كرد و فرجام ما را باز ندانى و غايت و نهايت ما را درك نخواهى كرد و عار كردار خود را از خويش دور نتوانى كرد و رأى تو كذب و ناقص و ايّام سلطنت تو اندک و جمع تو پراكنده و روز تو گذرنده است در روزى كه منادى حقّ ندا كند كه لعنت خدا بر ستمكاران است سپاس و ستايش خداوندى را كه در ابتدا بر ما سعادت را و در انتها رحمت و شهادت را ختم كرد. و از خدا مسئلت مى‌كنم كه ثواب شهداى ما را تكميل فرمايد و هر روز بر اجر ايشان بيفزايد و در ميان ما خليفه ايشان باشد و احسانش را بر ما دایم دارد كه اوست خداوند رحيم و پروردگار بسیار مهربان و در هر امرى كافى است و نيكو وكيلی است. (12)

 

3- دفاع از زین العابدین حضرت امام سجاد (علیه السّلام)

در مجلس یزید پس از اینکه حضرت علی بن حسین (علیه السّلام) را یزید شناخت به حضرت گفت: شکر خدا که ما به خلافت رسیدیم و شما در دستان ما اسیر شدید. شما را نزدیک و دور و آزاد و بنده می بینیم ولی در بین شما هیچ یاور و حمایت کننده ای نیست.

حضرت علی بن الحسین (علیه السّلام) به او فرمود: چه کسی از پدرم سزاورتر به خلافت بود؟ و او پسر دختر نبی شما بود ای یزید. اما این سخن خدای تعالی را شنیده ای؟ «هيچ مصيبتى به مال يا به جانتان نرسد مگر آنكه قبل از ایجادش آن در كتابی ثبت شده است و اين بر خدا آسان است * تا بر آنچه از دستتان مى‏رود اندوهگين نباشيد و بدانچه به دستتان مى ‏آيد شادمانى نكنيد. و خدا هيچ متكبر خود ستاينده‏اى را دوست ندارد.» (13) پس یزید (لعنه الله علیه) خشمگین شد و گفت: ای جوان همانا به ما جسارت کردی و دستور داد که گردنش را بزنند. (14) در این زمان طبق نقل مقاتل زنان بنی هاشم گرد حضرت سجاد (علیه السّلام) جمع شدند و فریاد وامصیبتا سر دادند و گریستند در این هنگام حضرت زینب کبری (علیها السّلام) در برابر یزید ایستاد.

این واقعه در قمقام زخار و صمصام التبار و معالي السّبطين چنین گزارش شده است: «همانا یزید اقدام به قتل علی بن الحسین (علیه السّلام) نمود و مرد شامی برخاست و گفت: اجازه بده گردنش را بزنم. هنگامی که حضرت زینب کبری (علیها السّلام) این را شنید، خود را بر روی حضرت افکند و گفت یزید خونهای ما ترا بس است. حضرت زین العابدین (علیه السّلام) فرمود: اگر قصد کشتن مرا داری پس با این زنان کسی را بفرست تا مدینه. پس رحم کرد و عفو نمود.» (15)

در کتاب اسرار الشهاده آمده است: در زمانی که یزید (لعنه الله علیه) دستور قتل حضرت امام سجاد (علیه السّلام) را صادر نمود امّ كلثوم و حضرت زينب (علیهما السّلام) فریاد برآوردند: «اى يزيد! آن خونها كه از ما بريختى، تو را كافى است. تو را با خداى سوگند مى‏ دهيم اگر او را مى‏ كشى، ما را نيز بكش.» (16)

گذشته از موارد ذکر شده، فداکاری حضرت زینب (علیها السّلام) در عصر عاشورا پس از آتش زدن خیمه ها برای محافظت از حضرت سجاد (علیه السّلام) که بیمار بودند و در درون خیمه بودند ستودنی است. (17)

همچنین می توان به فداکاری و تلاشهای این بانوی یکتا در عصر روز عاشورا برای گرد آوردن کودکان امام حسین (علیه السّلام) که در جریان به آتش کشیدن خیمه ها پراکنده شده بودند؛ اشاره نمود. علاوه بر این غمخواری و تیمارداری کودکان و نوجوانان خاندان عصمت و طهارت (علیهم السّلام) از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام بلا برعهده حضرت عقیله بنی هاشم زینب کبری (علیها السّلام) بوده است. طبق نقلهای مقاتل در این سفرها ایشان خود را سپر ظلمها و ستمهایی می نمودند که از سوی دشمنان در حق کودکان سر می زده است. موارد یاد شده گوشه ای از اقداماتی است که حضرت زینب (علیها السّلام) در جهت دفاع از خاندان عصمت و طهارت (علیهم السّلام) در زمانهای مختلف انجام داده اند. 

 

پی نوشتها

(1) کتاب فضایل و خصایص زینب کبري (س)، صفحه 28

  (2) بحار الأنوار، ج‏29، ص217 – 216

(3) علل الشرائع، ج‏1، ص248 - بحار الأنوار، ج‏6، ص 108 - 107

(4) علل الشرائع، ترجمه ذهنى تهرانى، ج‏1، ص793 – 791علل الشرائع،  محمد بن على ابن بابويه، مترجم: ذهنى تهرانى،قم، مؤمنين، 2جلد، چاپ اول، 1380ش.

  (5) در المصدرآمده است: أبو بكر محمّد بن عمر الجعابيّ از حضرت امام صادق (علیه السّلام) نقل کرده است:

(6) بحار الأنوار، جلد ‏29، صفحه 109 – 107

(7) منتهی الآمال، جلد 2، صفحه 948- 947

(8) سوره مبارکه روم، آیه دهم

(9) سوره مبارکه آل عمران، آیه 178

(10) منتهی الآمال، جلد 2، صفحه987 – 988

(11)سوره مبارکه آل عمران، آیه 169

(12) منتهی الآمال، جلد ٢، صفحه ٩٩٠ – 989

(13)سوره مبارکه حدید، آیات 22 و 23

(14) موسوعة الامام الحسين (عليه‏السلام)، ج‏6، ص: 631 -630 به نقل از مقتل أبي مخنف (المشهور)، صفحه 133 - 132

(15) موسوعة الامام الحسين (عليه‏السلام)، ج‏6، ص: 648 به نقل از معالي السّبطين، المازندراني، جلد دوم، 159- 160

(16) موسوعة الامام الحسين (عليه‏السلام)، ج‏6، ص 647 به نقل از اسرار الشّهاده، 501

(17) موسوعة الامام الحسين (عليه‏السلام)ج‏5، ص214 به نقل از معالي السّبطين، جلد 2، صفحه 89 – 87 و وسيلة الدّارين، صفحه  337و  343- 344

 

منابع

- بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403 ق.

- علل الشرائع،  محمد بن على ابن بابويه، مترجم: ذهنى تهرانى،قم، مؤمنين، 2جلد، چاپ اول، 1380ش.

- فضایل و خصایص زینب کبري (س)، عباس عزیزی، قم، سلسله، 1385

- منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل علیهم السّلام، حاج شیخ عباس قمی، قم، دلیل، 1379

- موسوعة الامام الحسين (عليه‏السلام)، گروهی از نویسندگان، تهران، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی دفتر انتشارات کمک آموزشی، 1378